۲۴ ساعت

۰۸ جدی
۳دیدگاه

از هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی

تاریخ نشر یکشنبه  ۲۹ دسامبر ۲۰۱۳ هالند

Boek1001

حکایت ۲۱۲

گرچه  در عصر  فراموشی  مقید  مانده ایم

میرسد چون جامهء یوسف بکنعان بوی ما

« صائب»

شاعر زندانی

خلیفه هارون الرشید، بسببی بر ابوالعتاهیه (ابواسحق اسمعیل بن قاسم متوفی ۲۱۱ یا ۲۱۳ در بغداد) خشمگین شده بود واو را بزندان افگنده بود.

و شخصی را مأمور کرده بود تا گفتار و کردار زندانی را برایش گزارش دهد.

مأموری که مراقب عملیات ابوالعتاهیه بود، راپورداد که ابوالعتاهیه اشعاریرا ( که ترجمهء آن) بدینقرار است بر دیوار زندان نوشته است :

« بخدا سوگند ستمگری زشت است و ستمگر همیشه سرزنش میشود، بزودی همهء ما پیش کردگار خواهیم رفت و در آنجا دادرسی صورت میگیرد».

هارون پس از اطلاع بر مضمون این ابیات ، بسیار گریست و ابوالعتاهیه را آزاد کرد و از او بحلی خواست و هزار دینار برای او بخشید

سلسله این حکایات جالب ادامه دارد…

 

۳ پاسخ به “از هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی”

  1. admin گفت:

    دوستان عزیز و گرامی ، سلسله این حکایات زیبا و جالب را در سایت خودتان بخوانید و به دوستان تان هم ایمیل کنید تا خواننده ۲۴ ساعت شوند. رو ح پدر گرامی ما شاد و یادش گرامی باد.
    با عرض حرمت
    مهدی بشیر

  2. admin گفت:

    برادر عزیزو دانشمند گرامی جناب سعیدی ، جهانی سپاس از اینکه لینک هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی را در فیسبوک گذاشتید. موفق وسلامت باشید. مهدی بشیر

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما