۲۴ ساعت

24 فوریه
۱ دیدگاه

جوانیت فنا گردید

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ  ۵ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۲۴  فبروری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

جوانیت فنا گردید

 می‌کند غارتِ دل حسن و  جمال مهرویان

 می‌کُشد آخر مرا خواب   و  خیالِ مهرویان

سالها شد منِ، محزون می‌کشم رنج فراق

 نیست در تقدیر من شاید   وصال مهرویان

 با منِ دل سوخته بس  بی‌وفایی کرده اند

 ننگ و نامم گشت، اینجا،   پایمال مهرویان

 می خورد اندر جگر ها، ناوک دلدوز عشق

 زان کمانِ ابروی، هم چون  هلال مهرویان

 شیخ و شاب شهرما ازعشق او دیوانه اند

 قصه ها دارد بسی، از شرح حال مهرویان

 خواستم از دل برکشم، مهر بتان، اما نشد

 گشته جانم گروِ ، آن خط  و خال  مهرویان

 چشم شان در عالم دل فتنه ها می‌ پرورد

 کاری جز تاراج  دل  ناید  به  فال  مهرویان

 این سرود نغز، از میخانه ای آمد به گوش

 زینت، بزمِ حضو ر اند  قیل  و قال مهرویان

 شاعران در وصف خوبان، گفته اما باز هم

  داستان می پرورد هر ماه و سال مهرویان

(رشیدی) سوختی در آرزوی بوسه ی آخر

جوانیت ( فنا گردید )  در  جنجال مهرویان

 چمن علی رشیدی

 

24 ژانویه
۱ دیدگاه

محوِ تماشا

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه  مؤرخ ۴ دلو  ( بهمن ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۴  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

محوِ تماشا

 مثل لاله  در بهار آخر شڪوفا  می‌شوم

همچو بلبل عاشق وغرق تمنا می شوم

 تیشه بر سر میزنم ، مانند  فرهاد  حزین

 بر رخِ ماهت گلم ، محوِ تماشا  می‌شوم

 در بیابان خیالت ، خویشتن  گم  می‌کنم

ازبرایت ای‌ صنم  مجنونِ شیدا می‌شوم

 در مشامم می‌ رسد تا بوی‌ عطر کاکُلَت

 بهره مندگویا ز انفاس مسیحا می‌شوم

 گر بگیری با محبت ، دستم ای  امید دل

 بر  فراز  آرزو  زین خاڪ  بالا  می‌ شوم

 در مسیر زندگی عشقت  مرا رمزِ حیات

 بی‌تو باشم هرکجا نقشِ چلیپا می‌شوم

 ترک سر از افتخارِ عاشقانِ  کوی توست

 بهر قربانی اگر ،خواهی مهیّا می شوم

 وعده‌ی وصلی بگو امید عاشق تازه کن

 ورنه در بازار عام، امروز رسوا می‌شوم

 ای رشیدی گر نسیم صبح گاه من شوی

هم‌چو گلهای معطر در رهت وا می‌شوم

 چمن علی رشیدی

12 اکتبر
۱ دیدگاه

سرزمین خسته

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه مؤرخ ۲۰ میزان  (مهر ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۲ اکتوبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

 سرزمین خسته 

 ازمن به تو سلامی ای سر زمین خسته

 اڪرام و احترامی  ای  سر زمین خسته

 تاریڪ شد  فضایت  از بس غبار غم بود

 صبحِ ندیده شامی ای سر زمین خسته

 از جور روز گاران  صد بار دل شڪستی

 محزون و تلخ کامی‌ای سر زمین خسته

 هر کس به نوبت  خود از عزت تو دزدید

 ڱم ڪرده نیڪنامی ای سر زمین خسته

 درعصرعلم و حکمت ای مهد شیر مردان

خاموش وبی مرامی ای سر زمین خسته

 دنیابه‌ کهکشان رفت‌ ازفیض علم و دانش

 تو بی سواد و خامی ای سر زمین خسته

 دریاب حریت راچون عصر بردگی نیست

 ننگ است دگرغلامی ای سر زمین خسته

 چون مرغ پر شکسته افتاده و زمین گیر

 پا بسته ی به دامی ای سر زمین خسته!

ازدرد خود (رشیدی) شعر و غزل سراید

من حیث یڪ پیامی ای سر زمین خسته

چمن علی رشیدی

۱۸ میزان ۱۴۰۴ خورشیدی