۲۴ ساعت

۳۰ حوت
۳دیدگاه

گزیده ای از اعترافات من

تاریخ نشر چهارشنبه  ۲۰ مارچ  ۲۰۱۳ هالند 

صادق پیکار عصیانگر

صادق پیکار عصیانگر

گزیده ای از اعترافات من

زیر عنوان “طنز منظوم”

هر یکی در وطن خویش یک ایمان دارد

من در این شهر غریبی دوصد ایمان دارم

کفر و دین گرچه به منطق نشود جمع بهم

شکر لله که “من این دارم و هم آن دارم”

 صادق پیکار

 

۳ پاسخ به “گزیده ای از اعترافات من”

  1. عبدالواحد يوسفي گفت:

    دین اگر معنی ایمان بدهد دل خوش دار
    که به گیتی نبود چون تو یکی دینداری

    سلام خدمت آقای پیکار

    کفر و ایمان چو کنی جمع، تداعی دارد
    چاکلیت داغ سر شیریخ ار بگذاری

    با مفاهیم که پیچده و کفر آمیز است
    ذهن بیچاره ما را زچه می آزاری

    شوخی طبع من اینست مپندارش شعر
    خوش اگر نظم مرا شعر گهی پنداری

  2. عبدالواحد يوسفي گفت:

    ببخشید اول باید سلام می آمد ولی گناه کمپیوتر بود

  3. صادق پیکار گفت:

    یوسفی صاحب،
    سواره را بگیر، پیاده …
    شعر که آمد بدون معطلی بنویس که فراموش نشود؛ سلام هر لحظه به دهان می آید.

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما