۲۴ ساعت

۱۰ قوس
۸دیدگاه

از هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی

تاریخ نشر یکشنبه  دهم  قوس  ۱۳۹۸ – اول دسامبر ۲۰۱۹ هالند

حکایت ۲۸۵

بهیچ کار نیایم گرم  تو نپسندی

وگر قبول کنی کار کار ما باشد

« سعدی »

طفلی با روح بزرگ

سید جلال الدین عضد ، شاعر معروف قرن هشتم ، از سادات یزد بود و پدرش سید عضد در دستگاه ملوک آل مظفر رتبهء امارت داشت.

یکروز امیر مبارزالدین محمد بن مظفر ( ۷۱۳ – ۷۵۹ ) بهمراهی سید عضد پدر سید جلال الدین بمکتبی که سید جلال در آن مشغول تحصیل بود وارد شد و سید جلال را دید که چیزی می نویسد و از چهرهء او آثار فراست و هوشیاری پدیدار است.

از مکتب دار پرسید :

این پسر کیست ؟

جواب داد :

از امیر سید عضد است !

پرسید :

ازین کودکان کدام یکی بهتر از دیگران می نویسند ؟

معلم جواب داد :

آنکس که قلمتراشش تیز تر است !

گفت :

هرکس که پدرش متمول تر می باشد.

پرسید :

پدر کدام یکی متمول تر از دیگران است ؟

مکتب دار جواب داد :

همانکس که پدرش بدربار شاه ، رتبهء امارت دارد !

محمد مظفر ، معلم را آفرین گفت وبطرف سید جلال نظر افگنده گفت :

چیزی بنویس تا خط ترا ببینم !

سید جلال قلم وکاغذ را بکار انداخت و این قطعه را فی الدیهه سرود ونوشت وبرای امیر مبارزالدین داد.

چار چیز است که در سنگ اگر جمع شود

لعل  و  یاقوت  شود  سنگ  بدان  خارائی

پاکی  طینت   و  اصل   گهر   و  استعداد

تربیت   کردن   مهر   از   فلک    مینایی

در من این هر سه صفت هست ولی میباید

تربیت  از  تو  که  خورشید  جهان  آرائی

امیر از حسن خط و فصاحت طبع او در تعجب شد و سید عضد را گفت :

این پسر آیندهء خوبی در پیش رو دارد زنهار در تربیت او تقصیر روا مدار!

سپاس ده هزار دینار به سید عضد بخشید تا در تربیت سید جلال الدین صرف کند.

ادامه این حکایات جالب و آموزنده ادامه دارد….

 

۸ پاسخ به “از هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی”

  1. admin گفت:

    دوستان عزیز و کتابدوستان گرامی !
    اینک حکایت ۲۸۵ را از کتاب هزار و یک حکایت ادبی وتاریخی شاد روان استاد بشیر هروی که برادر عزیزم قیوم جان لطف نموده اند و آنرا برای مطالعه عزیزان به سایت ۲۴ ساعت فرستاده اند تا علاقمندان آن مطالعه نمایند . جهانی سپاس از ایشان. مهدی بشیر

  2. قیوم بشیر هروی گفت:

    سپاسگزارم مهدی جان عزیز از زحمات قابل قدر تان ، خداوند روح پدر عزیز ما را شاد داشته باشد.
    باعرض حرمت
    قیوم بشیر هروی

  3. فریده کریمی گفت:

    درود ها نثار برادر محترم و ادمین گرامی سایت وزین ۲۴ ساعت آقای محمد مهدی بشیر وبرادر گرامی شان قیوم بشیر ، تشکر از نشر حکایت ۲۸۵ استاد بزرگوار شاد روان بشیر هروی . زنده و سلامت باشید.

    • admin گفت:

      ممنون خواهر گرامی محترمه فریده کریمی ، خداوند رفته گان شما را هم مغفرت کند . زنده باشید. مهدی بشیر

  4. برهان الدین سعیدی گفت:

    دوست معظم و دانشمند محترم بشیر صاحب !
    الله سبحانه و تعالی ! به فضل و مرحمت خویش، استاد دانشمند فرزانه هروی صاحب را بهشت برین نصیب بگردند ، حکایت اموزنده نمبر « ۲۸۵ » ایشان را مطالعه و از آن حظ ولذت بردم و برای شما دوست عزیز ؛ شفای عاجل توام با صحت ، طول عمر و کامیابی استدعا دارم .
    بااحترام
    برهان الدین « سعیدی»

    http://www.said-afghani.org/seite-makalat/ustad-bashir-herawi-25.09.2011/hakaeate-%20285-%2002.12.2019-%20Bashir%20Herawi.pdf

    • admin گفت:

      تشکر از دوست دانشمند و گرامی محترم آقای برهان الدین سعیدی ، ممنون نشر حکایت ۲۸۵ هزار و یک حکایت ادبی وتاریخی در سایت وزین زنده یاد مولانا داکتر سعید افغانی . شما هم همیشه سلامت باشید. مهدی بشیر

  5. قیوم بشیر هروی گفت:

    از همه دوستان وعزیزانی که زحمت کشیده با حضور گرم خویش این حکایت هارا مطالعه میکنند سپاسگزارم.
    باعرض حرمت
    قیوم بشیر هروی

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما