۲۴ ساعت

۰۹ سرطان
۱ دیدگاه

آخر گل شراب به ساغرشگفتنی‌است

تاریخ نشر سه شنبه  نهم  سرطان  ۱۳۹۴ – ۳۰ جون  ۲۰۱۵ هالند

Lente

این شعر ها همین گونۀ ماندند در لای برگه های کهنه، اما ما ماندیم و درد فرو افتادن!

پرتو نادری

محترم استاد پرتو نادری

محترم استاد پرتو نادری

آخر گل شراب به ساغرشگفتنی‌است

پرهیز زاهدانۀ لب‌ها شکستنی‌است

نقشی ز بوسه‌های شتابان و داغ من

بر کوچه باغ سرخ لبانت نشستنی‌است

از برکه‌های جان من و تو به سوی نور

نیلوفر محبت دیرینه رستنی‌است

عشق آمد و به شهر دل من به خنده گفت

این کاروان زمنزل آخر نرفتنی‌است

« پرتو» من از تلاش دل خود خبر شدم

آخر مرا به حلقۀ زنجیر بستنی‌است

حوت ۱۳۵۸
شهر شبرغان

 

یک پاسخ به “آخر گل شراب به ساغرشگفتنی‌است”

  1. admin گفت:

    درود به استاد پرتو نادری ، سروده عالی و مملو از احساس است . خط بردم و جالب بود . موفق وسلامت باشید. مهدی بشیر

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما