۲۴ ساعت

۳۰ عقرب
۱ دیدگاه

فراخوان

تاریخ نشر چهار شنبه ۳۰ عقرب  ۱۳۹۷ – ۲۱ نوامبر  ۲۰۱۸–  هالند

٫٫ گذشته را هیچ کس ـ حتی خدا ـ نمی تواند تغییر بدهد.،، گفته یی از اگاتون Agathon (۴۰۱ـ ۴۴۷ پیش از عیسی مسیح )، فیلسوف یونان باستان، که ارستو آن را در کتابش به نام، ٫٫ اخلاق نیکوماخسی،، Nichomachean Ethics  آورده است.

تاریخ را باید هر روز، سر از نو خواند

تاریخ افغانستان در سند هــــای روشن

تا جایی که دیده می شود، برخی از نویسنده گان و یا ٫٫ مورخان،، ما، به ویژه در دههٔ سی سدهٔ بیستم، روی به نوشت تاریخ کشور ـ‌ بیرون از رخداد نامه نگاری ها ـ دست یازیدند. برای درک به تر کار پردازش به تاریخ، به ویژه پیوند و رابطه اش با سیاست و شکل دهی اش در این رده، بایست این نکته را یاد آور شد که در این راستا دو مفهوم تاریخ دانی یا تاریخ گـزاری

 History writings و تاریخ نگاری  یا نویسی Hsitorygraphy از هم تفاوت ژرف و عمیق دارند.

در بخش اول گروهی از نویسنده گان وجود دارند که داده های تاریخی را بدون آن کــه پیوند سند ها را با محیط اجتماعی – تاریخی، در نظر بگیرند، به آن می پردازند و تاریخ گزارش گونه یی را ارایه می دارند.

در بخش دوم، تاریخ نگاری به مفهوم علمی اش نی تنها بررسی تاریخ است، بل نوشتن تاریخ به حساب می آید. در این امر تاریخنگار بایست حادثه را از زاویه های گونه گون بر اساس ٫٫سند،، بررسی نماید و مهم تر از همه این که به شگردهای کار به صورت همه جانبه ورود، داشته باشد.

در این راستا، تاریخ نگار با تمام نیرو تلاش می نماید تا میان گزارش ها و داده هایی که به درستی و حقیقت نزدیک اند و آن هایی که نیمه درست اند، مرز روشنی بکشد. او، در این راه سعی می نماید تا مشاهده های شخصی اش را با نگاه دنیایی، گیتیانه و خـِرَد گرایانه همراه بسازد و اُسطوره ها و افسانه ها را درجایگاه مناسب شان قرار بدهد و به آن ها رنگ واقعیت نبخشد. او همچنان با نگاه پُر از نقد به آن چی در دسترسش قرار می گیرد، می نگرد و در پایان از کنار دیدگاه ها و اندیشه های آنانی که در متن حادثه معینی قرار ندارند، ولی در این و یا آن مورد ابراز نظر نموده اند، به ساده گی و بی تفاوتی نمی گذرد.

به این گونه، در تاریخ نگاری از دیدگاه دانشی، نی نتها رویداد های تاریخی مورد بررسی قرار می گیرید، بل، نگاه دقیق در خط نوشتن تاریخ صورت می یابد. با دید امروزی و مدرن، این اصطلاح بخش های گونه گون را در بر می گیرد. با این شیوه، مرزها میان داده های دانشی و علمی و آن چی برای ٫٫خوش خدمتی،، در نظر هست، به شدت روشن می گردد. در این شیوه، تاریخ نگار تا جایی که امکان و توانایی وجود دارد، تلاش می نماید تا در خط سره نمودن کارنامه های مهم از نا مهم، شکل تبلیغ سیاسی و حتی شکل دهی آگاهی ملی، به روشنی و وضاحت دست به کار شود.

چنین باور وجود دارد که تاریخ به مثابه دانشی است که تلاش دارد تا حقیقت را از راه بررسی کردار آدمیان در زمانه های گذشته، برپایه سند ها و شاهد ها، دریافت نماید.

با دید، هـِـرادوتوس Herodotus که در سال های  ۴۲۵-۴۸۴ پ.ع. می زیست، نخستین کسی بود که دست به این کار زد. اما، این توسی دیدیس Thucydides که در سال های  ۴۰۰-۴۶۰ پ.ع. می زیست، باز هم مورخ دیگری از یونان بود که برای بار اول برخورد علمی با تاریخ نمود. او پدیده های تاریخی را نتیجه شادی و قهر خدایان آسمانی و نیمه خدایان زمینی، نمی دانست. او اثر پُـرآوازه یی به نام ٫٫تاریخ جنگ پلوپونیزیاییان Peloponnesian،، که بیانگر نبرد مهم وتاریخی میان آتن و اسپارت در سال های  ۴۰۴-۴۳۱ پ.ع. می باشد، نوشت. در این جنگ، اسپارتیان پیروز شده و دوران طلایی یونان به سر آمد. او در این اثرش، به جستجوی علت ها، نتیجه ها و اثرهای آن  جنگ می برآید. او در چارچوب کارش به رویداد ها و پدیده ها، نگاهی در خط زمان و هم چنان بیطرف می اندازد. او این حادثه ها را نتیجه کرداری می داند که از انسان در روی زمین، سر می زند.

در شرق ما، این ابن خلدون بود که در اثر تاریخی اش ــ به ویژه در مقدمه و یا پیش درآمدش ـــ به تاریخ و تاریخ نویسان پیشینش، نگاه نقادانه و هم چنان جامعه شناسانه می اندازد. او به این باور است که برای درک تمام بُعد های یک پدیده تاریخی معین، بایست به فرهنگ آن دوره توجه نمود. او به این باور است که با این نگاه، می توان حادثه های تاریخی را ارزیابی نمود و رویداد ها را بر اصل سنجه های خِـــرَد و عقل  به داوری گرفت. او به روشنی هوشدار می دهد که نباید ٫٫ روایت ها،، را رنگ تاریخی داد و به آن ها با نگاه پُرنقد نگریست.

مورخان دیگر اروپایی تا آرنولد توین بی Toynbee  که در سال های ۱۹۷۵-۱۸۸۹ می زیست، آن را دنبال نمودند و تکامل بخشیدند.

با این دیدگاه، کار در حوزه تمدنی و به ویژه کشور ما، در محدوده جغرافیای سیاسی کنونی، در اول وصف قرار دارد. مساله یی که چون سدِ سکندر در برابر ما قرار دارد، این است که ما به شیوه گزارش سنتی در تاریخ عادت نموده ایم.

از سوی دیگر، مانع دیگری که در سر راه قرار دارد، این است که ما به تاریخ شفایی یا نا نوشته که سینه به سینه نقل می شده و هر بار زیر فشار قدرت رنگ دیگری به آن داده می شده است، خوی نموده ایم. نمونه بارز آن ریگ ویدا و همزاد دیگرش اوستا ست که به گفته کریستن سن و یار شاطر در آن ها تار و پود رویداد های تاریخی با اُسطوره ها، افسانه ها و قصه ها درهم تنیده شده اند.

در این دایره، ما تاریخ دانان و گزارشگران تاریخی داریم که تنها رویداد ها را گزارش داده اند و توجه کم تری به سند های تاریخی از آن میان باستانشناسی نموده اند.

    بازنگری و بازخوانی تاریخ و از آن جمله تاریخ افغانستان یکی از نیاز های مبرم  مرحله کنونی است که عطف توجه شماری از پژوهشگران و محققان را به خود جلب داشته است. از چندی بدینسو تلاش های موفق و ناموفق در این عرصه ادامه دارد. فقدان ژرف نگری و برخورد های سلیقه یی و تمایل های گروهی، قومی، زبانی و حتی محلی که می توان به آن ٫٫ دره نگری،، گفت، مانع جدی سر راه این روند بوده است.

تأریخ از نگاه ما  بیان نقش انسان در روند اجتماعی بوده و در حقیقت عامل تدوین تاریخ، خود انسان میباشد.

هرگاه بپذیریم که تاریخ زادهٔ کردار انسان است، در آن صورت منافع انسان را نمی توان در تدوین تاریخ بی دخل دانست، یکی از دشواری های تدوین تاریخ همین نکته است و خواهد بود.

به باور ما، رخداد نامه و  واقعه نگاران افغانستان از آن میان جامی حسینی منشی احمد ابدالی و فیض محمد کاتب، دو سرچشمهٔ بی بدیل برای کسانی اند که در سر هوای بررسی تاریخ کشور را دارند. البته برخی نویسنده گان ما، سعی نموده اند تا گوشه های از تاریخ  افغانستان را در عرصه های سیاسی و اجتماعی تدوین نمایند، اما، به باور ما مشکل اساسی در این مورد، عدم بررسی نقادانهٔ این گونه اثر هاست. به این دلیل، تاریخ اجتماعی و فرهنگی افغانستان در یک حوزه تمدنی ـ در این راستا باستانشناسان هرگز در چارچوب مرز های سیاسی کنونی منطقه، در بند نمانده، بل در پی دریافت پیوند رخداد ها، بیرون از این چارچوب تنگ نگاه می نمایند ـ ایجاب کاوش بیش تر را می نماید که این تاریخ نویسان کمتر به آن پرداخته اند. که این همه بسنده ، کمال مطلوب  و پاسخگوی مرحله کنونی نمی باشد.

اکنون که روزنهٔ امیدی، با انسجام نسبی شماری از دانشمندان و محققان این عرصه به برکت جال آگاهی جهانی یا نیت و شبکه های اجتماعی به میان آمده است، لازم می دانیم که این درخت امید به شگوفه بنشیند!

در این خط چند اصل در برابر ما قد بر افراشته اند :

  • لازم است روشن گردد که زمان رخداد های تأریخی تا کجا گسترش می یابد و پیش از تاریخ کجاست؟

در این مورد باید این اصل پذیرفته شود که کشوری که بنابر دلیل های گونه گونهٔ سیاسی، تازه بر نقشهٔ جهان ظاهر و شناخت بین المللی را به دست می آورند، حق این را داشته باشند تا تمام دستآورد های پیش تر تاریخی و حتی پیش از تاریخ ٫٫ ملک طلق،، آن سرزمین شمرده شود. – این دید باید به روشنی بیان شود که تفاوت ژرف میان قلمرو پیشین سرزمین ها و مرز ها ـ‌ از سدهٔ شانزدهم شکل گرفته اند ـ وجود دارد و ما این را در بررسی های خویش در نظر داشته باشیم.

–     نگاه به تاریخ افغانستان از دید باستانشناسی که به صورت روشن افسانه واسطوره را از تاریخ جدا می سازد و هرگز در پی آن  نیست که رخداد ها را درچارچوب سیاسی امروز و دیروز دربند ببیند ؟

در این راستا باستانشناسان معروف جهانی، از۱۹۲۴  به این سو و افغانها همچنان کم کم، کار هایی پُرارزشی را نموده اند که از آورل شتاین Aurel Stein شروع تا لویی دوپری – به ویژه نگاه پیش از تاریخ – مستمندی، پروفیسر زمریالی طرزی ادامه می یابد.

با اندوه که پس از بحران ۱۹۷۳، این بخش در خط تند سرآشیبی می افتد و تا پیش از  ۲۰۰۱ ادامه داشته است و حال هم سینه خیز، گام های لرزان بر می دارد.

اما دلگرمی فراخوان دهنده گان این است که تا  رسیدن به ثبات و استقرار در این راستا، جنبش و حرکتی را در خط پژوهش تاریخی بر اساس داده های دانشی و سند، به وجود بیاورد، زیرا شتاین باستانشناس معروف گفته بود که هرمغاره و کاوشگاه در افغانستان صد ها سند روشن تاریخی دارند و عمر یک کاوشکر دانش باستانشناسی را در بر می گیرد، تا به آن ها بپردازد.

 به گونهٔ نمونه در این راستا سند های به دست آمده از مندیگک کندهار و لشکرگاه و ٫٫ آزمایش کاربنی،، آن نشان می دهد که مجسمه های بدست آمده، بخصوص با پیکرهٔ هیکل زیبای زنان که برخی موی های آرایش شده و نگاه پُٰر اثر دارند، قدامت ۴۰۰۰ سال پیش از عیسی را نشان میدهد. این امر یک دگرگونی عمیق را درقبال دارد.

–      شناخت مرزها وتفاوت هایی که میان تاریخ نویسی، تاریخ نگاری وتاریخ سازی وجود  دارد، باید روشن تر گردد، زیرا  ایجاب پژوهش بیش تر را می نماید.

روی چنین نیازمندی، ناگزیریم به تاریخ نگاران، تاریخ شناسان، تاریخ پژوهان و علاقمندان مسایل تاریخی مراجعه و ندا بر آوریم که دین و رسالت  ما در این عرصه هنوز نا تمام مانده است.

طوری که شماری از دانشمندان وعلاقمندان این روند در برگه ٫٫ فرهنگ واندیشه،، همسیویی های شانرا تبارز دادند، این امر باعث شد که به مساله هر چی بیش تر دلگرم شویم و این آهنگ را رساتر به آگاهی عامه برسانیم تا اهل کار وفن تاریخ شناسی، به خاطر یک امر مهم ملی  و سترگ، رضا کار در کنار ما بایستند وبا نگاه های ژرف این روند را غنا بخشند.

با حرمت / نامها به ترتیب القبا

۱- غفوری، شیما

۲- لمر، احسان

۳ ـ وفا، صدیق

۴- طرزی، صدیق رهپو

۵ – یوسفزی، یعقوب

به ابتکار صدیق رهپو طرزی وصدیق وفا

 

یک پاسخ به “فراخوان”

  1. admin گفت:

    دوستان عزیز ، فراخوان تان جالب و عالیست . موفق باشید. مهدی بشیر

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما