۲۴ ساعت

۱۸ جوزا
۱ دیدگاه

ازخامۀ من دفترودیوان گله دارد

تاریخ  نشر  شنبه هشتم  جون ۲۰۱۳ هالند

صادق پیکار عصیانگر

صادق پیکار عصیانگر

ازخامۀ من دفترودیوان گله دارد

صادق پیکار

***

از رفتن شب ماه فروزان گله دارد

هم اخترو پروین خراسان گله دارد

ازسردی بهمن به شب تیرۀ یلدا

آن مادرکِ طفل به دامان گله دارد

ساغر که زلالی زمی ناب ندارد

ازساقی آن تشنه لبا نان گله دارد

بد خویی معشوقه چنان شهرۀ شهراست

کازآتش چشمش رُخ مژگان گله دارد

همسایۀ نزیک زیک بوسه ابا کرد

ازلعل لبش چاه ز نخدان گله دارد

من شانۀ بد، زلف پریشان توپرناز

ازشانۀ بد زلف پریشان گله دارد

ازابرسیه پرتو خورشید نتابد

ازابرتُنک ژاله وباران گله دارد

ازفرط تموز خیل غزالان همه بی آب

ازگرمی هوربرف زمستان گله دارد

آفت برسد معدن لاجورد به کوهسار

ازنرمی کوه لعل بدخشان گله دارد

رسمیست دراین شهرکه چندبی هنری هم

چیزی نتوان پخت ، زدیگدان گله دارد

ازشاعروارسته، چراتو گله مندی

از خامۀ اودفترو دیوان گله دارد

صادق پیکار

 

یک پاسخ به “ازخامۀ من دفترودیوان گله دارد”

  1. عزیزه عنایت گفت:

    ماشاالله محترم پیکار صاحب بسیار زیبا است . زنده باشید

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما