۲۴ ساعت

۳۰ سرطان
۱ دیدگاه

ازخامۀ من دفتر و دیوان گله دارد

 تاریخ نشر یکشنبه ۲۱ جولای ۲۰۱۳ هالند

صادق پیکار

صادق پیکار

به اقتفا از غزل بیدل علیه الرحمه که مطلع آن است:

از پنبه اگر آتش سوزان گله دارد

دیوانه هم از خار بیابان گله دارد

                                 (بیدل)

ازخامۀ من دفتر و دیوان گله دارد

صادق پیکار

از رفتن شب ماه فروزان گله دارد

هم اختر و پروین خراسان گله دارد

ازسردی بهمن به شب تیرۀ یلدا

آن مادرک  طفل به دامان گله دارد

از ابر سیه پرتو خورشید نتابد

از ابرتُنک ژاله و باران گله دارد

ساغرکه زلالی زمی ناب ندارد

از ساقی آن تشنه لبانان گله دارد

بد خویی معشوقه چنان شهرۀ شهراست

کاز آتش چشم ناوک مژگان گله دارد

همسایۀ نزدیک ز یک بوسه ابا کرد

از لعل لبش چاه ز نخدان گله دارد

من شانۀ وا مانده به آن زلف پریشان

از شانۀ بد زلف پریشان گله دارد

رسمیست دراین شهرکه چند بی هنری هم

عشقی نتوان باخت  و زخوبان گله دارد

از شاعر وارسته چرا کَس گله مند است

از خامۀ من دفتر و دیوان گله دارد

صادق پیکار

 

یک پاسخ به “ازخامۀ من دفتر و دیوان گله دارد”

  1. نذیر احمد ظفر گفت:

    بسیار زیبا و دلپذیر قلم تان نویسا و الهام تان گرم باد

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما