۲۴ ساعت

25 فوریه
۱ دیدگاه

مخمس بر غزل استاد شهریار شاعر شهیر ایران

تاریخ نشر: یکشنبه ۶ حوت (اسفند) ۱۴۰۲ خورشیدی -۲۵ فبروری ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – استرالیا

مخمس بر غزل استاد سخن و شاعر شهیر ایران حضرت شهریار
طبع شعرم در کهولت  دُر فشانی میکند
قصه زان  دورانِ  مستِ   زندگانی میکند
مرغ  فکرم  از  ضعیفی   ناتوانی  میکند
پیرم  و  گاهی  دلم  یادِ   جوانی  میکند
بلبلِ  شوقم  هوای  نغمه  خوانی میکند
دل گداختم همچو شمعِ از گداز سینه سوز
داغ این آتش همی دارم  درونِ دل هنوز
یاد او خوابم ربوده سال و ماه و شب و روز
سال ها شد رفته دمسازم ز دست، اما هنوز
در درونم زنده  است  و  زندگانی میکند
غم کمند صید افگنده مرا ، است درکمین
کی ز حالم با خبر هستی کنون ای نازنین
آه هنوزم در یسار است و فغانم در یمین
آسمان  هردم  سلامم  میکند  اما  زمین
با  هنر مندان   وداع   جاودانی   میکند
روزگارم همچو موش و گربه  باشد در دمن
زندگانی چون گلی اندر  خزانِ  این چمن
چرخ گردون بی وفایی میکند هر دم به من
روزگاری موشک است آری سیاۀ اهریمن
از زمین تا آسمان موشک  دوانی میکند
گر به عشق باشی گرفتار از ایمن چشمت بدوز
نی به تو نصرت کند یار ، نی شوی روزی پیروز
زشت و خوب زندگی را کاملاً یکسر بسوز
ما به داغ عشقبازی ها  نشستیم و هنوز
چشمِ پروین همچنان چشمک پرانی میکند
همدمان رفتند و ما را کس نباشد یارِ جان
ای خدا دیگر مرا از  یاد  روی  شان مران
گر چه دنیا هست نامرد و بسی هم قلتبان
گر زمین  دودِ  هوا  گردد  همانا  آسمان
با همین نخوت  که دارد  آسمانی میکند
دوستان   آیینۀ   حالِ  پریشان  مشکنید
قدِ سروی دلبران  اندر  گلستان مشکنید
گو جلال بر خیلِ خوبان دل  ز هجران مشکنید
شهریارا ! گو دل از ما مهربانان مشکنید
ورنه قاضی  در  قضا  نامهربانی میکند
سیدجلال علی یار
 ملبورن آسترالیا 
20 ژانویه
۶دیدگاه

حدیث شکوه

تاریخ نشر: شنبه ۳۰ جدی ۱۴۰۲ خورشیدی – ۲۰ جنوری ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – آسترالیا

حدیث شکوه
من نگویم که  دیگر سیرم از  وصالی کسی
چه کنم روز و شبم می شود خیالی کسی
جمالِ   هر  که   بدیدم  ،  مگر   جمالِ   نگار
نظر نه شد که  مرا  غیر  او  جمالی  کسی
اگر چه روز ازل عشق برون ز پرده ی  غیب
حرام کسی نتوان کرد که شد حلالی کسی
آهوی چشم سیاه  مست  اگر  به دام افتد
مرا فگنده به یاد  ، آن  نیکو خصالی کسی
بخاک پای  تو  سوگند  که  تا  به  خاطرِ دل
به سینه می تپد یعنی بهر  وصالی  کسی
غمی کس  بر  دل  من  پر نزند  جز  غم یار
مگر ملال  من خواهد  بود  از ملالی کسی
حدیث   شکوه    چه  گویم  و  بر زبان   آرم
که شرح حال کسی را نداند  حالی کسی
اگر   احوال  مرا   گه  گهی  پرسان   نکنی 
نگر که می طلبم هر نفس احوالی  کسی
سیدجلال علی یار
ملبورن – استرالیا
بیستم جنوری ۲۰۲۴