۲۴ ساعت

۱۵ میزان
۳دیدگاه

هویت گمشدهء ما ادامه فصل پنجم

تاریخ نشر  دوشنبه  ۱۵ میزان  ۱۳۹۸ –  هفتم   اکتوبر  ۲۰۱۹ هالند

هویت گمشدهء ما

شهر ها و حصار های افغانستان (۲۷)

ادامه فصل پنجم

نوشتۀ : محترم استاد شاه محمود محمود

حصار یا دیوارهای بلخ
دیوارهای بلخ که بقایای ضلع جنوبی قلعه ( بالاحصار ) است ، قابل توجه ترین بقایای دوره باستان ام البلاد اند. بررسیهای باستان شناسی این دیوارها؛ راهنمایی برای بررسی مراحل پیاپی توسعه موضعی این شهر است . از جمله بالاحصار، نخستین محدوده بلخ را نشان می دهد

تحقیقات باستان شناسان فرانسوی نشاندهنده انست که بلخ را حلقهء از دیوار های مستحکم حفاظتی که در زمان های مختلف ساخته شده است، احاطه کرده است. بر ویرانه های دیوار کهن یونانو وباختری و کوشانی و دیوار های بعدی با برج های مربع و مجهز با تیرکش ها ساخته شده است. در زمان تیموریان این دیوار ها از بیرون با دیوار های جدید دارای برج های نیمه مدور اعمار شده که فعلاً آثار آن را به اسانی در حصص مختلف اطراف شهر میتوان مشاهده کرد.
همچنان مؤرخین و جغرافیه نگاران عرب نیز معلومات گرانبهای در مورد این دیوار ها ارایه نموده اند از جمله یعقوبی در اثر خویش البلدان به دیوار که میدان اطراف بلخ را احاطه کرده اشاره می نماید؛ قراء بلخ و ساحه زراعتی آن را دیوار بزرگی احاطه کرده است که فاصله این دیوار تا دروازه های متقابل ۱۲ فرسخ میباشد. بیرون این دیوار ها قراء و مناطق مسکونی وجود ندارد یعنی ریگزار و غیر مسکون میباشد. دیوار بزرگی که بلخ را احاطه کرده است ۱۲ دروازه دارد و دیوار دوم که ربض را احاط نموده است چهار دروازه دارد فاصله بین دیوار دوم و دروازه مقابل پنج فرسخ میباشد.
پس از آن دیوار اطراف ( شهر دورن) مدینه یا شهرستان است. باید اضافه نمود در دیوار بزرگ که بلخ را احاطه نموده است جای دوازده دروازه به چشم میخورد اما نام دروازه ها چندان روشن نیست حتی یعقوبی هم از آن ها یاد نکرده است. ممکن دروازه ها در زمان موصوف وجود نداشت. نقشه های توپوگرافیک امروز نشان میدهد که شهرستان یا شهر درون که بالاحصار و قلعه هندوان یعنی ارگ در آنجا وجود دارد؛ نیز خوانده شده است . شهر بیرون یا ربض قرون وسطی تا حال حفظ شده است .در حدود العالم همه قسمت های شهر به شمول ربض شهرستان خوانده شده است (۴۳)
دانشمندان روسی پوگه چینکوا و احرار مختاروف بر خرابه های شرق تپه زرگران بقایای دیوار های مستحکمی سنگی را دیده بودند که احتمال دادند مربوط دوره کوشانی بوده است. و در اطراف و نواحی ویرانه ها و خرابه ها اثار یک دستگاه ساخت شیشه و سفال نیز دیده میشد. و عقیده داشتند که این دیوار از سمت شمال به بخش شمال دیوار شهر درون و از سمت دیگر به بخش جنوب دیوار های شهر بیرون وصل میگردید. میدان میان این دو دیوار ها فعلاً نواحی اطراف بلخ بوده و در برخی حصص ان خانه های مسکونی است که این نظریه با نوشته کلاویخو نیز مطابقت دارد. (۴۴)
بزرگی دیوار های بلخ دانشمندان و سیاحان را متعجب ساخته اند و نظریات متفاوت در باره ساخت و ساز و زمان آن وجود دارد. دیوار های بزرگ قبل از هخامنشی ها موجود بوده است تا مردم علیه آنها از خود دفاع نماید بنابران حاکمیت این دودمان در بلخ دیر دوام نکرد و شکست خوردند. اسکندر مقدونی همچنان با مشکلات عدیده روبرو بود تا زمانیکه بلخ مفتوح گردد زمان زیادی گرفت. کوشانی ها خرابی گذشته را احیا و تا جاییکه معلوم است دیوار جدیدی نیز اعمار نمودند. موجودیت همین دیوار ها بود که اردوی اعراب مسلمان به اسانی نتوانست این شهر را به تصرف خویش درآورند.
اما بعداً دیوار شمالی بلخ در سال ۷۶۵ هـ ق مطابق ۱۳۶۴ -۱۳۶۳ م از طرف امیرحسین ساخته شد. قلعه هندوان هم دراین وقت قابل استفاده بود. تیمور در سال ۷۷۱ هـ ق مساوی ۱۳۷۰ – ۱۳۶۹ م آن قلعه را ویران نمود و امیرحسین را نیز به قتل رسانید.
ساخت دیوار مدور کنونی که از دوره تیموری است ، از مصالح دیوار عظیم یونانی استفاده شده است . این دیوار در ۲۰۸ـ ۲۰۶ ق م در برابر تهاجم آنتیوخوس سوم سلوکی ایستادگی کرد. همچنین از دوره یونانی دیوار بزرگی باقی مانده که ویرانه های آن به طول شصت کیلومتر هنوز برجاست . این دیوار به منظور جلوگیری از تاخت و تاز چادرنشینان در طول مرز شمالی واحه ساخته شده بود . به گفته یعقوبی (۲۷۶ م ) این دیوار تا زمان وی قابل استفاده بوده و از دیگر شهرهای مهم ، عمدتاً دلبرجین (دوره یونانی ـ کوشانی ) و زادیان ـ دولت آباد (دوره سلجوقی )، محافظت می کرده است . عده ای ارتفاع دیوار ها را بیست گز یا ۱۸ متر نوشته اند و از بیرون شهر نمیتوان درون شهر را مشاهده کرد.
محمد مؤمن در مورد دیوار های بلخ مینویسد که دیوار های بلخ از نواحی شهر درون برج پهلوان احمد زمچی شروع شده در قسمت غرب تا برج عیاران میرسید و از آنجا دیوار های جنوبی تا برج اسیاب بادی طول کشیده و از انجا به قسمت شرق متمایل شده تا برج چهار باغ ظلم اباد که قرارگاه شاهی بود میرسید. بعداً به طرف شمال کشیده شده تا به دروازه خواجه اتاش میرسید.(۴۵)

برج های قلعه بلخ
بنابر بیان محمد مؤمن برج ها دارای نام های خاص بوده که هریک را جداگانه به معرفی میگیریم .
۱- برج شمال غرب: این برج بنام پهلوان احمد زمچی که نام شناخته شده در آسیای مرکزی است خوانده می شود و اکنون زیارت به این نام نیز در قسمت غرب شهر درون واقع است .
۲ – برج شمال شرق: این برج بنام چهار باغ ظلم آبا د یاد می شود . این چهار باغ مقر حکام آن زمان بلخ بوده و در میان دروازه های هندوان و خرابه ها نزدیک تپه زرگران که فعلآ خالی ازسکنه است قرار داشته است .
۳- برج جنوب غرب : یعنی برج عیاران که تا هنوز پا بر جاست ، برجی است مدور از خشت پخته و دارای هشت جایگاه دیده بانی و تیر اندازی که از انها نواحی شهر درون و خارج از این برج تمام اطراف آنرا به خوبی میتوان مشاهده نمود . چراکه کنج های برج به سمت ساختمان عمده شهر قرار دارد.
آنگونه که در کتاب «جغرافیایی تاریخی بلخ و جیحون و مضافات بلخ» آمده است، این برج ساختمانی زیبا، هشت ضلعی و قدیمی است و در یک و نیم کیلو متری جنوب غربی مرکز بلخ واقع است. برج عیاران برای دفاع از ولایت بلخ ساخته شده بود و قدمت تاریخی آن به دوران کوشانی‌ها می‌ رسد.
برج عیاران یکی از آثار تاریخی است که هنوز هم دارای اهمیت است و هر کسی که می‌خواهد وارد بلخ شود به محض اینکه به نزدیکی دروازه «نوبهار» می‌ رسد این برج را در سمت چپ خود می‌بیند.
برج عیاران که زمانی برای دیدبانی ساخته شد بود، بارها بر اثر تهاجم ویران و در زمان تیموری‌ها دوباره مرمت و بازسازی شد.
از مهمترین ویژگی‌های برج عیاران عبارتند از: ترکیب ساخت آن به گونه‌ای بوده است که یک دیده‌ بان هشت زاویه دید مختلف را در یک زمان می‌توانسته ببیند.
از بالای این برج تمام شهر نمایان است و زیبایی‌های بلخ را می‌توان از فراز آن بهتر به تماشا نشست.
«ویچلوف» در سال ۱۹۲۲ م از شهر بلخ دیدن نمود و در مورد این برج می نویسد که : برج بنایی است هشت ضلعی که قطر میدان فوقانی آن ۱۶ آرشین می‌باشد. (آرشین به معنی ارنج یا پنجه می‌باشد و واحد طول است) میدان فوقانی برج را پنجره و دیواری احاطه کرده است. در داخل برج هشت ضلعی، دیوار هشت ضلعی دیگری بنا گردیده است که هشت راه دارد و قسمت مرکزی برج را سقفی حکاکی شده پوشانده است، از برج تمام شهر را می‌توان مشاهده نمود زیرا انحنای برج‌ها به سمت بخش آباد شهر ساخته شده است.
در روزنامه «عصر نو» که در ولایت بلخ منتشر می‌شود، از قول «خیرانی» باستان شناس ولایت بلخ آمده است: برجی که فعلاً دیده می‌شود بیش از ۲۰۰ سال سن دارد اما در همین موقعیت در گذشته‌ها برجی وجود داشته که در زمان ابومسلم خراسانی نیز وجود داشته و بعداً چندین بار خراب می‌شود و در بازسازی‌های اخیر، شکل فعلی برج را می‌سازند.
این برج تاریخی، در طول چند دهه گذشته بر اثر جنگ ویران شد و به تازگی گنبد وسط آن دوباره بازسازی شده است.
گفته شده که برج های بنام عیاران دربخارا و سمر قند نیز و جودداشته است.
۴ – برج جنوب شرق: این برج بنام اسیاب بادی با انکه اکنون در بلخ و نواحی اطراف آن آسیاب بادی وجود ندارد؛ مسما است .اما یکی از روستا های شمال بلخ به این نام یادشده است به روایت محمد مؤمن در سال ۱۶۵۱ م در بلخ از این چهار برج ،دو برج آن یعنی برج عیاران و برج آسیاب بادی وجود داشته اند . ولی برج چهار باغ ظلم آباد چند سال قبل از آن تاریخ خراب شده بود. (۴۶)

دروازه های بلخ :
یعقوبی معلومات وسیع در مورد بلخ دارد او می نویسد که دیوار هایکه بلخ را احاطه نموده است دارای ۱۲ دروازه بود. ولی با آمدن اعراب دیوار ها و دروازه ها از بین رفتتند.در حقیقت همین دروازه ها یگانه راه ورود؛ به مدینه شهر درون یا شهرستان و ربض یا بیرون شهر بود.
اولین اثر که از دروازه های بلخ نامبرده است حدود العالم است که بلخ دارای شش دروازه میباشد: در نوبهار، در رحیه، دروازه هندوان، در جهودان، در شست یا شصت بند و دروازه یحیی .(۴۷ )
ابن حوقل این دروازه ها را به شرح ذیل نام میبرد:
دروازه نوبهار، دروازه واخته، دروازه آهن ( باب الحدید) ، دروازه هندوان، دروازه یهود، دروازه شقت من « بند». دروازه بختی (یحیی)(۴۸)
بارتولد در مورد مینویسد که چهار دروازه ایکه در باره انها یعقوبی معلومات داده است مربوط به شهرستان یا مدینه و هفت دروازه ایکه جغرافیه نویسان عرب معلومات داده اند مربوط به ربض یا بیرون شهر اند.
محمد صالح مؤلف قرن ۱۶ و محمود بن ولی مؤلف قرن ۱۷ از شش دروازه و در آثار دیگر مؤلفان نیز از شش دروازه بلخ سخن زده شده است.
محمد مؤمن در باره چهار دروازه مدینه و به همین تعداد دروازه های ربض معلومات داده است. احتمال دارد در قرون دهم و شانردهم سه دروازه بیرون شهر یا ربض در اثر تهاجمات پی در پی از بین رفته باشد و یا مسدود گردیده باشند.
ویچلوف هنگام مسافرت خویش از قسمت جنوبی از خط السیر دیوار غربی دروازه های مسدود شده را با دروازه های سالم که از طریق ان میتوان داخل شهر شد؛ دیده است . اصطخری و سمعانی از نامهای دروازه های شهر بیرون یا ربض چنین برشمرده اند؛ نوبهار، رهاب، الحدید (آهنین)، هندوان، الیهود، شصت بند و یحیی.(۴۹)

ادامه دارد…

 

۳ پاسخ به “هویت گمشدهء ما ادامه فصل پنجم”

  1. admin گفت:

    جهانی سپاس از برادر محترم و استاد گرامی جناب آقای شاه محمود محمود . ادامه قسمت پنجم هویت گمشده ما در مورد بلخ را مطالعه نمودم و این مطلب معلوماتی و تاریخی تان همچنان مانند قسمت های گذشته عالیست. با عرض معذرت نسبت تکالیف صحی و مصروفییت های رسمی و آماده کردن مطالب همکاران نشر این قسمت را فراموش نموده بودم. موفقیت و سلامتی تانرا خواهانم. مهدی بشیر

    • خواهش میکنم برادر عزیزم محمد مهدی بشیر را سپاسگزارم . همینکه شما صحت تان بهتر شد برای مان کافی است. شما برادر دانشمند همیشه با زحمات شباروزی تان مطالب ما را از طریق سایت وزین ۲۴ ساعت برای هموطنان ما دوباره به خوانش میگذارید. هرگز این همه تلاش و کوشش تان را مردم افغانستان و خوانندگان سایت ۲۴ ساعت و ف ب شما فراموش نمیکنند. دست تان درد نکند سعادت و بهروزی دارین نصیب تان باد

  2. قیوم بشیر هروی گفت:

    جناب استاد محمود عزیز حوصله مندی و قلم زیبای شما را می ستایم و ارج می نهم. ممنونم از معلومات ارزنده و دلچسب تان.
    باعرض حرمت
    قیوم بشیر هروی

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما