۲۴ ساعت

۰۵ سرطان
بدون دیدگاه

« رُخ آئینه »

شفیق احمد ستاک

شفیق احمد ستاک

 تاریخ نشر دوشنبه ۵ سرطان۱۳۹۱ – ۲۵ جون ۲۰۱۲

با عرض سپاس و ابراز امتنان از شاعر گرانمایه، محترم اسحاق ثنا که به استقبال یکی از سروده های ناموزون بنده که تحت عنوان ” رخ آیینه” چند سال قبل سروده شده بود، شعری زیبایی سروده اند، یاد آوری می کنم که من در همهء اقوال فصیحم، ولی در وصف شمائل ایشان اَخرس.  

به همین مناسبت جا دارد تا جناب محترم اسحاق ثنا را مخاطب قرار داده و بنویسم:

زیبا سروده یی و چه زیبا سروده یی

گویا که حرفِ دردِ دلِ ما سروده یی

یک نوبهار لاله به صحرای گرم و خشک

یک آبشار نغمه به دریا سروده یی

در بزم شاعران غزل نغز و آبدار

در گوشِ واژگان، همه معنا سروده یی

*************
اگر متهم به کهنه پرستی نشوم، همان سروده یی سابق خویش را که چند سال پیش انتشار یافته بود؛ غرض نشر به تارنمای زیبای “۲۴ساعت ” گسیل میدارم.

با احترام

شفیق احمد ستاک-تورنتو

« رُخ آئینه »

دردل، به کسی دشمنی و کینه ندارم

زنگارِ نـَفـَـس، بر رُخ ِآئینه ندارم

سرخوش به خیال ِهوس ِ دیدن ِ یارم

جنگی به سرِ دولت وکابینه ندارم

از فقر، در این کلبه به جز جام سفالین

از غدر، مدالی برسر سینه ندارم

دستم نرسد هیچ بدامان نگاری

گردِ قدمی بر سرِ این زینه ندارم

بگذشت نزاع بر سرِ پیراهن ِعثمان (رضی الله عنه)

حرفی دگر از جامهء پارینه ندارم

میمون صفتان هرچه نمایند، در این دهر

کاری به رهء رفتن ِ بوزینه ندارم

میلی نه به خون ونه به خمر ونه به خنزیر

بر مرده نیازی  چو زن ِ”گینه” ندارم (۱)

پا بر لبِ گور وهوس ِ ماه دل آرام

از روی ریا، ریش ِ خودم خینه ندارم (۲)

تا سایه کند دست الهی به سرِ من

ترسی به دل ازدشمن ِدیرینه ندارم

شیرم که شب وروز کنم صرف شکاری

چون روبه، غم ِ مادرِ خاگینه ندارم

از بسکه به هر وعده پس ِپا زده دلبر

دیگر به زر” مینه”ء او ” مینه” ندارم

دل برده ز من، می طلبد یک دل ِ دیگر

داند که دلی دیگری در سینه ندارم

تا نام خوش ِ” مریم” و” زهرا” است، به گیتی

حرفی به کس از ” جولی” و” تهمینه” ندارم

معیارِ قضاوت به من، ای صوفی ز تقوی است

حُکمـــی ز ســـرِ جامـــــهء پشمیــنه ندارم

هنگام تفاهم به زبان ِ دل ِ جانان

بحثی به سرِ قدمت وپیشینه ندارم

تا بوسه روا است به روزِ رمضانی

چشمی به شب شنبه وآدینه ندارم

ستاک” مزن بخیه تو با تار خیانت

پیراهن ِ پاکی که در آن پینه ندارم

۱-  “Guinea” کشوری است در آفریقای غربی که در مرتفعات شرقی پوشیده از جنگل آن، مردمانی بنام « South Fore» زندگی میکنند. درمیان این مردم، مرضی وجود دارد که گفته میشود ویژهء فرهنگ خاص آنان بوده وبنام  “Kuru”یاد میشود. ویروس بیماری مهلک ” کورو” که گفته میشود اکنون بطور قابل ملاحظه ای کاهش یافته است، کار خود را از مغز سر وسیستم عصبی آغاز نموده وسپس هرگونه تحرک را از بیمار سلب میکند. در نتیجه، شخص مبتلا به مرض، بیسار ضعیف وناتوان گردیده وعضلات روی او نیزبه شدت منقبض میگردد ودر فرجام، بیمار از راه رفتن وحتی از خوردن در مدت کوتاهی باز می ماند. با گذشت ۶ الی ۱۲ ماه از بروز اعراض وعلائم این مرض، تقریبا در اکثر موارد، مرگ حتمی به سراغ بیمار می آید.

سخن کوتاه که مرض ” کورو” غالباً زنان وکودکانی را که در بلندیهای مناطق شرقی گینه زندگی نموده وبنابر باورهای فرهنگی وفقر اقتصادی گوشت مرده های خود را میخورند، مبتلا نموده وآنان را به کام مرگ فرو میبرد. مردم این سرزمین، ابتلای اشخاص به این مرض را ناشی از کارهای ناشایستهء جادوگران می دانستند. در اوائل سال ۱۹۵۰میلادی، یک تیم تحقیقاتی متشکل از پزشکان آسترالیائی برای پیدا نمودن اسباب وعوامل این مرض، وارد کشور گینه شده وتحقیقاتی را براه انداختند. آنان، خاک، نباتات ونمونه هایی از حیوانات منطقه را مورد آزمایش قرار دادند، اما موفق نشدند تا عامــــل بیمــــاری” کورو” را شناسائی کنند. بدنبال آن، یک متخصص طب اطفال از آمریکا بنام ” کارلتون گجدوسک” به گینه آمد تا تلاشهایی را درجهت حل مشکل فوق الذکر، روی دست گیرد. موصوف با انجام آزمایشهای میکروسکوپیک از انساج وسلولهای بدن اشخاصی که در نتیجـــهء مبتلا شدن با بیمـــاری ” کورو” وفات یافته بودند، این حقیقت را کشف نمود که میکروب وباکتریهای بیماری مذکور، در مغزسر متمرکز بوده ودر جریان خون فعالیت میکند وانگیزهء اصلی انتقال آن نیز از یک شخص به شخص دیگر، ” cannibalism” یا ” آدمخوری” میباشد.

بیماری ” کورو” با برخی از امراض دیگر عصر حاضر مانند  جنون گاوی، یا جنون بقر که چند سال پیش به “جنون بشر”! نیز مبدل گردید، ارتباط تنگاتنگی دارد. به عنوان مثال در اوائل سال ۱۹۸۶، نشانه هائی از ایپدیمی جنون گاوی ” bovine spongiform encephalopathy” درمیان مواشی وحتی مردمانی از اروپای غربی، به خصوص در بریتانیا، به مشاهده رسید. جنون گاوی مخصوص انسان، ناشی از خوردن گوشتهای مواشی ودامهایی شناخته شده است که در نتیجهء  تغذیه ودادن علفها وگیاهان نه، بلکه با اضافه نمودن کوفته وقطعات بسیار ریز ورنده شدهء گوشتِ گوسفندان مرده وشاید لحم حیوانات دیگر، در مواد غذایی گاوها ومواشی  درمزرعه ها، تغذیه می شدند. البته برای مقابله با این مرض، صدها هزار گاو وحیوانات زراعتی دیگر در اروپا وکانادا، نابود واز میان برداشته شدند.

هدف اساسی بنده از این همه پرگوئی وآوردن این دو بیت:
« میلی نه به خون ونه به خمر و نه به خنزیر  =  بر مرده نیازی  چو زن ِ”گینه” ندارم »، ارائهء تصویری از حقائق فوق الذکر در روشنائی امریهء خداوند متعال میباشد که در کتاب عزیز خود میفرماید: « حُــِّرمَت علیکمُ المیتهُ والدَّمُ ولحمُ الخنزیر» چنانچه الله تبارک وتعالی، خوردن حیوان خودمرده، خون وگوشت خوک وبرخی مأکولات مضرهء دیگر را، بر ما مسلمانان حرام گردانیده است که حکمت وفواید آن، هم اکنون به همگان روشن واظهر من الشمس بوده وفــرد مسلمان را از مبتلا شدن به بیماریهای کشنده ای که در بالا بدان اشاره شد، وقایه ومحافظت میکند.

علاقمندان به مطالعهء بیشتر در مورد مرض موسوم به “کورو” که بیشتر دامنگیر زنان در سرزمین آفریقایی گینه میشود، میتوانند در گوگل با نوشتن واژه انگلیسی ” kuru” یا culture specific diseases” جستجو نموده ومعلومات مفصلی بدست آورند.

۲ این ابیات میتواند، بدیلی برای دو بیت بالا باشد:

 سهراب چو رفت، از چه روم در پی دارو
چون عید رَوَد، دست خودم، خینه ندارم

 

 
بدون دیدگاه

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما