.
spacer
بیاد داشته باشید که ۲۴ ساعت مستقل بوده ، مربوط هیچ گروه  و سازمان سیاسی در داخل و خارج کشور نمیباشد.

 

 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز
نمایشنامه ها
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
به مشکلات مردم توجه کنید
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

 

    حکایت ۶۳

طالب حق را چو تیری کز کمان بیرون جهد

    هیچ  جا  آرام  جزء  منزل  نمی باید گرفت

                                           « صائب »

                 تفتیش

حضرت عمر فاروق (رض) گاه و بیگاه رفتار مآمورین را تفتیش میفرمود و اگر غفلتی در ادای وظیفه از ایشان سر میزد ، بعزل آنان فرمان میداد.

شخصی بنام عمید بن سعد ، بولایت حمص مقرر شده بود و یکسال در آنجا بود ، همینکه سال بپایان رسید ، نامهء بدست او دادند که خلیفهء اسلام در آن نوشته بود ، ای عمید فورآ بیا.

 چند روز بعد ، ناگهان چشم حضرت عمر (رض) بر وا لی افتاد که پیاده از راه رسید و انبانی و کاسهء بر پشت خود بسته بود و چوبدست و آفتابهء خود را در دست داشت.

حضرت خلیفه فرمود:

 آیا آمدن تو بر اثر دعوت ما بود که ترا خواسته بودیم یا اینکه در آنجا بتو خوش نمی گذشت؟

عمید جواب داد:

 ای عمر ، مگر خداوند ترا از ظن و گمان در بارهء مؤمنان منع نکرده است ؟ من تمام دنیا را در جیب خود گذاشته وبه پیش تو آمده ام.

حضرت فاروق ( رض ) پرسید:

دارائی تو چه مقدار است ؟

وا لی پاسخ داد:

عصائی دارم که به آن تکیه میکنم و در برابر دشمن به آن از خود دفاع مینمایم و کاسهء دارم که در آن آب و طعام میخورم و انبانی که خوراک خود را در آن میگذارم و آفتابهء که با آن خود را تطهیر مینمایم .

 حضرت عمر سوال فرمود:

 در آنجا چگونه کار میکردی؟

جواب داد:

از مالداران زکوة و از اهل ذمه جزیه میگرفتم و به گدایان و آواره گان میدادم و بخدا سوگند اگر چیزی باقی مانده بودهمراه خود میآوردم.

حضرت عمر ( رض ) فرمود:

بر گرد و مآموریت خود را مثل گذشته انجام بده !

 سلسلۀ این حکایات ادامه دارد ....

 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

تازه ترین اخبار افغانستان

رای تان را به صندوق اندارید

نظر تان در مورد محاکمه عاملان کشتار جمعی در کشور چیست ؟
 

آر اس اس

spacer

spacer
Design by Groen