۲۴ ساعت

۰۱ میزان
۸دیدگاه

از هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی

تاریخ نشر یکشنبه اول میزان  ۱۳۹۷ –  ۲۳ سپتامبر  ۲۰۱۸–  هالند

حکایت ۲۶۳

بآموختن گر ببندی میان

زدانش روی بر سپهر روان

« فردوسی »

نهان بینی

قاضی ابو یوسف یعقوب بن ابراهیم بن حبیب بن اسعد کوفی انصاری متولد در سنه (۱۱۳) و متوفی بسال (۱۸۲) حکایت کرده است که من درکودکی یتیم شدم ومادرم بعلت تهیدستی مرا نزد یکنفر گازر بشاگردی گذاشت.

  من هر روز در راهی که بدکان گازر منتهی می شد به مجلس درس امام ابو حنیفه (رح) حاضر می شدم  از سخنان او محظوظ می گردیدم و مادرم که در مصارف یومیهء خود و من درمانده بود بمدرسه می آمد ومرا کشان کشان نزد گازر می برد ، اما من بروز دیگر همان روش خود را ادامه می دادم تا اینکه مادرم به ستوه آمد و یکروز نزد امام آمده گفت :

من زنی فقیرم و پسر من باید حرفه ای بیاموزد وتو اورا از کار باز می داری .

او را با فقه وحدیث چکار است ؟

امام از روی مزاح گفت :

ای ابا یوسف ازین پالوده بخور که همه وقت به آسانی یافت نمی شود ، از روغن پسته ساخته باشند یاد می گیرد !

مادرم متآثر شد و باحالی خشمناک راه خانه را در پیش گرفت و من پیوسته بدرس امام حاضر می شدم تا اینکه به توفیق خدا در های دانش بروی من باز شد و به منصف قضا نائل شدم و راز دار و همنشین خلیفه هارون الرشید گردیدم.

یک روز بر سفرهء خلیفه پالوده ای نهادند و خلیفه بمن گفت :

ای ابا یوسف ازین پالوده بخور که همه وقت به آسانی یافت نمی شود.

من پرسیدم :

امتیاز آن از سائر انواع شیرینی ها بچه چیز است ؟

خلیفه گفت :

این پالوده را با روغن پسته پخته اند و بسیار خوش مزه است.

در آن وقت مرا سخن ابو حنیفه (رح) بیاد آمد و خنده کردم.

خلیفه سبب خندهء مرا جویا شد و من قصهء مادر خود را با جوابی که امام باو داده بود حکایت کردم.

خلیفه متعجب شد و بر روان امام رحمت فرستاد و گفت :

او بچشم باطن می دید آن چه را که ما بچشم ظاهر می بینیم!

سلسله این حکایات ادامه دارد …

 

۸ پاسخ به “از هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی”

  1. admin گفت:

    خواننده گان عزیز سایت ۲۴ ساعت و کتاب دوستان گرامی ، اینک از کتاب هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی زنده یاد استاد بشیر هروی حکایت ۲۶۳ را تقدیم تان مینمایم ، امیدوارم از مطالعه آن لذت ببرید و آنرا به دوستان تان هم ایمیل کنید . زنده و موفق باشید. مهدی بشیر

  2. عبدالله هروی گفت:

    برادر محترم جناب محمد مهدی بشیر. تشکر از نشر حکایت ۲۶۳ خیلی آموزنده بود .خداوند دانشمند محترم استاد بشیر هروی را مغفرت کند .

  3. سلام دوست عزیز و دانشمند بشیر صاحب ! حکایت ۲۶۳ استاد بزرگوار شاد روان « بشیر هروی » صاحب را که تحت عنوان « نهان بینی » در سایت وزین ۲۴ ساعت زیور نشر یافته بود ، با نهایت علاقمندی مطالعه کردم و از آن حظ و لذت بردم .
    حق تعالی روح استاد بزرگوار را با این خدمت فرهنگی شان ؛ شاد داشته و بهشت فردوس را نصیب شان بگرداند ، ایشان در نوشته هایش نکات را روشن میسازد که برای نسل امروز ارزنده و اموزنده است .
    از صحبت تیلفونی که با شما امروز شام کردم ، نهایت خرسندم و الله تعالی خیر و برکت بیشتر را برا ی شما و خانواده محترم نصیب فرمایند .
    دوست شما برهان االدین « سعیدی»
    http://www.said-afghani.org/seite-makalat/ustad-bashir-herawi-25.09.2011/hakaeate-%20263-23.09.2018%20Bashir%20Herawi.pdf

    • admin گفت:

      برادر دانشمند و دوست گرامی جناب آقای برهان الدین سعیدی مسؤول سایت وزین ارگان نشراتی صلح و تفاهم مولانا سعید افغانی ، ضمن عرض سلام مجدد جهانی سپاس از حسن نظر تان در مورد این حکایت . خداوند شما را همیشه سلامت و طول عمر باعزت عنایت فرماید. ازاینکه بازهم این حکایت را در سایت وزین تان نشر نموده اید تشکر .
      از دوستان و خواننده گان عزیز سایت ۲۴ ساعت تقاضا میکنم که با کلیک کردن بالای لینک بالا علاوه از سلسله داستان های هزار و یک حکایت مطالب خواندنی ،جالب و آموزنده دیگر ی را از زنده یاد مولانا سعید افغانی و دیگر نویسنده گان محترم هم میتوانند مطالعه نمایند . زنده وسلامت باشید . مهدی بشیر

  4. اشعار استاد صابر هروي گفت:

    روان بزرگ مرد ِ علم و دانش استاد بشیر هروی شاد !

    • admin گفت:

      جهانی سپاس از خواهر گرامی ام خانم زهره صابر هروی ، خداوند روح زنده یاد استاد صابر هروی را هم شاد گرداند. مهدی بشیر

  5. قیوم بشیر هروی گفت:

    با سپاس و امتنان از شما مهدی جان عزیز جا دارد تا از همه خوانندگان محترم سایت وزین ۲۴ ساعت و بخصوص علاقمندان و همکاران قلمی آن صمیمانه تشکر و قدر دانی نمایم.
    با عرض حرمت
    قیوم بشیر هروی

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما