۲۴ ساعت

۰۴ سنبله
۶دیدگاه

عاملِ پسمانی ام

تاریخ نشر دوشنبه ۲۶ آگست ۲۰۱۳ هالند

محترم حسن شاه " فروغ "

محترم حسن شاه ” فروغ “

گر ندانی غیرتِ افغانی ام

چون بمیدان آمدی میدانی ام

*****

عاملِ پسمانی ام

حسن شاه ” فروغ “

۲۶ / ۸ / ۲۰۱۳

لندن

***

تاجک و پشتون واوزبک بندهٔ ربانی ام

تاپه ای دیگر مزن افغانم و بامیانی ام

دروجود وساختمانِ ما نباشدهیچ فرق

بنده ای رَبّ الجَلیل اندر دیارِ فانی ام

دین و ایمان وخداوند ورسولِ ما یکی

هفت پُشتِ ما مُسلمان بوده و مِیدانی ام

ساکنِ بلخ و بدخشان و مزارو یا تخار

زاده ای افغانستان هرچند ترکستانی ام

آریایی بوده ام گشـته خراسانی کنون

قرنها شد درجهان مشهوربرافغانی ام

کس نمیداند که را خواند خدایِ لایزال

چون برادر باهمه بغلانی وپروانی ام

زادگاه ما یکی وخاکِ پاکِ ما یکیست

گرکنرهاری وننگرهاری یا لغمانی ام

سرفدایت هموطن ای همدیاروجانِ من

قندهاری کندزی پنجشیری ومَیدانی ام

ایکه قربانِ تو کردم جان دل را بارها

بازهم با نامِ این وآن چرا؟ میخوانی ام

پکتیکا و پکیا و خوست ازآن من است

اسعد آبادی و دایکُندی و یا پغمانی ام

ازهریودوهِری تاسِندُ آمومُلکِ ماست

زادهٔ زالم مگر سُحراربِ سمنگانی ام

افتخارم بلخ وغورو بادغیس و میمنه

سربکف اندردفاعِ میهنم جوزجانی ام

کابل است چشم و چراغِ ملتِ آزاده ام

هِلمندی و اوروزگانی وریگستانی ام

غزنه افزاید بشأن و شوکتِ پارینه ام

لوگریِ وردکی تخاری،نورستانی ام

میهنِ من، مهدِ تاریخِ نیاکانِ من است

پاسدارِ یفـتلی ها بوده و کوشانی ام

ازنفاق و دشمنی برباد گردیدیم همه

باعثِ جنگ وجدالم،عاملِ پسمانی ام

سالها ماطعنهٔ بیگانه گانرا میخوریم

سربدارو کُشتهٔ دستانِ هر ایرانی ام

زیرِپا کردیم غروروافتخارِخویشرا

زیردستِ اجنبی،نَوکربه پاکستانی ام

لکه بَردامانِ اجدادیم هریک دوستان

وای برحالِ من واین غیرتِ افغانی ام

تا بچند با تیغ بیگانه سری را میزنم

تابکی دربندِ جهل وظُلمت ونادانی ام

تا بکی بر گفتهٔ بیگانه سوزانم وطن

تا بچندی عاملِ بربادی و،ویرانی ام

تابکی آواره وبیچاره میگردی فروغ

تابچند زنجیرها بردست وپازندانی ام

باتقدیم احترام فروغ از لندن

 

۶ پاسخ به “عاملِ پسمانی ام”

  1. admin گفت:

    درود به فروغ گرامی ، شعر زیبا و عالیست . خیلی با احساس سروده اید. از خواندن آن کیف کردم . موفق وسلامت باشید. مهدی بشیر

  2. همایون عالمی گفت:

    فروغ صاحب گرامی اشعار تان مشعر شخصیت والای تان است ، چاشنی درد وطن پیهم در ابیات پرکیف شما محسوس میگردد. بگذارید من هم به همان وزن آهنگ استاد قاسم چند تای بگویم:

    آتش پنهان

    جنگ ها شد عامل ِ ویرانی ام
    تا نفاق آورد سر گردانی ام
    فقر و تنگدستی چنان برباد داد
    قیمتی زور است بر ارزانی ام
    درد خود را خود دوا کردن رواست
    کی دوای غیر شد درمانی ام
    تیشه اندر ریشه ی خود میزدم
    قطع شد آن پنجه یی انسانی ام
    آنگهی استاد قاسم میسرود
    نغمه یی آزادی و خوشخوانی ام
    (گرندانی غیرت افغانی ام )
    (چون بمیدان آمدی میدانی ام)
    آمدند میدان و ما غازی شدیم
    لیک شد اسباب در ویرانی ام
    جنگ را بردیم، خود را باختیم
    مشکلاتی گشت در آسانی ام
    گوشتهایم را که روسها خورده بود
    استخوانم خورد پاکستانی ام
    گه عرب پرخاش کرد و گم بشید
    گه مهاجر کُشت آن ایرانی ام
    پا برهنه ملت مجبور و زار
    کس نداند آتش پنهانی ام
    آه افغان سخت گیرد هوش دار
    تا ز خاک خویش هم می رانی ام
    ما ضعیفیم و خدای ما قوی
    تا به پا افتادگی نتوانی ام
    اتحاد ما ز سر گیرد نظام
    ای فلک کم کن تو نا فرمانی ام
    من ز تقوایم (همایون) میشوم
    من کجا یک بنده یی نفسانی ام

    همایون عالمی – کابل – ۲۶ اگست -۲۰۱۳ م

  3. h.forough گفت:

    ای همایون تخت وبختت برقرار
    با غزل دادی بمن مهمانی ام
    فروغ

  4. غایب گفت:

    فروغ عزیز و محترم ، خواندن هر شعر شما نه تنها برایم لذت فراوانی تولید میکند بلکه پردهٔ را آهسته آهسته از روی شخصیت بزرگ و پُر از صفات انسانی شما بر میدارد و افتخار بزرگیست برای ما دور از وطنان، خداوند برای شما همه خوشی ها و خوبی های زندگی‌ را نصیب کند سپاسگزار شما غایب

  5. شهلا ولیزاده گفت:

    دروجود وساختمانِ ما نباشدهیچ فرق،واقعأ!
    به سلامتی شما!

  6. h.forough گفت:

    ممنون شهلای عزیزو گرامی

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما