۲۴ ساعت

۲۱ میزان
۳دیدگاه

فصل ششم هویت گمشده ما

تاریخ نشر یکشنبه ۲۱ میزان  ۱۳۹۸ –  ۱۳  اکتوبر  ۲۰۱۹ هالند

هویت گمشده ما
شهر ها و حصار ها افغانستان (۲۸)
فصل ششم

نوشتۀ : محترم استاد شاه محمود محمود

غزنی مهد علم و فرهنگ افغانستان

شهر غزنین نه همانست که من دیدم پار

چه فتاده‌ست که امسال دگرگون شده کار

خانه‌ها بینم پر نوحه و پر بانگ و خروش

نوحه و بانگ و خروشی که کند روح فگار

(فرخی سیستانی)

غزنی پایتخت امپراطوری غزنوی و مهد علم وادبیات و امتزاج فرهنگ های مختلف؛ دریغا امروز زیر آواره های دود و خاک و خون نهفته است.

این شهر بار ها زیر چکامه های سپاهیان سلاطین مقهور به نابودی رفت و هر باری که سر بلند مینمود و آباد می گشت مجدداً سلطان دیگری به غارت و آتش سوزی وی خود را میرساند. اخرین اتش سوزی و ویرانی در سال ۱۸۳۹ م بود که ازطرف انگلیس ها متحمل گردید.
غزنی یکی از ولایات معروف تاریخی افغانستان است که در سال ۲۰۱۳ م شاهد مراسم بزرگی به مناسبت اعلام این شهر تاریخی به عنوان مرکز فرهنگ اسلامی بودیم، که در تجدید هویت تاریخی- مدنی این شهر گامی بود که طی یک قرن اخیر برداشته شده ویقیناً در احیأ هویت ازدست رفته اش میتواند مؤثر واقع گردد.
غزنی یا غزنه یا غزنین ، شهری در کنار دریای غزنی در یک فلات مرتفع با ارتفاع ۲۲۲۵ متر قرار دارد. این شهر تنها یک شهر با دیوارهای باقی مانده در افغانستان است ، که دارای یک ارگ با ارتفاع ۴۵ متری ؛ ساخته شده در قرن سیزدهم است. در حوالی دهکده روضه سلطان ، در جاده قدیم کابل، ویرانه های غزنی باستانی شامل دو برج ۴۳ متری و مقبره محمود غزنوی (۹۷۱-۱۰۳۰) ، قدرتمند ترین امیر (یا سلطان) سلسله غزنوی میباشد.
تاریخ اولیه غزنی چندان روشن نیست ؛ احتمالاً حداقل از قرن هفتم وجود داشته است. در دوران پیش از اسلام مهد تمدن های مهمی چون یونانی، کوشانی و هپتالی بوده است. با فتح سیستان و زابلستان توسط سپاهیان مسلمان، این شهر به یک پایگاه نظامی تبدیل شد. بوسورث در همین راستا می نویسد که :

روز های قبل از اسلام، مرکز اداری و شاید نظامی زابلستان بوده و راهی را که از باختر، بامیان و کابل به اراکوزیا، یعنی اراضی اطراف بُست و قندهار می رفته، حفظ نموده. موج های مختلف مهاجمین از آسیای مرکزی چون ساکها، کوشانی ها، یفتلی ها و هون های سفید باید از این جا گذشته و آن را اشغال نموده باشند.

این اتحادیه ها از نژاد های مختلف بودند و به احتمال قوی اثر نژادی عجیبی بر سطوح مرتفع شرقی افغانستان گذاشتند. به این ترتیب مآخذ اسلامی قرن ده و یازده میلادی، خلجی ها [ غلجایی ها ] را در این منطقه ذکر میکند. خلجی ها زندگی بیابان گردی و مالداری داشتند که محمود غزنوی در لشکر خویش از آنها استفاده می نمود. بعید نیست که ترک های اغوزیا اغز نیز به جنوب آمو گذشته و به ولایت زابلستان داخل شده باشند.(۱)
بنابر بیان مؤلف ریاض الالواح غزنه اهالی آنجا در سنه ۴۴ هـ ق بشرف اسلام رسیدند و بعد از هجرت تا زمان سلطنت البتگین آن ملک مقر سلطنت هیچ پادشاهی نبوده اگر چه در این مدت از مضافات سیستان و خراسان شمرده میشد و سکنه انجا گاهی در تحت اطاعت امرای خراسان و سیستان بوده اند لیکن اکثر اوقات طوایف افغان در ان ولایت استیلا داشته اند.(۲)
از جمله خاندان لُویَکان از بقایای حاکمان پیش از اسلام، در سه قرن اول هجری به عنوان خراجگذار صفاریان و سامانیان در حکومت غزنه و زابلستان باقی مانده بودند. این شهر در قرن چهارم هجری پایتخت حاکمان مسلمان شد و در اوایل قرن یازدهم ، در زمان محمود غزنوی، این شهر به پایتخت امپراتوری وسیع غزنویان ، اولین سلسله مسلمانان افغانستان تبدیل شد.

این سلسله بعداً در همان قرن بسیاری از مناطق قدرت خود را به نفع غوریان از دست داد ، و غزنی در سال ۱۱۵۰ – ۱۱۵۱ توسط غوری ها تصرف گردید. چنگیز و تیمور یکی بعدی دیگرغزنه را ویران و یا غارت نمودند ویا هم براین خطه حکمروایی نمودند . به تعقیب نواده های تیمور و بابر حکمرانان این سرزمین گردیدند. تا اینکه بعد از احیآ مجدد افغانستان و تاسیس دولت درانی در ۱۷۴۷ م غزنی و کابل جزء دولت احمدشاهی گردید.

وجه تسمیه غزنی :

کویها بینم پر شورش و سرتاسر کوی

همه پر جوش و همه جوشش از خیل سوار

رسته‌ها بینم بی‌مردم و درهای دکان

همه بر بسته و بر در زده هر یک مسمار

( فرخی سیستانی)

قدیمترین ذکرنام این شهردر کتاب اوستا به نام “ کخره” یکی از سیزده‏همین سرزمین اوستایی آمده است.(۳) همچنان یاقوت حموی از این شهر به نام “جزنه” یاد نموده است (۴)
پروفیسور بنوئیست شرق شناس فرانسوی با استفاده از سفرنامه هیوان تسانگ که در سال ۶۴۴ م از غزنه دیدن نموده و آنرا « هوسی – نا » پایتخت مملکت ( تساو – کیو – تو) یا زابلستان به شکل قلعه مستحکمی واقع در بین ایالت سرسبز و حاصل خیز نگاشته است . موقعیت پایتخت بودن این شهر در زمانه های بسیار قدیم ما را به این فکر انداخت که می توان نام غزنه را با نام باستانی گانژاک تطبیق نمود. اسم شاید با کمی اختلاف لهجه و تلفظ مشابهه به نام شهر گنژگ ( گنجک) واقع در اتروپاتن باشد و از کلمه گنژه یا کنژ – گنج یعنی خزانه مشتق شده باشد. این فرضیه که مدتها غیر قابل تحقیق مانده بود، تنها چنین ایجاب می نمود که ترتیب ( ن، ز) (ن، ژ) در این کلمه شاید در افغانستان پس و پیش گردیده و به صورت ( ز، ن) تبدیل شده باشد.
همچنان امروز درآثار متآخرین که به لهجه پارسی میانه یعنی سغدی و پارتی پژوهش کرده اند؛ در پارچه سغدی کلماتی به شکل گزنک برخوردند که معنی خزانه را میدهد.
شهرت غزنه سبب شده است که کلمه غزنه ( جزنه) به نزد بعضی از مؤرخین عرب عمومیت پیدا نموده و آنرا در مورد شهر « گزاکه» که در اتروپاتن که انهم مرکزیت داشت نیز استعمال نمایند.
غزنه با کمی اختلاف، در نگارشات مؤرخین مانند مقدسی، بشکل غزنین که در زبان عرب جمع تثنیه است . همچنان به شکل غزنی که باید از کلمه گزنیک امده باشد استعمال گردیده است. اما راجع به کلمه غزنوی دو حرف اخیر « وی » نسبتی زبان عرب است که اضافه شده است در اینکه « وللرز» انرا کلمه « غزنو» بدون تعیین موقعیت شهر نسبت میدهد قابل قبول نیست فقط میخواسته مبدآ کلمه غزنوی را به پارسی نشان دهد.(۵)
پروفیسوربوسورث زمانیکه به کابل آمد در یک کنفرانس مقاله تحقیقی در مورد این شهر ایراد نمود . موصوف زیرنام تاریخ شهرغزنی مینویسد: نام این شهر برای اولین بار در آثار مؤرخ و جغرافیه نویس کلاسیک یونانی ، بطلیموس ذکر شده است.

بطلیموس در قرن دوم میلادی می نویسد؛ به طرف شمال کابل در منطقه پاروپامیزاد یعنی منطقه کوهستانی شمال مرکزی افغانستان که آب های آن در هریرود سرازیر میشود به فاصله ۱۱۰۰ ستاد: شهری است به نام کنزکه ( غزنی) البته به جنوب کابل واقع شده نه شمال آن، ولی فاصله ۱۱۰۰ ستاد یونانی یا فرلانگ به ۹۰ میل [ حدود ۱۴۵ کیلومتر] فاصله ای که بین غزنی و کابل واقع است به درستی مطابقت میکند.
نام شهر یا جایی که از نوشته بطلیموس برمی آید اصلاً کنزک بوده که می توانیم به قول شرق شناس فرانسوی بنوینست آن را با کنزه یا گنجه دری، که معنی خزانه است تطبیق دهیم. این کلمه در نام های دیار اریایی، در نام شهر دیگری هم راه یافته است و آن عبارت از گنجه در آذربایجان کنونی است.
در اوایل قرن هفت میلادی زایر چینی به نام هیوان تسنگ از غزنی عبور نموده، وی این شهر را « هوسی – نه » گفته و یکی از دو شهر «تسو» و « کیوچا» یعنی زابلستان خوانده است. زابلستان در آن وقت پادشاهی اباد و مستقلی بوده، « هوسی – نه » املای آن وقت، این کلمه غزنیک را می رساند، به این ترتیب در مدت پنج قرن از وقت بطلیموس حرف ( ن ، ز به ز، ن) تبدیل شد، و نمونه های دیگر این ابدال در پارسی میانه و زبان سغدی و پارتی بسیار دیده شده است . اشکال اسلامی کلمه غزنی و غزنین به احتمال قوی از اشکال قدیم اریایی غزنیک و غزنین آمده است.

در مآخذ اواخر قرن دهم میلادی، شکل قدیم اریایی این کلمه را به صورت غزنین می یابیم. چنانچه مقدسی در احسن التقاسیم و صاحب حدود العالم این کلمه را غزنین می نویسند و جغرافیه نویس قرن سیزده یاقوت حموی در معجم البلدان می گوید غزنین صورت صحیح و علمی ان است. سعی بعضی از دانشمندان که این کلمه را تثنیه یعنی دو غزنی ( غزنین) بخوانند مبالغه علمی است و موردی ندارد.(۶)

ادامه دارد …

 

 

۳ پاسخ به “فصل ششم هویت گمشده ما”

  1. admin گفت:

    جهانی سپاس از برادر بزرگوار واستاد عزیز آقای شاه محمود محمود و معلومات پژوهشی و تاریخی شان در باره شهر غزنی . بنده از مطالعه آن لذت بردم و به معلوماتم افزوده شد. از دوستان و عزیزان سراسر جهان که به  مقالات تاریخی و پژوهشی علاقه دارند تقاضا میکنم که حتمآ سلسه این مقالات جالب را بخوانند و به دوستان خود هم ایمیل نمایند و اگر معلومات بیشتر در دسترس شان است لطفا از طریق سایت ۲۴ ساعت برای نشر بفرستند و یا به اختیار نویسنده محترم آن بگذارند. . مهدی بشیر

    • برادر گرانقدر محمد مهدی جان بشیر عزیز را تشکر و تهنیت میفرستم. از همکاری و زحماتی که در انتشار دوباره مطالب بنده در سایت محترم ۲۴ ساعت که به همت دستان و اندیشه دانشمندانه تان انتشار پیدا میکند سپاسگزار و مدیون محبت شما میباشم . با یک کلام ساده و وطنی که « خداوند سایه دستان نیک شما را از سر ما کم نکند» این یک واقعیت است و شعرا و نویسندگان هموطن ما بدانند که گردانندگی یک سایت صرف نظر از مصارف اقتصادی ان، کار شباروزی و مداوم و ابتکاری میخواهد و خوشبختانه شما برادر عزیز این همه را به تنهایی انجام میدهید دست تان را فشرده و ارزومندم با صحتمندی کامل ، بهترین های زندگی را همسفر باشید دست تان درد نکند . ضمناً از یاداوری اینکه دوستان و دانشمندان بر کاستی های بنده انگشت گذاشته و یا برای غنای مطالب حواشی و پیام بگذارند تا به کمک ایشان مطالب علمی و پژوهشی تر خدمت هموطنان ارایه گردد. تشکر و سپاس مجدد مینمایم .

  2. قیوم بشیر هروی گفت:

    برادر بزرگوارم جناب استاد محمود عزیز از زحمات قابل قدر در تهیه وتحریر این معلومات ارزنده جهانی سپاس ، سعادتمند باشید.
    باعرض حرمت
    قیوم بشیر هروی

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما