۲۴ ساعت

۲۰ میزان
۸دیدگاه

از هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی

تاریخ نشر شنبه ۲۰ میزان  ۱۳۹۸ –  ۱۲  اکتوبر  ۲۰۱۹ هالند

حکایت ۲۸۱

دفتر صوفی کتاب و حرف نیست

جز دل اسپید همچون برف نیست

زاد     دانشمند      آثار      قلم

زاد  صوفی   چیست   انوار  قدم

« مولانا جلال الدین »

قریحهء ممتاز

سعید خان قریشی که از شعرای معروف دربار شاه جهان (۱۰۳۷ – ۱۰۶۹) بود و در هند میزیست ، هنگامیکه شاهزاده مراد بخش از جانب شاه جهان ، حاکم احمد آباد گجرات شد (سنه ۱۰۶۸) در ردیف همراهان موکب شاهزاده به احمد آباد رفت .

در یکی از روزهای عید که دربار سلام تشکیل یافته بود ، سعید خان نیز در آنجا حضور یافته بود وبدون اینکه متوجه باشد که باید بمناسبت روز عید، چیزی بسراید نزد یک شهزاده نشسته بود ، ناگهان شاهزاده با و خطاب کرد که :

چیزی گفته ای ؟

سعید خان که بغفلت خود پی برده بود جواب داد:

بلی ، غزلی گفته ام بعرض میرسانم . آنگاه از جا برخاست و کاغذ سفیدی از جیب بیرون آورد و در حالیکه بطرف آن نگاه میکرد این غزل را قرائت نمود :

روز عید است ، لب  خشک می آلود کنید

چارهء  کار  خود ای  تشنه لبان زود کنید

شربت   حب   نبات   لب   جانبخش  ایاز

نوشید  از وی  دل  خستهء   محمود  کنید

دیرگاهیست  که  از دیر مغا ن   دور ترم

زود  باشید  ،  بکف  جام می ،  آلود کنید

حرف بی صرفهءواعظ نتوان کرد بگوش

گوش بر زمزمهء چنگ و نی  وعود کنید

هست  بهبود   شما   بندگی    شاه    مراد

بهتر  آنست   که    اندیشهء    بهبود  کنید

بدرش  یافت  ره  از طالع مسعود ، سعید

سعی  در   یافتن    طالع    مسعود   کنید

بعد از قرائت اشعار شاهزاده از او سواد غزل را خواست ، سعید خان کاغذ سپید را تقدیم کرد و شاهزاده و حاضران را از بدیهه گوئی خویش متعحب ساخت.

سلسله این حکایات ادامه دارد…

 

۸ پاسخ به “از هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی”

  1. admin گفت:

    درود به برادر عزیزم قیوم جان که با وجود تکالیف صحی که دارند ، حکایت  ۲۸۱ از کتاب  هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی  شاد روان استاد بشیر هروی پدر گرامی ما را به علاقمندانی که ادامه این  سلسله  حکایات را در دوازدهمین سالروز سایت ۲۴ ساعت پیشنهاد نموده بودند زحمت کشیده تایپ نمودند و تقدیم سایت ۲۴ ساعت و دوستداران  آن نموده اند. از عزیزانیکه علاقمند این حکایات اند تقاضا میکنم که آنرا به دوسداران کتاب نیز ایمیل نمایند. مهدی بشیر

  2. فریده کریمی گفت:

    برادران محترم آقایان محمد مهدی بشیر ادمین گرامی سایت وزین ۲۴ساعت و محترم قیوم بشیر هروی !
    جهانی سپاس از زحمات تان. روح استاد بزرگوار مرحوم بشیر هروی شاد . حکایت خیلی عالی بود . خداوند شما برادران عزیز را شفای عاجل عنایت فرماید . موفقیت های بیشتر برایتان آرزو میکنم .

  3. قیوم بشیر هروی گفت:

    برادر عزیزم مهدی جان گرامی با سپاس و امتنان از زحمات قابل قدر تان آرزومندم همیشه صحتمند و سرفراز باشید.
    با عرض حرمت
    قیوم بشیر هروی

  4. قیوم بشیر هروی گفت:

    خواهر گرامی ام محترمه فریده کریمی عزیز ! از حضور با صفا و حسن نظرتان جهانی سپاس ، در امان حق باشید.
    با عرض حرمت
    قیوم بشیر هروی

  5. برهان الدین سعیدی گفت:

    دوست معظم و دانشمند بشیر صاحب !
    حکایت شماره « ۲۸۱» استاد معظم شادروان هروی صاحب را که بنام « قریحهء ممتاز » در صفحه « وزین ۲۴ » نشر شده است ؛ مطالعه کردم و از آن حظ و لذت بردم .
    الله سبحانه و تعالی ؛ استاد بزرگوار هروی صاحب را بهشت فردوس نصیب بگردند و برای شما دوست عزیز و فامیل محترم « صحت ، طول عمر ، خوشی و سعادت » استدعا دارم .
    بااحترام
    برهان الدین « سعیدی»

    http://www.said-afghani.org/seite-makalat/ustad-bashir-herawi-25.09.2011/hakaeate-%20281-%2014.10.2019-%20Bashir%20Herawi.pdf

    • admin گفت:

      ممنون برادر محترم و دانشمند گرامی جناب آقای برهان الدین سعیدی ، تشکر از لطف تان . خداوند رفته گان شما را بیامرزد. از عزیزان محترم تقاضا میکنم که لطفا لینگ بالا را کلیک کنند و علاوه از این حکایات از مطالب عالی و آموزنده ارگان نشراتی صلح و تفاهم مولانا سعید افغانی استفاده نمایند. مهدی بشیر

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما