قمار عشقبازی
۱۰ دسامبر ۲۰۰۹م
سید همایون شاه (عالمی)
وزیر اکبر خان مینه کابل – افغانستان

سید همایون شاه (عالمی)
در عقده های
هجران، آواز بند مانده
تن شد به موج آتش
همچون سپند مانده
یک جمله گفت ما را دیوانه
ساخت یکدم
اندر دهان تنگ اش خروار
قند مانده
عکس رخش به قلبم مستی
و شور
آرد
این رقص قلب ما را اندر پرند
مانده
دل راز مطلب خود ابراز چون
تواند
همچون سوار دیدم کاندر
سمند مانده
از یک نگاه گرم
و لبخند نازنینش
دل رفته در قبالش
با خود پسند مانده
از کار و بار
دنیا دل دست را کشیده
صیاد صید
کرده ، اندر کمند
مانده
پرواز چون توانم؟ بال و
پری نمانده
آنسوی ساحل دور یک ارجمند
مانده
عشق کمان رستم رنگ فریب
آرد
تن شد ضعیف و خسته بنگر
نژند مانده
تا با قمار وصلش جان و دلم
ربوده
افریل ، در فلاشم
بالای رَند مانده
در کشت مات دیدم شطرنج
عشقبازی
فیل و وزیر مرده
شه در گزند مانده
بیدل شدی (همایون) در عشق تندخویی
دل در حریم
شوخ بالا بلند مانده