۲۴ ساعت

۱۱ حمل
۱ دیدگاه

سرگرمی واقعی

تاریخ نشر سه شنبه ۱۱ حمل ۱۳۹۴ – ۳۱  مارچ ۲۰۱۵ هالند

سرگرمی  واقعی 

از دفتر خاطرات

احمد فیصل شکوهی 
محترم احمد فیصل شکوهی

محترم احمد فیصل شکوهی

این خاطره جریان واقعی است که حدود ده سال قبل در شمال افغانستان در ولایت کندز اتفاق افتاده بود.

  او با آنکه شب وروز تلاش می کرد، ولی نتیجه دل خواه خود را بدست نمی آورد. از بیست چهار ساعت در شبانه روز، چهارده ساعت خود را مصروف سگ ها بود. صبح وقت آنها را به سرک ها می دواند تا نفس گرفته وموقع جنگ نفس زیاد داشته باشند. در وسط روز در داخل سرا روی خود را پوشانده وبا سگ خود به درگیری می پرداخت، با آن که نمی خواست سگش را زخمی کند.

ادامه نوشته…

۰۹ حمل
۱ دیدگاه

حاجی شرافت

تاریخ نشر یکشنبه  نهم  حمل ۱۳۹۴ – ۲۹ مارچ ۲۰۱۵ هالند

تعویذ نویسی

( حاجی شرافت)

طنز 

نوشته: احمد فیصل شکوهی

محترم احمد فیصل شکوهی

محترم احمد فیصل شکوهی

حاجی شرافت ازآن پست  های بی پدرومادربود که دوران جوانی خودراهمیشه بدنبال دختران وپسران سپری کرده بود. جیب میزد،ازخانه مردم بالامیرفت… خلاصه جامع المحسنات بود. وآنچه خوبان همه داشتند اوتنها داشت.

ادامه نوشته…

۰۸ حمل
۲دیدگاه

فلک آخوند صاحب

تاریخ نشر شنبه  هشتم  حمل ۱۳۹۴ – ۲۸ مارچ ۲۰۱۵ هالند

Photo762_5

 ( فلک آخوند صاحب )

طنز

نوشته : احمد فیصل شکوهی

محترم احمد فیصل شکوهی

محترم احمد فیصل شکوهی

از آن روز سالها میگذرد. روزی که پدرم مرا در هوای سرد برای سبق خواندن به مسجد برد. به زیر زمینی مسجد نزدیک به یکصد بچه ودختر باهم سبق میخواندند. آخوند صاحب دریک گوشه ای نزدیک بخاری در حالیکه به طرف راستش یک شلاق که از ریسمان دلو چاه درست شده بود وبه پشت سرش هم یک فلک قرار داشت توجه مرا به خود جلب کرد. آخوند صاحب با دیدن ما از جایش بلند شده چند شلاق به ستون فلزی زدهمه بچه ها ساکت شدند. پدرم گفت:

ادامه نوشته…

۰۶ حمل
۱ دیدگاه

لکنت زبان

تاریخ نشر پنجشنبه  ششم  حمل ۱۳۹۴ – ۲۶ مارچ ۲۰۱۵ هالند

طنز

( لکنت زبان ) 

طنز  نوشته: احمد فیصل  شکوهی

محترم احمد فیصل شکوهی

محترم احمد فیصل شکوهی

پیرمرد ریش سفید درحالیکه لونگی اش باز شده بود ودور دهنش کف گرفته بود وهیجانی وخسته به نظر میرسید فریاد میزد :

توبه کن! توبه کن! کافر شدی… اگه نی تو همین حالا  سنگسارمیشی …مرتکه کافر… مرتد ….

ادامه نوشته…

۰۴ حمل
۱ دیدگاه

حجره آقا صاحب

تاریخ نشر سه شنبه چهارم حمل ۱۳۹۴ – ۲۴ مارچ ۲۰۱۵ هالند

ملا

(  حجره آقا صاحب  )

 طنز

  نوشته:  احمد فیصل شکوهی

محترم احمد فیصل شکوهی

محترم احمد فیصل شکوهی

 شاه بی بی ودخترش شبنم در حالیکه از کوچه های تنک، که جوی های آن  هرنوع کثافات را در خود جمع کرده بود بیرون میشدند درمورد گفته های آقا صاحب باهم گفتگو میکردند.

شبنم: مادر، آقا راست گفته به وجود مه جنیات راه پیدا کرده؟

ادامه نوشته…

۲۶ حوت
۱ دیدگاه

شورای ….

تاریخ نشر سه شنبه  ۲۶ حوت  ۱۳۹۳ – ۱۷مارچ ۲۰۱۵ هالند

محترم احمد فیصل شکوهی

محترم احمد فیصل شکوهی

   شورای …. 

طنز   

احمد فیصل شکوهی

 سکوت در محفل حکم فرما بود. رئیس از پشت میز کوچکی که جلو روی او گذاشته شد بود. رو به طرف منشی کرده، گفت:

(لطفاً آجندای جلسه را قرائت کنید) منشی از جایش بلند شده وخطاب به همه اعضا گفت:

ادامه نوشته…

۲۵ حوت
۱ دیدگاه

قوماندانی که رئیس شد

تاریخ نشر دوشنبه  ۲۵ حوت  ۱۳۹۳ – ۱۶مارچ ۲۰۱۵ هالند

محترم احمد فیصل شکوهی

محترم احمد فیصل شکوهی

قوماندانی که رئیس شد 

 طنز

نوشته: احمد فیصل شکوهی

۲۱ / ۵ / ۱۳۹۱

قوماندان تمام افراد را خواست وبعد بدون کدام مقدمه ای گفت : ( دوستان فردا همراه تان یک ماموریت داریم ) مدتی ساکت ماند افراد بدون کدام حرف بطرف اش نگاه میکردند او بعد ادامه داد : ( چرا ساکت هستید؟ کسی نمیپرسد چی ماموریت ؟) یکی از افراد که آدم جسورتری به نظر میرسید گفت : 

ادامه نوشته…

۲۱ حوت
۲دیدگاه

فرشته نجات

تاریخ نشر پنجشنبه ۲۱ حوت  ۱۳۹۳ – ۱۲مارچ ۲۰۱۵ هالند

خانم لباس آهنی

 فرشته نجات

طنز

نوشته: شکوهی

محترم احمد فیصل شکوهی

محترم احمد فیصل شکوهی

یکی از آرزو های همیشگی ام رفتن به خارج بود ولی چه کنم که هر خواستگاری که می آمد داخلی بود وکدام خواستگاری که از خارج آمده باشد نبود. تا اینکه یکی از دوستانم برایم گفت برو نرگس جان به شورای زنان آنجا موسساتی است که زنان را برای رفتن به خارج رهنمائی میکند.

ادامه نوشته…

۰۸ دلو
۱ دیدگاه

بشما هم تبریک

تاریخ نشر سه شنبه  ۲۸ جنوری ۲۰۱۴  هالند

رئیس جمهور درحالیکه معاونین، وزیران، اعضای سنا، نماینده گان شورای ملی، بزرگان اقوام کاکول زائی، دندان مروارید، ملیونرهای تازه تولد شده، ریش سفیدان، ملایان چپن دار، تعدادی از زنان نقاشی شده، نماینده گان زورمندان، تفنگ بدستان، جنگ سالاران، کل ها، بدکاران، شاهزاده گان تازه تولد یافته، چاپلوسان، بوت پاکان، حرام خوران، نجس کاران … حضور داشتند بعد از یک نطق طولانی بدست آوردن مقام اولی را از طریق این نماینده گان به تمام مردم خویش تبریگ گفته اند.

ادامه نوشته…