۲۴ ساعت

۰۹ عقرب
۷دیدگاه

از هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی

تاریخ  نشر  یکشنبه  نهم   عقرب   ۱۳۹۵ –  ۳۰  اکتوبر  ۲۰۱۶ – هالند

دوستان عزیز ، هموطنان  و خواننده گان محترم ، کتابدوستان و فرهنگیان  گرامی و علاقمندان دوستداشتنی  فیسبوک های آن !

باز هم این هفته قسمت دیگری از حکایات جالب و ارزنده  کتاب  هزار و یک حکایت ادبی وتاریخی تالیف  شاد روان استاد علی اصغر بشیر هروی را   در سایت ۲۴ ساعت برایتان نشر کردم .

امید وارم که مطالعه این حکایات خواندنی را فراموش نکنید و آنها را همچنان به عزیزان  تان هم ایمیل نمایید تا آنها هم مستفید شوند .

با عرض حرمت

محمد مهدی بشیر

*********************************

حکایت ۲۳۸

آبروئی کان شود بی علم و بی عقل آشکار

آتش  دوزخ  بود  آن  آبروی  از هر شمار

« سنائی »

گذشت

یکی ازمأمورین متقاعد عصرالمقتدربالله عباسی (۲۹۵ – ۳۲۰ ) نامه ای از طرف وزیر او ( ابوالحسن علی بن محمد بن موسی بن حسن بن فرات نهروانی مشهور به ابن الفرات که در ربیع الثانی سال ۳۱۲  بقتل رسید. برای ابوزنبور مادرانی عامل مصر نوشت که مضمون آن توصیه به رعایت حال حامل نامه و تأکید در احسان نسبت بوی بود و نامه را خودش نزد ابوزنبور  برد و تقدیم نمود.

ابوزنبور از انشاء آن که متضمن دعا و سلام بسیار بود و افزون تر از افتضای نامه نویسی و خلاف عادت بنظر می رسید، نسبت به حامل نامه بدگمان شد ولی بنابر رعایت احتیاط چیزی نگفت و او را به بهانهء اینکه فعلآ چیزی موجود نیست بچند روز بعد وعده داد و ضمنآ به ملازمان خود سفارش کرد که مراقب او باشند تا فرار نکند، وآنگاه نامه را بدست یکی از محارم خود به بغداد نزد ابن الفرات فرستاد و پیام داد که من در خصوص اینکه وزیر این نامه را نوشته باشد شک دارم و خواهش میکنم که در صورت صحت آن تصدیق و در غیر این صورت عامل مصر را مطلع کنند تا کسی را که چنین گستاخی نموده است بکیفر برساند .

وقتی که نامه بابن الفرات رسید و بر ساخته کاری آن شخص مطلع شدنامه را به منشیان و کاتبان خود نشان داد و قضیه را با ایشان در میان گذاشت و آنگاه پرسید:

بعقیدهء من بهتر است که حبس شود.

یکی از آنان گفت :

لازم است که انگشت ابهام او قطع شود تا دیگر بچنین کاری اقدام نکند.

دیگری گفت :

بعقیدهء من بهتر است که حبس شود.

دیگری نظریه داد که اصل قضیه به ابوزنبور اطلاع داده شود تا او را تشهیر نماید.

ابن الفرات گفت :

شما را چه چیز از خیرخواهی منصرف کرده است؟ مردی بیچاره بامید اینکه لقمهء نانی پیدا کند از اینجا تا مصر رنج سفر بر خود هموار کرده و انتساب به مرا سرمایهء خود قرار داده و نسبت به من گمان نیک داشته و آرزومند است که در سایهء نام من قرار داده و نسبت به من گمان نیک داشته و آرزومند است که در سایهء نامه من به نوائی برسد ، آیا شرط انصاف است که این آرزوی او را خفه کنیم و او را رسوا بسازیم؟

سپس قلم برداشت و در ذیل همان نامه نوشت :

این نامه از طرف من می باشد و نمیدانم که عامل مصر چرا در بارهء آن شبهه بخاطر راه داده است؟ انتظار دارم که حامل نامه را که مدتی بخدمت ما مشغول بوده و در ایام پریشانی من بمن کمکها کرده است مورد دلجوئی قرار بدهید و در بارهء وی از هیچگونه احسانی خود داری نکنید!

ابوزنبور پس از مطالعهء نامه آن شخص را اعزاز و اکرام کرد و در بارهء او شرط احساس بجای آورد.

بعد از مدتی یک روز ابن الفرات در مرکز وزارت خود نشسته بود.

شخص خوش لباسی بر او وارد شد و سلام کرد و خود را معرفی نمود که من همان کسی هستم که نامهء مزور از طرف شما برای عامل مصر بردم و بلطف شما ابروی من محفوظ ماند ومورد احسان عامل مصر واقع شدم .

ابن الفرات پرسید:

ای این عمل چه فایده بتو رسید؟

او گفت :

بیست هزار دینار .

ابن الفرات گفت :

من کوشش میکنم که حال تو بهتر شود ولی تو هم باید کوشش کنی که دیگر چنان کاری نکنی.

سپس او را بکار مهمی مقرر کرد و گفت :

خدای را شکر که نام من باعث رفع پریشانی یکی از بندگان او شد.

سلسله این حکایات ارزنده و جالب  ادامه دارد …..

 

۷ پاسخ به “از هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی”

  1. admin گفت:

    تکرار :
    دوستان عزیز ، هموطنان و خواننده گان محترم ، کتابدوستان و فرهنگیان گرامی و علاقمندان دوستداشتنی فیسبوک های آن !
    باز هم این هفته قسمت دیگری از حکایات جالب و ارزنده کتاب هزار و یک حکایت ادبی وتاریخی تالیف شاد روان استاد علی اصغر بشیر هروی را در سایت ۲۴ ساعت برایتان نشر کردم .
    امید وارم که مطالعه این حکایات خواندنی را فراموش نکنید و آنها را همچنان به عزیزان تان هم ایمیل نمایید تا آنها هم مستفید شوند .
    با عرض حرمت
    محمد مهدی بشیر

  2. نورالله وثوق گفت:

    بی نهایت جالب بود . درود برروان استاد ما ؛ جناب استاد بشیر هروی رح .

    • admin گفت:

      درود به استاد محترم جناب آقای وثوق عزیز ، تشکر از حسن نظر تان. همیشه زنده و سلامت باشید. مهدی بشیر

  3. عبدالله هروی گفت:

    تشکر از برادر دانشمند و گرامی آقای مهدی بشیر ، روح استاد بشیر هروی شاد . حکایت جالب و ارزنده بود . از خواندن ان لذت بردم . امیدوارم که سلسله این حکایات را ادامه دهید. به امید صحت و سلامتی تان.

    • admin گفت:

      ممنون دوست محترم جناب آقای هروی عزیز ، تشکر از شما . انشاالله اگر حیات باقی بود نشر آنرا ادامه خواهم داد . زنده باشید. مهدی بشیر

  4. برهان الدین سعیدی گفت:

    سلام دوست عزیز و دانشمند بشیر صاحب !
    رب العزت شما را برکت نصیب کند ؛ از مطالعه حکایت ارزشمند دانشمند فرزانه شاد روان استاد علی اصغر « بشیر هروی» حظ و لذت بردم .
    خداوند تعالی روح استاد گرامی را شاد و بهشت برین نصیب شان بگرداند . امین
    http://www.said-afghani.org/seite-makalat/ustad-bashir-herawi-25.09.2011/hakaete-238-Bashir%20Herawy-30.10.2016.pdf

    • admin گفت:

      برادر دانشمند و گرامی جناب آقای برهان الدین سعیدی جهان سپاس از لطف تان . از خواننده گان عزیز تقاضا میکنم که این حکایت ها را در ارگان وزین نشراتی صلح و تفاهم مولانا سعید افغانی هم مطالعه کنند . موفق وسلامت باشید . مهدی بشیر

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما