۲۴ ساعت

۰۲ حمل
۱ دیدگاه

خاطر آزرده

تاریخ نشر  جمعه ۲۲ مارچ  ۲۰۱۳ هالند

شفیق احمد ستاک

شفیق احمد ستاک

“خاطر آزرده”

 شفیق احمد ستاک

تورنتو – ۱۵ / ۲ / ۱۳۸۸ 

**

فضای خاطرم آزرده از دف وچنگ است

زبسکه هرطرفم، مطرب ِ بد آهنگ است

شگوفه کرده بر ودوش ِ نخل ِ قامتِ من

بهار سبز، به غربت سفید و بیرنگ است

نگاه هــــرزه فـــتــد روی ِ نسترن در باغ

دهان صلح، پر از حرف و واژهء جنگ است

به محفلی که “سرآهنگ” وصوتِ “ظاهر” بود

صدای بوم، نوای ِخوش ِ سرآهنگ است

نه صوتِ تیشهء فرهاد، مونس ِ شیرین

نه “ناشناس” نوازشگرِ دل تنگ است

“رحیم” بخش ِ خودش برد از ولیمهء لــَی

شکسته بال ِ “خیال ” دل ِ “همآهنگ” است

زبسکه ذوق، فرومایه گشته در تن ِ ساز

به روی جاز نوازِش، زدن برهاونگ است

ندانم از چه سبب آن نگــــارِ سیمین تن

همیشه در پیِّ طرح ِ فریب ونیرنگ است

به شهرِ عشق بُوَد، برج هر فساد بلند

خراب خانهء زیبای ِ علم وفرهنگ است

چه سرد! مجلسِ گفتارِ شیخ، در مسجد

چه گرم! محفل وبازارِ باده وبنگ است

خراب، صورت ِ زیبای خامهء بهزاد

سراب، در نظرِ تابلوی ِ ارژنگ است *

به شیخ مدرسه هم روی ِ اعتبار نماند

ز بسکه دامن او، ُپر زلکهء ننگ است

چو آبِ میوهء اغیار میخورد زاهد

انار وسیب وطن، پایبندِ آونگ است

ندانم از چه گل ِ ابتسام ِ چهرهء یار

کنون، نمادِ غرور وهوا وآژنگ است

در این ستمکده کس نیست، کمتر از یک ” من”

درون سر همه را، صد دماغ ِ اورنگ است

دلــم برای دل ِ شیشـــه ســـــخت مــی سوزد

که سخت با دل ِهر سنگِ سخت، درجنگ است

هزار توسن ِ تازیست، در سفر با ما

زمانه لیک، روان از پیِّ خرِ لنگ است

رقیب ِ من که به صد حلقه، ارتباطی داشت

دفاع نکرده ز جائی، به فرقه سرهنگ است

نگر که مِهـــر فلک، باز بر دگـــر افتاد

عروس ِدهر، در آغوش “آصفِ ننگ” است

مگو که بی خبرم، از صدا وسیمایت

جهان چو دهکدهء کوچکی دو فرسنگ است

ز رنگ آبیّی این آسمـــــان، اثر گیرد

وگرنه آب خودش، صاف و پاک وبیرنگ است

اگرچه پای ِ دلم را شکسته سنگِ ستم

هنوز سنگِ حوادث بپای این لنگ است

نفَس غبـــــار بپاشد، به جیب سینهء ما

صفای شیشهء دل، در حصار این زنگ است

” ستاک” تازه بُوَد هر گلی در این گلشن

که فارغ از همه رنگِ تعلّق ورنگ است


**********

* سراب، در نظرم تابلوی ارژنگ است.

 

یک پاسخ به “خاطر آزرده”

  1. شريف حكيم گفت:

    جناب ستاک را درود . اشعار تان بدون شک و مبالغه از بهترین هاى زمان ما هستند. تصویر گرى و مضمون سازى آنقدر عالى اند که خواننده را تا آخرین مصرع به خوانش فرا میخواند. آینده اى درخشان زندگى شعرى تان را درخشان تر میخواهم.

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما