۲۴ ساعت

۰۵ عقرب
۹دیدگاه

از هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی

تاریخ نشر یکشنبه پنجم  عقرب ۱۳۹۸ –  ۲۷  اکتوبر  ۲۰۱۹ هالند 

حکایت ۲۸۲

کرده ام عهد که کار نگزینم جز عشق

بی تأمل زده ام دست بکاری که مپرس

« صائب »

دلباخته اسیر

عارف مشهور قرن پنجم هجری شیخ ابو سعید ابی الخیر، یک روز از بازار می گذشت ، نزدیک نخاس خانهء که مرکز برده فروشی بود رسید ، آواز چنگ شنید نظر کرد و کنیز ک ترکی را دید که چنگ می نواخت و این دوبیت را زمزمه میکرد:

امروز درین شهر چو من یاری نه

آورده  به   بازار  و   خریداری نه

آنکس  که  خریدار ،  بدوروایم نه

وانکس  که  بدورأی ، خریدارم نه

شیخ همانجا سجادهء خود را گسترد ونشست و بمریدان گفت :

این کنیزک را نزد من بیاورید!

کنیزک را آوردند و شیخ از او خواهش کرد که آنچه زمزمه میکرد باز بخواند.

کنیزک خواند و شیخ مالک او را طلبید و از او پرسید:

این را به چند میفروشی؟

گفت :

به هزار دینار.

شیخ خریدم و مالک کنیزک هم گفت فروختم.

شیخ از کنیز پرسید:

رایت به کیست؟

جواب داد :

بفلان شخص !

مریدان بر اثر امر شیخ که گفت :

اورا پیدا کنید رفتند ویرا به خدمت شیخ حاضر نمودند.

شیخ کنیزک را آزاد کرد و او را به کسی که خودش گفته بود رأیم بدوست تزویج نمود.

فروشنده ، از شیخ بهای کنیز را طلب کرد و شیخ یکی از مریدان را که از آنجا میگذشت  آواز داد و باو گفت:

هزار دینار از واجبات باین شخص بده !

مرید قبول کرد و در ساعت مبلغ مذکور را بفروشنده تسلیم نمود.

سلسله این حکایات ادامه دارد …

 

۹ پاسخ به “از هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی”

  1. admin گفت:

    دوستان عزیز و کتاب دوستان گرامی !
    جهانی سپاس از برادر عزیزم قیوم جان که لطف نموده حکایت ۲۸۲ از کتاب هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی تالیف شاد روان استاد علی اصغر بشیر هروی را تایپ و از طریق سایت ۲۴ ساعت تقدیم کتابدوستان و علاقمندان این حکایات نموده است. از دوستان محترم تقاضا میکنم که سلسله این حکایات را از طریق ایمیل بدوستان خود نیز بفرستند. مهدی بشیر

  2. فریده کریمی گفت:

    درود به برادر محترم و ادمین سایت وزین ۲۴ ساعت آقای محمد مهدی بشیر ، تشکر از نشر این حکایت جالب و آموزنده شاد روان استاد بشیر هروی . روحشان شاد و جنتها نصیب شان.

    • admin گفت:

      جهانی سپاس از حسن نظر خواهر گرامی محترمه فریده کریمی ، خداوند رفته گان شما را هم بیامرزد . موفق و سلامت باشید. مهدی بشیر

  3. برهان الدین سعیدی گفت:

    دوست معظم و دانشمند بشیر صاحب !
    حکایت شماره « ۲۸۲ » استاد بزرگوار هروی صاحب را که بنام « دلباخته اسیر » در صفحه « وزین ۲۴ » نشر شده است ؛ مطالعه کردم و از آن حظ و لذت بردم .
    الهی ! به فضل و مرحمت خویش، استاد دانشمند فرزانه هروی صاحب را بهشت برین نصیب بگردند و برای شما دوست عزیز و فامیل محترم صحت ، طول عمر و کامیابی استدعا دارم .
    بااحترام
    برهان الدین « سعیدی»

    http://www.said-afghani.org/seite-makalat/ustad-bashir-herawi-25.09.2011/hakaeate-%20281-%2014.10.2019-%20Bashir%20Herawi.pdf

    • admin گفت:

      از دوست دانشمند و گرامی جناب آقای برهان الدین سعیدی جهانی سپاس . شما لطف دارید . دوستان عزیز میتوانند علاوه از سایت ۲۴ ساعت این حکایات جالب ر ا با صد ها مطلب آموزنده دیگر با کلیک کردن لینگ بالا مطالعه نمایند و از آنها مستفید. شوند. مهدی بشیر

  4. قیوم بشیر هروی گفت:

    ضمن آرزوی شادی روح پدر گرامی ما ، زحمات قابل قدر شما را ارج می نهم مهدی جان عزیز. همچنین از حضور خواهر گرامی فریده جان کریمی و جناب برهان الدین سعیدی نیز سپاسگزارم .
    باعرض حرمت
    قیوم بشیر هروی

    • admin گفت:

      ممنون برادر عزیزم قیوم جان. تشکر از زحمات تان. روح پدر گرامی ما و تمام عزیزانیکه در کنار خانواده هایشان نیستند شاد. موفق وسلامت باشید .
      مهدی بشیر

  5. عبدالله هروی گفت:

    برادران محترم آقایان محمد مهدی جان بشیر مسؤول سایت وزین ۲۴ ساعت و قیوم جان بشیر هروی ، تشکر از اینکه سلسله این حکایات جالب و آموزنده زنده یاد استاد بشیر هروی را با خواننده گان و هموطنان شریک میسازید. روح استاد بزرگوار شاد و شما برادران سلامت باشید.

    • admin گفت:

      دوست وبرادر گرامی جناب آقای عبدالله هروی !
      جهانی سپاس از لطف تان. خداوند رفته گان شما را هم مغفرت کند. موفق باشید. مهدی بشیر

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما