۲۴ ساعت

۱۱ حوت
۴دیدگاه

حامد و ما جرای انتخابات

تاریخ نشر یکشنبه دوم مارچ  ۲۰۱۴ هالند

چنگک به شعر حافظ

حامد و ما جرای انتخابات

این شعر زیبا را دوست عزیزی انتخاب کرده و از افغانستان برایم فرستاده و خواهش نموده است که نامش نشر نشود.

*****
ارگ میرود ز دستم صاحبدلان خدا را

یا رب به قار خود کن این مردک سیاه را

کرزی بگفت : زینت ،ای ماه خوش طینت!

در بکس خود نگهدار این چپن و کلاه را

آری ! همین عبا را این داد کبریا را

که در شبی تواند، قارون کند گدا را

باشد که کار آید ، آن روزگار آید

میرویس” نازنینم بر تن کند عبا را

زینت به بیقراری ! گفتا که او مداری !

فکر دگر بباید ، این جمله مار ها را

گفتا که ای انیسا، اینبار همچو موسی ،

از معجزه ای دالر خواهم نمود عصا را

گفتا : در این قبیله ، در فن مکر و حیله

والله کسی نباشد همتایی چون شما را

دست از سرم رها کن ،بنشین فقط دعا کن

خُرم برو صدا کن از دفتر اسپنتا را

گفتا آهای رنگین ! کاری بکن سنگین

ترفندهای ننگین در دل رسیده مارا

گفتا بگو فدا ات ، قربان این کلاه ات

سر خُرم به پا ات در دل چه بود شما را

حامد بگفت یارا ! میگویم آشکارا

باید برنده سازیم این تیم لدر ها را

گفتا که ذوالقدر ها! منظور از لدر ها ؟

والله که پی نبردم، مقصود ضل الله را

همی بابه رسول را , ضیا گک پُچُول را

حبیبه گک شُل را ، به جای ما قرارا

هر سه ش بی زبانه، بی نام وبی نشانه

در پیش خلق اینها، در پشت پرده ما را

از درس های “پوتین” آموخته ام “رنگین

بر کار انتخابات ، باید کنیم نظارا

ای یار خوش کلامه ، سه پرده شد درامه

اول برو بیرون کن از صحنه” ریزه پا” را

قیوم بی پدر را ، سیاف نره خر را

نعیم بی هنر را ، هم گویید ارسلا را

وردک پوقانه را ، هلال گلدانه را

هم داود و گل آقا ،بولدوزر مافیای را

کریم برو نهانه ، در قصر گلخانه

بیرون کو هرچه داری ، هم دالر و طلا را

بر هر یکی جناور ، ده بوجی های دالر

گویید از رقابت ، برنفع ما گذارا

دالر چنان بلاییست ، که هر درد را دواییست

برسنگ اگر گذاری ، آبش کند قرارا

میدان چو صاف کردیم ، فکر مصاف کردیم

تدبیر دیگر آمد ، غنی و عبدالله را

اول مصاف اشرف ، این هم بگیر به مصرف

با دوستان مروت ، با دشمنان مدارا

غنی بچیه جک شه! ، له لاری نه ورک شه!

بر دار از مسیرم ، غژدی کوچی ها را

خدای قسم چی کیدم ،غلزایی ته نپریژدم

زه خو درانی یمه ، خدای ده خوار که یارا

گفتا که “او بچه خر” !، ده مور زیژیدلی کر!

در یخ مگر نوشتی ، قول و قرار ها را ؟

گفتا به هر چه قول ام ، پاشیده ام بول ام

لیکن به دیده دارم ،من پاس آشنا را

ای یار خوش قرینه ، با ما چرا به کینه

برگو هر وزارت ، خواهی ، کنم نثارا

پناه ما به الله ، من ماندم و عبدالله

دور دوم کشانم ، باز هم ماجرا را

هر چند خیلی زشته ، چون دوره ای گذشته

بر نام ما نوشته ، این قرعه ای هما را

یک کاری کن عبدالله ، هم ما خوش و هم الله

بردار حق خود را ، بر ما گذار کارا

چپن پوشیده گانیم ای باد شر طه بر خیز

باشد که باز بینم ، آن ارگ جانفزا را

زلمی به سوی کعبه ، با مسعود و حبیبه

یا رب به صحنه آور این تیم لدر ها را


Join Love Afghanistan Page

 

۴ پاسخ به “حامد و ما جرای انتخابات”

  1. admin گفت:

    سروده زیباست . کاش نام شاعرش را هم نوشته میکردید. موفق باشید.
    مهدی بشیر

  2. Shafiq Setak گفت:

    چند بیت این شعر را در فیس بوک هم خوانده بودم واین تبصره را نوشتم که این جا نیز همان را مینویسم.

    درست است که کرزی جفاهای زیادی را در حق ملت افغانستان انجام داده و مستحق هجا و ناسزا گفتن است. اما به نظر من، داخل کردن همسر و کودکان وی که تاهنوز به مرحله بلوغ نرسیده اند، در هرگونه بدگویی و هجو کار درست و اخلاقی نیست. زیرا تجاوز بر حریم خصوصی دیگران است. پس بهتر است در مسائل سیاسی به همسر کسی زبان درازی نکنیم. بااحترام، شفیق احمد ستاک

  3. admin گفت:

    جناب ستاک عزیز ، طوریکه دیده میشود شاعر هیچنوع توهینی به زن و فرزندش نکرده واز او خواهش کرده که چپن و کلاه من را به پسرم نگهداری کن. نباید این را توهین نامید.اما هرچه بخودش گفته درست است. تشکر از حضور وحسن نطر تان . مهدی بشیر

  4. salehayoussofi گفت:

    به نظر من بهترین شعر را سروده فرق نمی کند که پسر و خانمش را در شعر آورده اما خلاف ادب و نزاکت چیزی نه سروده مورد پسند من قرار گرفت نا گفته نماند که شاعرش پخته بوده

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما