۲۴ ساعت

۲۹ قوس
۴دیدگاه

هویت گمشدهء ما ادامه فصل چهارم

تاریخ نشر پنجشنبه  ۲۹  قوس  ۱۳۹۷ –  ۲۰ دسامبر  ۲۰۱۸–  هالند

هویت گمشدهء ما
شهر ها و حصار های افغانستان (۱۸)
ادامه فصل چهارم

نوشتۀ : محترم استاد شاه محمود محمود

سوم – هرات فانوسی در تاریکی تاریخ

آمدن اعراب مسلمان و رو آوردن مردم به دین اسلام در حقیقت نقطه عطف در تاریخ هرات پنداشته میشود .

چون قبل از اسلام اسناد دقیق آنچنانی که یک مؤرخ ضرورت دارد ؛ در مورد هرات بدست نیست . در تقسیم بندی این یادداشتهای نیمه افسانوی و برخی با استناد کتیبه ها و نوشته های روی سنگها میخوانیم که :
اولاً – به جز یادداشتهای وندیداد اوستا که : « هرات در فَرگَرد نخست وندیداد اوستا بنام هَرویوا (Harōiva) آمده‌است که ششمین سرزمین و کشور نیکی که من، اهورامزدا، آفریدم هَرویو و دریاچه‌ اش بود. ویا در یَشت چهاردهم مِهریَشت از اوستا آمده‌است که : آن جا که رودهای پهناور و ناوتاک با انبوه خیزابهای خروشان، به ایشکَتا و پوروتا می‌خورد و به سوی موئورو، هَرویو، گاوا-سوغدا و هوارِزم می‌شتابد.» (۲۱) این متن اوستا میرساند که هرات درزمان تدوین اوستا ابادان بوده و مردم به کشت و برزمشغول .
ثانیاً – در قرن ششم و آغازین قرن پنجم ق م ، هریوا بدست کورش هخامنشی اشغال گردید، و یکی از ولایات باجگذار (ساتراپ) هخامنشیان به‌ شمار رفت. مرکز فرمانروایی هخامنشیان در ارگ شهر آرتاکوانا ( هرات ) بود. درسنگ‌ نبشته‌ های هخامنشی، هریوا (Haraiva) در فهرست ساتراپی‌های هخامنشیان آمده‌است.
ثالثاً – مطالب جسته و گریخته مؤلفان یونانی که بیشتر روی نام هرات پیچیده شده است. به قول مورخ یونانی هرودت، اسکندر مقدونی در ۳۳۰ ق م ، آرتاکوانا مرکز ساتراپی هریوه را بدست آورد. وقتی اسکندر به این شهر آمد، آرتاکوانا شهر آباد و مرفهی بود.والی (ساتراپ) هریوه در آن زمان (ساتی برزن) نام داشت. اگر چه باشندگان هریوا بسختی مقاومت کردند اما سپاهیان اسکندر موفق به فتح شهر شدند و آن را ویران و بسیاری از باشندگان آن را به قتل رسانیدند. اسکندر پس از تصرف شهر، در آنجا دژی و قلعه برای نظامیان خود ساخت. هدف از ساختن این قلعه ، حفظ نظامیان از شورش احتمالی مردم شهر بود. اسکندر سپس شهر را دوباره آباد کرد و نامش را «اسکندریه آرئیا » نهاد وباشندگان بازماندهٔ آرتاکوآنا را بدین شهرکه هرات امروزین باشد باز گرداند .
رابعاً – پس از مرگ اسکندر (در سال ۳۲۳ ق. م)، هریوا جزئی از قلمرو سلوکیان درآمد. دراین زمان هریوا جزئی از قلمرو دولت یونانی باختری نوبنیاد گردید. و به دنبال آن کوشانی‌ها، یفتلی‌ها یکی بعد دیگر سلطنت های مستقل خویش را داشتند و هرات جزء آنها بود .
خامساً – متعاقباً این شهر تحت سیطره ساسانیان قرار گرفت. بناً یکبار دیگر هرات در فهرست یکی از ولایات اشغال شده و مالیه ده ؛ ساسانیان درآمد . ساسانیان از این شهر به مثابه یکی از مراکز مهم نظامی و دژی مقابله با هیاطله ( یفتلی ) استفاده نمودند .
سادساً – بالاخره در سال ۳۱ ه‍ ق مطابق حدود ۶۵۰ م یا کمی پس از آن باوجود مقاومت سرسختانهٔ هراتیان ، شهر به دست اعراب مسلمان فتح شد. مردم به دین اسلام گرویدند . از این بعد این خطه یا ولایت در فرهنگ و تمدن اسلامی سهم به سزای گرفت و در ساحات مختلف تمدنی و فرهنگی اسلامی سرآمد روزگار گردید .
سیطره اعراب مسلمان دیر دوام نکرد به زودی طاهر فوشجنی سپه‌ سالار فاتح دودمان طاهری استقلال خویش را از خلافت اسلامی اعلان نمود ، مسیر مستقل طاهریان سبب شد که رشد اقتصادی و نظامی و فرهنگی و عمرانی هرات چشمگیر باشد چنانچه ؛ قلعه و مساجد و ابنیه هرات دوباره ترمیم و یا از نو بنیاد گردد .
در این دوران کاروان‌ سراهایی برای اهالی و مسافران اعمار شد و تجارت رونق یافت و اساس دولت مستقل «طاهریان» در خراسان گذاشته شد. توجه بیشتر در زمان غزنویان و غوریان به حد اعلا رسید . اعمار و احداث باغها غزنویان زبانزد بود . در زمان غوریان در سال ۵۷۱ هـ ق، سلطان غیاث الدین غوری امپراطور غوری ، هرات را از سلجوقیان گرفت و تغییراتی بنیادی درهرات به وجود آورد مسجد جامع هرات از ساخته او میباشد .
اما آفتاب اقبال هرات با حملات چنگیز و امیر تیمور گورگان غروب نمود . در اثر حمله تولی خان فرزند چنگیز به هرات ویرانی و کشتار چنان شدید بود که در نتیجه ، درهرات فقط ۱۶ نفر زنده مانده بود ( ۱۲۲۲ م )‌ .
اما به قول مرحوم غبار مؤرخ شناخته شده وطن ؛ هشت سال بعد اوغدی خان ( ۶۲۴ – ۶۳۹ هـ ق مطابق ۱۲۲۶ – ۱۲۴۱ م ) به علت پسندیدن پارچه های زربفتی هرات امر به تعمیر شهر جدیدی داد و هراتیان و بقیه السیف مغول از هر طرف شتافته آهسته آهسته به تعمیر پرداختند.(۲۲)
تا اینکه شاخه دیگر غوری به نام ملوک آل کُرَتْ به توانمندی شمس الدین محمد کرت صاحب قلعه خیسار، شهر هرات را بدست آورد و اساس سلطنت سلسله غوری الاصل را استوار نمود رونق دوباره هرات نیز از این تاریخ شروع میشود . خرابی بلخ و مرو سبب شد راه تجارتی آسیای غربی که رو به ترکستان و چین و هند میرفت، متوجه هرات شود. بناً هرات تقطهٔ اتصال تمام راه های گردید که به ممالک عمده آسیا میرفت. (۲۳)
همچنان در زمان ملک فخرالدین کرت ( ۶۸۴ – ۷۰۸ هـ ق مساوی ۱۲۸۵ – ۱۳۰۸ م ) ملک اختیار الدین خدمات زیادی را برای هرات انجام داد و در احداث حوض‌ ها و ابنیه تاریخی از جمله بازسازی و ترمیم قلعه یا ارگ هرات خدماتی قابل توجه نمود. بنابران تا امروز ارگ هرات را قلعه اختیار الدین می نامند . بنابر قول مرحوم غبار قلعه دست نیافتنی « امان کوه » و یا اسکلجه در چهار فرسخی جنوب غربی شهر در دوره آل کرت اعمار گردید. (۲۴)‌
آفت دومی که بالای هرات نازل شد و این شهر را به ویرانی کشید همانا حمله امیر تیمور لنگ بود که هست و بود هرات به یغما رفت . تا اینکه شاهرخ میرزا چهارمین پسر تیمور با خانم خویش گوهرشاد بیگم دست به دست هم دادند نه تنها سلسله تیموری را با مرکزیت هرات ( ۱۴۰۱ م ) به وجود آوردند بلکه به ابادی و عمرانی هرات سعی بلیغ نمودند و خرابی پدر خویش را جبران نمود. از آن پس سلطان حسین بایقرآ به اثر توجه وزیر خویش امیرعلی شیر نوایی به خاطر ترویج و فرهنگ و عمرانات هیچگونه کم و کاست از خویش نشان ندادند، در این دوره هرات ، جایگاه رنسانس شرق را یافت .
بعد از تیموری ها؛، ازبکان شیبانی‌ و قبایل ترک صفوی‌ تجاوزات خویش را بالای هرات عملی کردند و هر کدام مدتی این شهر را تحت اشغال خویش نگاه داشتند . در سال ۱۷۳۱ م نادر افشار هرات را تصرف کرد تا اینکه در سال ۱۷۴۷ م احمدشاه ابدالی به سلطنت رسید و در صدد احیآ مجدد مملکت ؛ دست به سوقیات و سفربری ها زد و هرات از این امر مستثنا نبود و یکبار دیگرجزو قلمرو افغانستان قرار گرفت .
با قدرت یافتن احمد شاه ابدالی که خود زاده هرات بود و قبلاً پدر و برادرش حکمرانان مستقل هرات بودند توجه بیشتر به این شهر گردید . پسر وی تیمور به حیث والی هرات مقرر شد و آرامش نسبی بر شهر حاکم گردید .
اما قجر ها (قاجاری ها ) با اردوی بزرگ خویش در سال ۱۲۵۴ هـ ق مساوی ۱۸۳۸ م زمانیکه اردوی بزرگ انگلیس ولایات افغانستان را بلعیده و به طرف کابل پیش میرفت و تمام افغانها جهت مقاومت در برابر آن کشور استعماری آمادگی میگرفتند ؛ وقت را غنیمت شمرده به ولایت هرات حمله نمود و شهر هرات را در محاصره گرفتند. در یکی از روز های سال ۱۲۵۵ هـ ق تنها به تعداد ۴۰ هزار گلوله توپ به داخل شهرهرات پرتاب نمودند. در اثر این گلوله باری بیشتر از دو هزار زن و طفل شهید و اکثر عمارات داخل شهر خراب شد. حتی جلگه هرات و بادغیس تا قره تپه و قلعه نو و مرغاب و میمنه از طرف الله یار خان اصف الدوله مقدمه الجیش قجرها تاراج و به یغما برده شد . چون محاصره شهر هرات با وجود حضور شخص پادشاه فارس و داشتن چندین صاحب منصب اروپایی مانند مسیو سیمینوف و جنرال پروسکی و موجودیت شهزاده ها و قومندان های بزرگ فارس تقریباً ده ماه طول کشید و در طی این مدت افغانها مدافعه نمودند و هرگز شرایط فارس ها را نه پذیرفتند. کامران پسر شاه محمود از سهل ترین شرایط فارس ها که عبارت ار فرستادن میرعبدالرحمن خطاط معروف هرات به فارس و فرستادن وزیر یارمحمد خان به ملاقات شاه فارس در اردو گاه فارسیان ؛ سر باز زد . بنابران به عصبیت شاه قجر (قاجار) افزود و امر داد تمام اسرای افغانی را که در اردوگاه او بود قتل عام کردند از آن بعد تا زمانی ناکامی و مراجعت به فارس همه افراد افغان را که اسیر میشد بلافاصله اعدام میکردند. دوازده هزار نفوس داخل شهر که به علت گرسنکی از شهر برامده بودند و به طرف دشمن رفته بودند نفی و تبعید گردیدند.
در تمام محاربات نیمه قرنه شهر هرات رو به خرابی نهاد به حدیکه بارتولد از قول مسیو فریه می نویسد نفوس شهر هرات قبل از این محاصره هفتاد هزار نفر بود و بعد از محاصره به شش یا هفت هزار نفر رسید.
در عهد سدوزایی ها و محمد زایی ها وزیر معروف یارمحمد خان و امیر شیرعلی خان به ترمیم جامع کبیر سلطان غیاث الدین غوری و تعمیر عمارات و باغها و تاسیس مدارس پرداختند و امیر عبدالرحمن خان عمارت چهارباغ را بنا نمود. اما با تاسف در زمان همین امیر عبدالرحمن خان دز سال ۱۳۰۳ هـ ق مطابق ۱۸۸۵ م هنگامیکه روسها پنجده را اشغال نمودند؛ به اصرار و پافشاری انگلیس ها ( باقیات صالحات عمرانات نفیسه حوالی شهر) که همانا مصلی هرات بود معدوم گردید و بروج ان از بلندی خویش کاست . (۲۵)
اخرین ویرانی هرات به تاریخ ۲۴ حوت ۱۳۵۷ هـ ش زمانی بود که جهت سرکوبی قیام مردم؛ دولت دیموکراتیک به کشتار و ویرانی شهر پرداختند. این نبرد چنان مدهش بود که هزاران نفر از شهریان هرات یا جان باختند و یا فرار را بر قرار ترجیح دادند .
ادامه دارد ….
زیرنویسها :

 

۴ پاسخ به “هویت گمشدهء ما ادامه فصل چهارم”

  1. admin گفت:

    درود به برادر بزرگوار و دانشمند گرامی جناب آقای شاه محمود محمود ، تشکر از ادامه این قسمت هویت گمشده . هم عالی ، معلوماتی و خواندنیست. موفق وسلامت باشید. مهدی بشیر

    • خواهش میکنم برادر گرانقدر محمد مهدی جان بشیر . شما همیشه با لطف و محبت و زحمات فرهنگی تان خود را مدیون شما میدانم . رنگ و زیبایی و انتخاب خط و دیکوراسیون تصاویر همه با چنان سلیقه و دانش اراسته شده است که خواننده را وا میدارد تا مطالب را دنبال نموده و به خوانش بگیرند. خداوند متعال شما را در پناه خویش داشته باشند

  2. قیوم بشیر هروی گفت:

    برادر گرانقدرم جناب استاد محمود عزیز قلم زیبای تان را می ستایم و از معلومات ارزنده تان ممنونم ، در امان حق باشید.
    با عرض حرمت
    قیوم بشیر هروی

    • برادر عزیز و شاعر وارسته قیوم جان بشیر هروی را بابت حضور و همراهی شان سپاسگزارم . محبت برادرانه شما مایه تشویق من است خداوند متعال شما را در حفظ و امان خویش داشته باشند

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما