۲۴ ساعت

۰۱ اسد
۱ دیدگاه

عالیه عزیزی اوپیانی شاعره ء عارفه

تاریخ نشر سه شنبه ۲۳ جولای ۲۰۱۳ هالند

DSCF2921

عالیه عزیزی اوپیانی شاعره ء عارفه  

مصاحبه از نذیر ظفر

 ***

نذ یر ظفر

نذ یر ظفر

سر زمین باستانی ما جایگاه شاعران و عارفان ایست که صفحات تاریخ ادبیات کشور مان را در هر دوره تاریخ درخشش خاصی بخشیده است  و در زمره شاعران متقدم نسوان میتوان از رابعه بلخی ؛ مخفی بد خشی و ده ها شاعره مستعد یاد آور شد که از افتخارات و غنای معنوی ما  محسوب میگردند.در عصر حاضر با درنظر داشت مشکلات که دامنگیر دوشیزه گان و بانوان کشور ما است الحمد الله شاعرانی چیره دستی چون راحله یار ؛ عزیزه عنایت؛  ؛ صالحه واصل ؛ شفیقه یارقین ؛ فریبا آتش ؛ بهار سعید؛ پروین پژواک ؛ لیلا صراحت ؛ حمیرا نگهت؛ شهلا ولیزاده ؛ تهمینه طهورا ؛ شفیقه اصغر نعمت ؛ انجیلا پگاهی ؛ ناهید غزل ؛ میترا ؛فوزیه رهگذر ؛شهید مینا و ده ها تن دیگرکه نمیتوان همه را تذکر داد یاد آور شد که با بیان اشعار و نشیده های شان بالنوبه خد مات فر هنگی را در داخل و خارج کشور انجام داده و میدهند که گلهای سر سبد جامعه ما اند.

ما عده یی از شاعرانی داریم که روی بعضی ملعوضات نتوانسته اند در ردهء شاعران در رسانه ها قرار گیرند و مو جودیت شانرا نمیتوان انکار کرد .وهمچنان عده یی کثیری از شاعرانی که از نسل جوان اند و در دراخل کشور قرار دارند و بنا به عدم تماس نتوانسته ایم با ایشان معرفت حاصل کنیم که ایشان نیز رهنوردان راه هنر شعر اند.

با استفاده از فر صت دست داشته شاعره و عارفهء خوش بیان را به معرفی میگیرم که مجموعه شعری اش بنام (شمع فروزان ) مسمی است.

این بانوی سخنور و شاعره و عارفه محترمه عالیه عزیزی اوپیانی است که مانند دیگران از سفر کرده های ایست که در مهاجرت بسر میبرد وشما را به خوانش   مصاحبه شان فرا میخوانم:

سوال- عالیه جان چه مدتی است که به سرایش شعر روی آورده اید و چرا؟

در صنف ششم مکتب بودم که به سرودن اشعار پر داختم البته رو یا های کودکی ام خیلی دلچسب بود بنا به خوابی و مطالعه دیوان حافظ شیرازی و میرزا بیدل در آن زمان الهام گر فتم بعد روحیه ام را بکلی دگر گون ساخت ؛ چون والده ی عارفه ام اطفال را درس قرانکریم میداد من هم قرانکریم  را نزد مادربزرگوارم تمام کردم در حین زمان در تدریس همراه شان کمک میکردم . اولین شعرم را در صنف ششم سروده ام که مطلع آن این بود:

فضیلت شان و شوکت را بهی است —- جهالت بی خرد را گمرهی است.

سوال-اشعار تان تا جای که من خوانده ام جنبه های عارفانه دارد ؛ نظر شما در مورد چیست؟

در باره سوال دیگر تان باید یگویم که من چون در یک خانواده متدین بدنیا آمده ام از همان آوان کودکی به قرائت قران کریم گوش میدادم البته بعد از درس قران پاک کتب دینی و دیوان شعرای متذکره را نزد والده ی ماجده ام خوانده بودم بدین ملحوظ بیشتر اشعارم جنبه ی عر فانی دارد.

سوال – زنده گی یک شاعر و شاعره با همسرش که شاعر و شاعره نیست ؛ آیا مشکل نیست؟ این را بخاطری پرسیدم که حالات شاعرانه مجزا از زنده گی عادیست ؛ شاعر دفعتا الهام میگیرد و باید به اسرع وقت ابیات الهام شده اش را بنگارد که اکثرا باعث مزاحمت  در زنده گی خانواده گی میگردد؛ نظر شما درین مورد چگونه است؟

گر چه سوالی مشکلی است مگر بر من پرابلم بزرگ و درد سری تا بحال خلق نکرده است خدا را شکر شوهرم انسان شعر دوست است ؛ به شعرا احترام خاصی دارد بدین لحاظ در هر حالت آنقدر سخت گیر نبوده وقتی الهام میگیرم آزادانه در هر مو قع بکارم مشغول میشوم که بدین لحاظ در غیاب از نزدش تشکری میکنم.

سوال- آیا گاهی اتفاق افتاده که در خواب شعر سروده باشید ؟و اگر چنین بوده از همان شعر تان ابیاتی بیان کنید؟

بلی در خواب هم اشعاری سروده ام بعد بر خواسته آنرا در صفحه ی کاغذ برشته ی نگارش کشیده ام اینک طور نمونه چند بیت آنرا مینویسم:

در خواب عجب جمال او را

دیدم رخ بی مثال او را

نورش متجلی شد به عالم

آشفته ی او تمام آدم

رخساره ی او بود طرابناک

لو لاک لما خلقت افلاک

++++     ++++++

مرغ شبتاب دلم پرواز دارد سوی او

بشنود از عرش ذکر لا الله الاهو

شد ملائک در سجود و قعده و حمد و ثنا

نا له ها سر میدهد با خویش دارد گفتگو

سوال – آیا شاعر و شاعره بدون داشتن عشق میتوانند شعر بسرایند واگر چنین است پس عشق چیست؟

به جواب این سوال تان باید بگویم:که عشق شعر می آفریند بدون عشق انسان نمیتواند که شاعر شود ، عشق از نگاه شاعرعارف مفرط و میل شدیدی به چیزی است ، عشق دریای بلا و جنون الهی و قیام قلب است با معشوق با واسطه عشق خودش یکنوع ریاضت است.

سوال-در مورد چاپ مجموعهء شعر ؛ که خواست و آرزوی هر شاعر است شما کدام اقدام نموده اید و یا در نظر دارید که مجمو عهء را به زودی ها به زیور چاپ بیارایید؟

در باره کتابم باید بگویم که یک مجموعهء کو چکی از اشعارم تحت عنوان ( شمع سوزان) در سال ۲۰۱۱ در کابل به طبع رسید . چند کتاب های دیگرم بنام های (غنچه های نو رس) ، (گنجینهء عزیزی ) و دانه های مروارید در صدف که شامل پارچه های کو چک نثر و داستانهای منظوم است انشاالله اگر حیات باقی بود به زودی به زیور طبع آراسته خواهد شد .

آخرین مجموعه ام تحت عنوان ( لاله های دشت شادیان)که تا حال به پایه تکمیل نرسیده است .

در اخیر از شاعر وارسته و دانشمند آغای ظفر کمال امتنان دارم که زمینهء مصاحبه با بمن فراهم نمودند موفق باشید.

نمونه کلام :

دو بیتی

به کوه طور دل داری تجلی

به این ایینه رویم کن تما شا

شدم پیدا زخاک تیره وتار

بکن از لطف خاک تیره زیبا

چشم دل

به بوسه گاه محبت مکان جان باشد

مرا به کلبهء عشق تو ام مکان باشد

کشای چشم دل ای سایل مقام والا

که یار ما ز دگر دیده ها نهان باشد

بسوخت دفتر و دیوان واژه اندوه

ز نام عشق و محبت قلم روان باشد

مکن دریغ نگاهت (عزیزی)از چمنش

که از نگاه او گلزار ها جوان باشد.

 

یک پاسخ به “عالیه عزیزی اوپیانی شاعره ء عارفه”

  1. شهلا ولیزاده گفت:

    بهر دو ارجمندان حرمت گذارم و سلامتی شان را آرزومند. با مهر!

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما