۲۴ ساعت

۲۲ حوت
۷دیدگاه

از هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی

تاریخ نشر چهارشنبه ۲۲ حوت ۱۳۹۷ – ۱۳ مارچ ۲۰۱۹ – هالند

حکایت ۲۷۱

مگر سیل آمد از دریای مقصود

که شد پای حریفان  گوهر امود

« امیر خسرو دهلوی »

بنفشه وشاعر

ابومنصور عماره بن محمد ( یا احمد یا محمود ) مروزی شاعر معروف قرن چهارم هجری که در فاصله (۳۹۵ – ۴۰۴) وفات یافته است در مرو ساکن بود واشعار نخود را از آن شهر به شهر های دیگر میفرستاد.

وقتی این رباعی را ( یا بعبارت بهتر دوبیتی را ) در مدح سلطان محمود غزنوی سروده بود:

بفنشه  داد   مرا   لعبت   بنفشه  قبای

بنفشه بوی شد از بوی آن بنفشه سرای

بنفشه هست و نبیذ بنفشه  بوی  خوریم

بیاد  همت   محمود   شاه   بار  خدای

و دوبیتی مذکور رابرای یکی از غلامات سطان که باوی آشنا بود فرستاد و سفارش کرد که آنرا در هنگامی که وقت سطان خوش باشد بعرض برساند.

غلام فرصت نگاه میداشت تا اینکه در یکی از بزم های سلطان بحث از شعر وشاعران بمیان آمد و هرکس بمناسبت مطلب رباعی یا دوبیتی می خواند . غلام مذکور هم آن دوبیت را بدست سلطان داد.

سلطان هیت گوینده را جویا شد ، گفتند:

شاعریست در مرو که اسمش عماره است . سلطان امر کرد تا بعامل مرو حوالهء بنویسند که دوهزار دینار برای عماره بدهد واگر عماره وفات کرده باشد بوارث او بدهند.

وزیر سلطان ، یا این امر را فراموش کرد یا فکر می کرد که سلطان فراموش کرده باشد، از آنرو در نوشتن برات تعلل نمود. 

غلام یکروز بحضور وزیر رفت و راجع به حواله درخواست نمود که نوشته شود.

وزیر گفت :

باید درین خصوص از سلطان کسب تکلیف کنم.

غلام قضیه را به حضور سلطان حکایت کرد.

سلطان وزیر را احضار نمود و پرسید:

آن براتی که گفته بودم برای عمار شاعر صادر شود چطور شد؟

وزیر گفت :

چون امر صدور آن در حال غیر طبیعی صادر شده بود من آنرا معطل کردم.

سلطان امر نمود تا دو هزار دینار از خزینه گرفته بر اشتران بار کنند و باتفاق چند نفر از ملازمان بمرو برده بسپارند.

این امر بی درنگ اجرا شد.

سلسله این حکایات آموزنده ادامه دادرد….

 

۷ پاسخ به “از هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی”

  1. admin گفت:

    دوستان محترم و کتابدوستان عزیز ، بازهم یکی دیگر از حکایات جالب و آموزنده کتاب هزار و یک حکایت ادبی وتاریخی شاد روان استاد بشیر هروی را تقدیم شما عزیزان نموده ام. مهدی بشیر

  2. عبدالهادی رهنما گفت:

    روح استاد . ادیب . سخنور. شاعر ، منجم بزرگوار و فرزانه شاد و بهشت برین منزلگه همیشگی شان باشد

  3. برهان الدین سعیدی گفت:

    دوست معظم و دانشمند بشیر صاحب !
    حکایت ۲۷۱ استاد بزرگوار شادروان هروی صاحب را بنام « بنفشه و شاعر » خواندم و از این حکایت اموزنده حظ و لذت بردم .
    الهی ؛ روح استاد بزرگوار هروی صاحب را شاد داشته و بهشت فردوس نصیبش گردد و همچنان برای شما دوست معظم و فامیل محترم فرهنگی ؛ اجر و خیروبرکت بیشترعنایت فرمایند .
    امین
    برهان الدین « سعیدی»

    http://www.said-afghani.org/seite-makalat/ustad-bashir-herawi-25.09.2011/hakaeate-%20271-%2015.03.2019-%20Bashir%20Herawi.pdf

    • admin گفت:

      برادر دانشمند و گرامی جناب آقای برهان الدین سعیدی ، جهانی سپاس از حسن نظر تان . خداوند روح شاد روان مولانا داکتر محمد سعید ” سعید افغانی “را شاد گرداند و جنتها نصیب شان . از خواننده گان عزیز ۲۴ ساعت تقاضا میکنم که با کلیک کردن روی لینک بالا به سایت ارگان نشراتی صلح و تفاهم مولانا سعید افغانی مراجعه نموده علاوه از حکایات استاد بشیر هروی صد ها مقالات جالب و آموزنده مولانا سعید افغانی و دیگر شاعران و نویسنده گان را مطالعه نمایند. مهدی بشیر

  4. عبدالله هروی گفت:

    روح زنده یاد استاد بزرگوار بشیر هروی شاد و یاد شان همیشه گرامی باد با این حکایات عالی و آموزنده شان. تشکر از شما برادران عزیز که یاد مرحوم استاد بشیر را گرامی میدارید.

    • admin گفت:

      دوست وبرادر گرامی جناب آقای عبدالله هروی ، تشکر از حسن نظر تان. شما و خانواده محترم همیشه سلامت باشید. مهدی بشیر

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما