۲۴ ساعت

۰۱ اسد
۳دیدگاه

کلبهٌ ویرانک ما

تاریخ نشر یکشنبه اول اسد  ۱۳۹۶ – ۲۳  جولای ۲۰۱۷–  هالند

به استقبال غزل زیبای استاد «کهزاد» سروده شده

کی فراموش شودکابلِ ویرانکِ ما

جادۀ شهرِ نو و آن پُلِ لرزانکِ ما
(کهزاد)
++++++

کلبهٌ ویرانک ما

محترم محمد نعیم جوهر

جوی خون میرود از دیدهٌ گریانکِ ما
کس ندارد خبر از سینهٌ بریانکِ مــا

بر درو بام وسر و صورتِ هرهموطنم
مرمی وراکت وهاوان شده بارانکِ ما

باهمه لشکرِ ناتو و دوصد قدرتِ غیر
دمی آرام نگشت کُلبۀ ویرانکِ ما

همه از بهرِ طمع آمده درکشورِ ما
دل ربوده زجهان لعلِ بدخشانکِ ما

نبرم دستِ گدائ بجهان سوی کسی
گرتو سیرآب کنی دشت وبیابانکِ ما

همچو رستم بگذاری سرِخودرا بدرش
گرخوری انجیر و بادامِ سمنگانکِ ما

می شود بار دیگر کُلبۀ تارم روشن
گررسداشعۀ خورشید به دالانکِ ما

برسرِ تاجِ هنر ها زده کِلکش رقمی
شعرِ(کهزاد)شنو برسر هر خوانکِ ما

بهرِاین(جوهرِ) بی یار و دیارت ایدل
جائ بهتر نبُود گوشۀ زندانکِ مـا

********
محمدنعیم جوهر

 

۳ پاسخ به “کلبهٌ ویرانک ما”

  1. admin گفت:

    درود به برادر محترم آقای محمد نعیم جوهر ، تشکر از سروده زیبا و مملو از احساس پاک وطنپرستانه تان . استقبالیه عالیست. کشور ما را این طالب های وحشی به همکاری برادران بزرگ ارگ نشین خود و دولت فاسد و حشت ملی به ویرانی و دریای خون تبدیل کردند. لعنت و نفرین به این جانی ها. موفق باشید . مهدی بشیر

  2. محمد نعیم جوهر گفت:

    از برادر بزرگوارم جناب محترم مهدی جان بشیر قلبأ متشکرم قربان احساس پاک تان ایکاش همه نویسندگان و روز نامه نگار های ما مانند شما می بودند از لطف همیشه گی شما دنیا دنیا سپاسگزارم شاد و موفق و سر فراز باشید .

  3. قیوم بشیر «هروی» گفت:

    عزیز گرانقدر جناب محمد نعیم جوهر ! ضمن عرض ادب سعادتمندی و سرفرازی شما را آرزومندم و از سروده ای زیبای تان جهانی سپاس . با آرزوی مؤفقیت مزید شما استقبالیهء را خدمت شما و همه هموطنان تقدیم میدارم. سرفراز باشید.
    با عرض حرمت
    قیوم بشیر « هروی»
    ملبورن – آسترالیا
    بیست و هفتم جولای ۲۰۱۷

    وحدتِ ملی !
    هموطن ناله شنو از دل بریانک ما
    رفته آرامش از این کشور ویرانک ما
    هرطرف غصه و غم گشته پدید هموطنم
    هم ز اطراف وطن تا پل لرزانک ما
    صحبتِ وحدت ملی همگی بوده شعار
    عین وغین کرده عدول زین عهد وپیمانک ما
    ضعف دولت همه جا ورد زبان همه شد
    ازجنوبِ وطن و آن سوی پروانک ما
    از رئیسان وطن خیر ندیدیم همه عمر
    بخصوص از نفرِ حاضرِ دورانک ما
    غم ورنج وطنم سوخت«بشیر» جان مرا
    بسکه خون ریخت زاین دیده ی گریانک ما

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما