استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد
سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند
قابل توجه نویسنده گان محترم !
مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي
حکایت۶۳
طالب حق را چو تیری کز کمان بیرون جهد
هیچ جا آرام
جزء منزل نمی باید گرفت
« صائب »
تفتیش
حضرت عمر فاروق (رض) گاه و بیگاه رفتار مآمورین را تفتیش
میفرمود و اگر غفلتی در ادای وظیفه از ایشان سر میزد ، بعزل آنان فرمان میداد.
شخصی بنام عمید بن سعد ، بولایت حمص مقرر شده بود و یکسال
در آنجا بود ، همینکه سال بپایان رسید ، نامهء بدست او دادند که خلیفهء اسلام در
آن نوشته بود ، ای عمید فورآ بیا.
چند روز بعد ،
ناگهان چشم حضرت عمر (رض) بر وا لی افتاد که پیاده از راه رسید و انبانی و کاسهء
بر پشت خود بسته بود و چوبدست و آفتابهء خود را در دست داشت.
حضرت خلیفه فرمود:
آیا آمدن تو بر اثر
دعوت ما بود که ترا خواسته بودیم یا اینکه در آنجا بتو خوش نمی گذشت؟
عمید جواب داد:
ای عمر ، مگر
خداوند ترا از ظن و گمان در بارهء مؤمنان منع نکرده است ؟ من تمام دنیا را در جیب
خود گذاشته وبه پیش تو آمده ام.
حضرت فاروق ( رض ) پرسید:
دارائی تو چه مقدار است ؟
وا لی پاسخ داد:
عصائی دارم که به آن تکیه میکنم و در برابر دشمن به آن از
خود دفاع مینمایم و کاسهء دارم که در آن آب و طعام میخورم و انبانی که خوراک خود
را در آن میگذارم و آفتابهء که با آن خود را تطهیر مینمایم .
حضرت عمر سوال
فرمود:
در آنجا چگونه کار
میکردی؟
جواب داد:
از مالداران زکوة و از اهل ذمه جزیه میگرفتم و به گدایان و
آواره گان میدادم و بخدا سوگند اگر چیزی باقی مانده بودهمراه خود میآوردم.