۲۴ ساعت

۰۸ ثور
۳دیدگاه

رسالت خودرا انجام یافته می بینم

      تاریخ  نشر یکشنبه ۲۸ اپریل ۲۰۱۳ هالند

صادق پیکار عصیانگر

صادق پیکار عصیانگر

 رسالت خود را انجام یافته می بینم

صادق پیکار

***

مهدی عزیز، مهتمم وگرداننده صفحه ۲۴ ساعت،

بعد ازسلام و تعارفات دوستانه، میخواهم به عرض برسانم که از حضور خود در پنجرۀ ۲۴ ساعت و همکاری ادبی با آن خیلی خورسند م و هم چنان برخورد دوستانه و فرهنگمآبانه تانرا در برابر خود به دیدۀ قدرمی نگرم. حضورمن دراین بودگاه برای خودم خیلی آموزنده بود ودراین مدت کوتاه تجارب زیادی آموختم و اندوختم.

اگر شما به خاطر داشته باشید، من تنها به ارسال سروده هایم برای نشردر صفحه ۲۴ ساعت بس نکردم، بلکه خواستم درحدود توانایی خود، به مسایل مربوط به سخن منظوم (نظم و شعر) گبهایی را مطرح کنم وهم، بخاطرتنوع سخنهای منتشره، منظومه های طنزگونه را هم بیشتراز پیش به نشرسپردم و شما همه را نشر کردید. من این کاررا رسالت ادبی خود دانسته با حسن نیت به آن اقدام کردم و شما هم با دید گاه های مثبت آنهارا پذیرفتید.

مسئلۀ مهم دیگر، پاسخ ها و دید گاه ها به سروده های همکاران این صفحه بود که مدتی ذهن مرا به خود مشغول ساخته بود و نمی توانستم در آن باره نقش “عکه بد خبر” را داشته باشم. فکر می کردم که هر نوع نظری درباره آن ” انگشت زدن به خانۀ زنبور”بود، وهم بخاطراینکه طنز” انقلابات وطن نازم…” تجارب تلخی را برایم داده بود.

خوشبختانه که توانستم، به همکاری شما، این مسئله را هم مطرح کنم و امید است همه به یک راه حلی توافق نمایند.

در وضع حاضر، با درنظرداشت آنچه برای ۲۴ ساعت انجام داده ام، رسالت خودرا انجام یافته می بینم و تصمیم گرفته ام مدتی ارسال مطالب برای نشر را متوقف سازم. من بحیث بزرگسال ترین همکاران ۲۴ ساعت روی همه را، به شمول بانوان، از دور می بوسم، خداوند یار و پشتیبان تان.

صادق پیکار

Telephone:  ۶۱  ۲۹۶۳۲۵۵۰۱/ ۰۴۰۹ ۴۴۵ ۸۶۹

Email: sadiqpaikar@yahoo.com.au

 

۳ پاسخ به “رسالت خودرا انجام یافته می بینم”

  1. admin گفت:

    جناب استاد پیکار عزیز ، تشکر از حضور گرم و رهنمایی های مفید تان در سایت ۲۴ ساعت . شما همیشه مهربان بودید و از نوشته های زیبا ، اشعار دلنشین و طنز های عالی و خواندنی تان در مدتی که همکار ما بودید جهانی سپاس . اکنون که میخواهید همکاری تان را با ۲۴ ساعت متوقف کنید من به تصمیم شما احترام میگذارم و هروقت که آرزو داشتید چیزی بنویسید ، ۲۴ ساعت در خدمت تان است. از طرف خود و همکاران عزیز برای شما صحت و موفقیت آرزو میکنم. همیشه زنده و سلامت باشید. مهدی بشیر

  2. عبدالواحد يوسفي گفت:

    ای نظر را به عنوان تبصره بر یکی از نوشته های قبلی تان فرستاده بودم. هنوز هم بر این باورم که ما از نقد و نقد پذیری زیاد می آموزیم و آثار بهتر ایجاد می توانیم.

    سلام آقای پیکار

    من با شما هم نظرم.

    به عقیده من شعر یک ضرورت است. شعر زمانی بناچار به میدان می آید که وسیله دیگری نتواند ما را در بیان احساس، طرح، تصویر یا فضا های که در ذهن ساخته میشوند، کمک کند. هر آنچه را که می توان با انواع نثر زیبا و مختصر نوشت، برای نوشتنش رفتن در پی شعر بیجاست. اگر قادر نباشیم نثر را بدرستی بنویسیم نوشتن شعر واضحا مشکل آفرین می شود.

    مشکل آنست که شعر بخصوص شعر موزون و مقفی همانند موسیقی سر و کارش با ریتم /ضرب است. درک ریتم (نه استفاده از ریتم)در ذهن اکثریت مطلق انسانها بصورت بصورت غریزی بودیعه نهاده شده است. وقتی که شعر موزون و مقفی اندکی از ضرب خارج می شود درست مثل سُر موسیقی گوش شنونده تیز می شود و انتظار لذتی که از شنیدن یا خواندن شعر ایجاد شده است به ملالت تبدیل می شود.

    ازین بابت شاعر مثل تر جمانیست که در بین افرادی ترجمانی می کند که زبان خارجی را می فهمند اما گفته نمی توانند. بمجرد خطا به ترجمان می گویند که فلان قسمت درست ترجمه نشد. کسی نمی گوید که این ترجمان بیچاره ٩۵٪ خوب ترجمه کرده است اما بالای ۵ ٪ اشتباه بصورت طبیعی انگشت گذاشته می شود.بخش انتخاب کلمه ها، ترکیب ها، ترکیب سازی و ایجاد کلمات جدید اگر نتواند عطش طبیعی برای خواندن یا شنیدن شعر را اقناع کند باز هم ملالت ایجاد می کند.

    صرفنظر از مهارت ها، شگرد ها و قواعد شعری اگر بیت بیت شعر و شعر در کلیت خود نتواند حال خواننده یا شنونده را متحول کند وظیفه یا انتظاری که از شعر در ذهن ما ایجاد شده است، بخوبی اجرا نشده یا بر آورده نشده است. تاکید من بر خواننده و شنونده است، نه شاعر. چون طبیعیست که شاعر حتی پیش از ایجاد شعر، در حین و بعد از ایجاد آن از آنچه آفریده است دچار تحول روحی شده است.

    اگر به عنوان یک خواننده مسؤل پیشنهادیا تذکری بدهیم نه تنها به اشخاص بر خواهد خورد که آنرا کینه ورزانه نیز خواهند خواند. این دردناک است. من وقتی شعری از شاعری را میخوانم خود را با شاعر خیلی صمیمی احساس می کنم که مرا در جریان فوران احساسات خود قرار داده اس و اثرش را با من شریک کرده است. اما کاستی های اندکی که موجود است با اشاره ها ی دوستانه نه تنها اصلاح شدنی اند بلکه ما را در بلند رفتن یا بهتر شدن سطح نوشته ها یا نظم دهی به افکار شاعرانه ما کمک می کند.

    بنظر من برای بهتر شدن و زیبا تر بیان کردن مفاهیم هفته یک بار مشاعره بگذاریم. در این مشاعره یکی از شعرا یک بیت ( دو مصرع ) بنویسد. بقیه هم هر شاعری که دوست دارد همان بیت ومفهوم را فقط با یک بیت دیگر در همان وزن و قافیه یا حتی در وزن و قافیه متفاوت بیان کند. زیبا ترین بیت بنام بیت برتر هفته شناسایی شود. هر اندازه که از انتقاد فنی و یا تشویق فنی برای بیت ها پیدا بتوانیم بهتر خواهد بود.در این صورت هم فضای کنونی به فضای تعامل بهتر تبدیل شده و هم در طی این داد و گرفت سطح آگاهی هر کدام ما بخودی خود و با تفریح بالا می رود. و فرهنگ نقد بجای فرهنگ عیبجویی پذیرفته تر می شود. در غیر آن وضع ما به داستان فوتبال موسی گژدم سر مشابه خواهد بود.

    مکالمه موسی و دوستش ارینقرار است:

    – بنظرت فوتبالم چطور اس؟ رفیقم استی راستشه بگو!

    – حالی که رفیقی ره یاد کدی راستشه میگم. فوتبالت بسیار خوبس. دویده نمیتانی، نفست میسوزه، تریک زده نمیتانی، میفتی و ده گول که ایستاد استی از پیشت آسان گول میشه.

    البته موسی بعد از شنیدن نظر رفیقش سرمست تر از پیش بسوی میدان دوید چون دوستش در ضمن گفته بود که فوتبالت خوبست.

    اگر خواسته باشید می توانید این نظر را بگرداننده سایت پیشنهاد بدهید.

    موفق باشید.

  3. شهلا ولیزاده گفت:

    شما بسلامت باشد و معطر با خوشیها! با درود و ارادت!

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما