۲۴ ساعت

۱۴ دلو
۲دیدگاه

هویت گمشدهء ما فصل پنجم

تاریخ نشر یکشنبه  ۱۴ دلو ۱۳۹۷  –  سوم  فبروری ۲۰۱۹هالند

هویت گمشدهء ما
شهر ها و حصار های افغانستان (۲۲)

بلخ نماد هویت آریایی افغانستان

فصل پنجم

نوشتۀ : محترم استاد شاه محمود محمو

مقدمه :
افغانستان اولین و آخرین کشوری خواهد بود؛ که در سرزمین خویش چندین سلطنت و پایتخت که با فرهنگ و ادیان و مذاهب و زبانهای و مردم غیر متجانس و گونه گون را پرورده است .

این گردهمایی؛ افق تاریخ ناهمگون را نشان میدهد، که از گذشته دوربا خود حضور و آمدن آریایی، لشکرکشی های پونانیان، موریا های هند و اعراب مسلمان یادگار های بس شگرف را به حافظه تاریخ سپرده است .
بنا بران بلخ یکی از همان پایتخت های است که مبدآ و تهداب اولین سلطنت در آنجا گذاشته شده است . بلخ اولین شهر است که شهرنشینی و زراعت و پرورش نباتات در آنجا شکل گرفت . اولین شهر است که بر بارو و برج های آن بیرق پادشاهی در اهتزاز آمد.
بلی !
آریانای قدیم یا افغانستان امروز ؛ شهر بلخ یا (ام البلاد) را چون مردمک چشم خویش در خویش در نورده بود . این شهر تاریخی روزگاران مشعشع و پر تلالو را چه در دوره های قبل از اسلام و چه در دوره های اسلامی پشت سر گذرانده که شهرت آن نه تنها در داخل بلکه در خارج از ساحۀ آریانا نیز رسیده بود.
بلخ بناحیتی گفته می‌شد که در جنوب رود آمویه و در مغرب و جنوب غربی کوههایی بود که از سوی شمال گرد هندوستان را گرفته‌ اند. به همین جهت این ناحیه اهمیت بسیار در روابط دول داشت زیرا یگانه راه خشکی در میان آسیای غربی و هندوستان از یک سو، و تاتارستان و چین از سوی دیگر بود. در همین شهر بود که نخست ملت آریائی متوقف گشت و از آنجا به طرف غرب تا دجله و فرات وحتی فراتر ازان تا اروپا رسید. و در قرون بعدی از هندوکش عبور نمودند تا اقصی هندوستان راه پیمودند.
بلخ یا مرکز آریانای کهن؛ سرچشمهٔ بسیاری از عقاید آئین زردشت و برهمنی و بودایی بود. شهر بلخ یا باختریا (باکترا) بقول مورخین قدیم پایتخت این ایالت بود و آن را قدیم‌ ترین شهرجهان می‌دانستند و آن را مادر شهرها ام البلاد یا ام‌ القری لقب داده‌ بودند. بعداً با یورش و اشغال کوروش هخامنشی و اسکندر مقدونیه درآمد و در کتیبه‌های هخامنشیان اسم بلخ به باختریش حک شده است در حالیکه مورخین یونانی مخصوصاً هرودت بلخ را تحت عنوان بکتریا آورده است .(۱)
مرحوم غبار حدود باکتریا را وسیع تر از انچه که امروز به نام بلخ یاد میکنند ، ذکر نموده؛ باکتریان یا باختر ولایتی است در جنوب آمو دریا که شمالاً به نهر آمو و ریگستان های خوارزم، جنوباً به سلسله هندوکش، شرقاً به ولایت تخارستان، غرباً به ولایت آریا ( هرات) محدود و متصل وادی های طبیعیه ولایت خاص باختر یعنی بلخ را تشکیل میکند. ورنه اسم باکتر در مفهوم جغرافیای عمومی و سیاسی اطلاق برمملکتی میشود که به علاوه افغانستان موجوده شامل تمام ممالک بخارا، سمرقند، خوارزم، خراسان ، سیستان ، بلوچستان، وادی های شرقی نهر سند بوده و پایتخت این همه شهرها بلخ به شمار رفته است .(۲)
بناً نام قدیم بلخ در کتب یونانی «باکترا» و در کتیبه‌های هخامنشی «باختری» است ولی در اوستا در جزء موسوم به وندیداد اسم این شهر «بخذی» آمده‌است و در کتاب «بوندهش» از کتب پهلوی اسم این شهر را «بلخ» ثبت کرده‌اند.
به هر صورت بلخ قدیمترین و درخشان ترین مهد و گهوارۀ تمدن کشور باستانی ما بوده که حکومت های مختلفی چون یونانو – باختری ها و سلالۀ کوشانی در آن تأسیس و عرض وجود نموده که هرکدام آن یادگارهایی را ازخود بجا گذاشته اند که به طور نمونه میتوان از معبد نوبهار بلخ یا ناواویهارا که در زمان بزرگترین و مقتدرترین شاه دودمان کوشانی یعنی کنشکا در اواخر قرن اول تا نیمۀ قرن دوم میلادی اعمار گردیده، نام برد. اما برخی این نوبهار را اتشکده زردشتی میدانند که قدیمتر است .
طبق بعضی از روایات محلی این شهر مهم تاریخی و باستانی به دست بلاخ بن سامان بن سام، بن حام بن نوح اساس گذاری گردیده و بعضی از بناهای آنرا به منوچهر بن ایرج بن فریدون پیشدادی و برخی به گشتاسپ منسوب میدانند
قرار اظهار نظر هیوان تسانگ زایر چینی که در سال ۶۳۱ م از بلخ بازدید بعمل آورده بود صد معبد بودایی و سه هزار راهب را در این جا مشاهده نموده که راهبان محلی این منطقه را بنام (rajagwiha) یعنی شهر کوچک شاهی یاد نموده اند.

وجه تسمیه بلخ :
بلخ کنونی را جاگزین باکتریا قدیم می دانند . آثاری بدست آمده قبل از اسلام نشانه از قدامت این شهر را دارد. خرابه های گسترده دیوار های شهر با طول سه و نیم کیلومتر و عرض حدود سه کیلومتر سبب شده است که در میان این دیوار شهر بلخ به وجود آید.
شهر بلخ که ام البلاد عنوان داشت و قبه الاسلام لقب داده بودند، بلخ بامی و بلخ بامین (بامدادی و رخشنده ) نیز گفته اند و از دوران باستان خانه حکمت بود.
واژه بلخ در عربی درخت بلوط را گویند همچنان بلخ به معنی کدویی است که در آن شراب میریزند .
بلخ در یونانی باکتریا نامیده شد و تاریخ نویسان اسکندر بلخ را هزار شهر نامید (۳) بنابر گفته استرابو باکتریا قسمت عمده اریانا به شمار میرفت و آنرا « مروارید اریانا » گفته است .(۴) در فارسی باستان آن را باخترش می گفتند و این همان است که بارتولد آن را باختر نامید.در پهلوی به جای بلخ کلمه باخل و یا بهل آمده است .
بنابر توضیح که مرحوم کهزاد در تاریخ افغانستان نموده که : کتاب چهارم ودا ها به نام اتهروید از بلهیکا ذکر کرده است و این نام در « مهاباراته» و ادبیات سانسکریت کلاسیک نیز ذکر شده است، و قبایل متعدد و معروف اریایی که از باختر به ماورای « سندهو» و پنجاب مهاجرت کرده اند بنام « بهلیکه » شهرت داشتند. اصل ریشه این کلمه «بهل » یا « باهلی» است و از آن بخدی ساخته شده است که در اوستا همچنان به شهر کهن بلخ داده است .(۵)
مؤلف حدود العالم گوید: ویران گشته آن ( بلخ ) را نوبهار نام آتشکده ی بلخ است، چنانکه در کتاب فضایل بلخ (… بلخ در زمان نوشین روان [ انوشیروان] چنان آبادان بود که خلق به آب جیحون متصل نشسته بوده، از تخارستان و هندوستان و ترکستان و از بلاد عراق و شام و شامات اکابر واشراف آن بلاد بدین شهر آمدندی، وهر نوروز در وی عید کردندی به موضعی که آن را نوبهار می خوانند و آن را برمک که نخستین برامکه بود ساخت . و سقف و دیوار آن را به دیبای الوان آراسته گردانید و نام بتخانه ای که بعضی گویند همان خانهء بزرگی بوده که در بلخ ساخته بودند و در آن عبادتِ آتش می کردند.(۶)
در گفته قدما شکلِ « بلخ بامی » نیز دیده می شود واعظِ بلخی در این زمینه گوید « … بلخ را بلخِ بامی نام است و بامی نام ملکی است و بعضی گویند بامی نامِ دختر گشتاسب است (۷) و فرخی سیستانی نیز واژه ی بلخ بامی را در اشعار خود آورده است آنجا می گوید :

مرحبا ای بلخ بامی همره باد بهار
از درِ نوشاد رفتی یا زباغ نوبهار
ای خوشا آن نوبهارِ خرم نوشادِ بلخ
خاصه اکنون کزدرِبلخ اندرون آمدبهار
نوبهارِ بلخ را درچشم من قیمت نماند
تا بهارِگوزگانان پیشِ من بگشاد بار (۸)

در افسانه ها آمده که در جاهلیت نام بلخ « معشوقه » بوده است از غایت نزهت و خوشی و معموری و آراستگی آن . و مقدسی می گوید : آریا ها آنرا « بلخ البهیه » گویند. بعضی علما و مشایخ و علمای کوفه ، بلخ را « مرجیاباد» می گفتند به سبب آنکه ابوحنیفه را مرجیهء می نامیدند .
به گفته صاحب فضایل بلخ علما و فضلا « بلخ » را « دارالفقاهه » گفتندی و همو گوید: و سید امام اجل عالم شهید ابوالقاسم سمرقندی در کتاب تاریخ بلخ آورده است که : بلخ در اول وضع « بُرْخ» بوده است و بَرْخ نصیب و بهره باشد و بامی منسوب به بام و معنی بام مکان مرتفع باشدِ یعنی مملکت و پادشاهی بلخ از رفیع ترین آنحاء ملک است (۹)
بلخ پیش از اسلام به نام‌های مختلفی از جمله باکتریا و باختر مشهور بوده و پس از ورود اسلام، به نام‌هایی مانند ام البلاد، قبه الاسلام، قبه البلاد، جنت الارض، خیر التراب، بلخ الحنسی و بلخ بامی خوانده شد.
بلخ از کلمۀ یونانی باخترا، باختریش فارسی باستان و باخل یا باهل دری که در قرون وسطی به باخل یا بامیک مشهور بوده، مشتق گردیده و مرکز ولایت قدیم باختریش یا پایتخت کشور باختریانه به شمار میرفت.
همچنان در برخی منابع بلخ را بنام (lou-kien-chi) نیز یاد نموده اند. کلمۀ بلخ در آثار مؤرخان هندی بنام بلهیکا و در اوستا باخدی تحریر گردیده و در زبان پهلوی به نام بلخی (باخل یا بخل و بهل) نگاشته شده است. پروفیسور وامیری سیاح و شرق شناس قرن سیزدهم میلادی بلخ را از لفظ ترکی (بالق) به معنی شهر یا پایتخت مشتق میداند. برخی از نویسنده گان آنرا به نام زر یاسپی (zariaspes) یا زراسپ و بعضی کتب آنرا به نام رینسیا تحریر نموده اند.
در او ستا بلخ را (بخدیم سریر ام) یعنی (بلخ زیبا ) و در ادب پهلوی بلخ بامیک آمده است یعنی ( بلخ درخشان)، فرخی سیستانی بلخ بامی می گوید ومسعودی در مروج الذهب بلخ را بلخ الحسنا می ستاید .
همانگونه که( اوستا) و ( وند یداد) ، سروده های ویدی و تمام خداینامه ها و شاهنامه ها اشاره دارند ، بلخ تا زمان آمدن اعراب مسلمان در زمان خلافت حضرت عثمان رض، دارای تمدن وسیع بوده است . دقیقی بلخی ، به بلخ صفت «گزین» داده بود . گزین معنی برگزیده ، بسندیده شده و انتخاب شده را می دهد. برگزیدگی بلخ بنا به روایت اوستا و ویدی از سوی اهورامزدا داده شده بود .
الهامهءمفتاح در رابط به بنای اولیه بلخ می نویسد :
در اوستا چه بسیار از ( جم) سخن رفته است و یم ( ییم ) به معنی جم و در پاره ای از قسمت های اوستا کلمهء خشئت به آن افزوده و جمشید ؛ از جم و شید به معنی در خشان است . جمشید در اوستا پسر ویونگهونت ( ویونگهان ) خوانده شده است. بنا بر روایت اوستا، هنگامی که جمشید به سلطنت رسید ، اهورا مزدا امر کرد که تا وی شروع به بنای پناهنگاهی موسوم به ( ور) ( باغ ) یا ارگ شاهی نماید . (۱۰) بناً با شاهی جمشید و ساخت ارگ یا قلعه بلخ شکل گرفت و ماندگار شد.

ادامه دارد …

 

۲ پاسخ به “هویت گمشدهء ما فصل پنجم”

  1. admin گفت:

    جهانی سپاس از از یرادر بزرگوار و استاد نهایت گرامی چناب آقای شاه محمود محمود ، از معلومات عالی تان در مورد بلخ باستانی و نماد هویت آریایی افغانستان . شما زحمت های زیادی کشیدی . امیدوارم که هموطنان عزیز و خواننده گان سایت ۲۴ ساعت و فیسبوک های آن با مطالعه این مطلب جال از معلومات ارزنده آن مستفید. شوند. موفق و سلامت باشید. مهدی بشیر

    • برادر عزیز محمد مهدی جان بشیر را سلام و عرض ارادت میفرستم . خوشحال و خرسندم که مطالب خویش را با دیزاین رنگین و عالی در سایت وزین و علمی و ادبی ۲۴ ساعت به خوانش میگیریم . در پهلوی فراخوان شما به همکاری هموطنان در شگوفایی مطالب ، معلومات و یادداشتهای خویش را ضمیمه بفرستند تا در بخش های بعدی از آنها استفاده نمایم
      در پایان یکبار دیگر بابت زحمات تان سپاسگزاری نموده و ارزوی صحتمندی و بهروزی شما برادر گرامی را دارم

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما