۲۴ ساعت

۳۰ دلو
۱ دیدگاه

نقش سراب

 تاریخ نشر چهار شنبه ۱۹ فبروری  ۲۰۱۴ هالند

شفیق احمد ستاک

شفیق احمد ستاک

” نقش سراب”

شفیق احمد ستاک – تورانتو

******

زندگی نقشِ سرابیست که من میدانم

عمر، لبخندِ حبابیست که من میدانم

عشق، لفظیست که آسان نَبُوَد تفسیرش

شرحِ این واژه، کتابیست که من میدانم

نعمتِ دُنیَوِیِّ و فرحتِ ایام شباب

فارسِ پا به رکابیست که من میدانم

نفس امّاره و این دخترِ مکّار زمان

دشمنِ زیر نقابیست که من میدانم

برفِ سرمایِ زمان، رویِ سرِ شاخهء عمر

نقدِ ایامِ شبابیست که من میدانم

رنج نابرده و ترسیم وصالِ جانان

نقشِ افتاده بر آبیست که من میدانم

گفت: تشبیهِ تو از زلفِ سیاه من چیست؟

گفتمش: تارِ ربابیست که من میدانم

حاصلِ دادنِ دل برصنمِ سنگین دل

همه این رنج و عذابیست که من میدانم

چشمِ جادوئیِّ او با همه زیبائیِّ خود

فتنهء رفته بخوابیست که من میدانم

نگهء گرم وَی و غمزهء سحر آمیزش

بهتر از جامِ شرابیست که من میدانم

لبِ گلگونِ وَ را دید و بدل گفت ” ستاک

این همان لعلِ مذابیست که من میدانم.

شفیق احمد ستاک

 

یک پاسخ به “نقش سراب”

  1. admin گفت:

    جناب ستاک گرامی ، واقعآ سروده عالی و خواندنیست. موفق وسلامت باشید. مهدی بشیر

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما