 پير هرات خواجه عبدالله انصاري تألیف :
مرحوم استاد علی اصغر بشیر هروی
بخش چهاردهم
آداب
صحبت
صوفیان تا قرن چهارم هجری تشکیلات معین نداشتند و با اینکه دستگاه مرید و مرادی کاملآ جریان داشت ولی جنبهء انفرادی تصوف بر جنبهء اجتماعی آن غلبه داشت . از قرن چهارم به بعد دسته بندی و تحزب در میان ایشان رواج یافت ودر داخل هر خانقاه عده ای سالک زیر نظر یک پیر که راهنمایی ایشان را بر عهده داشت به تهذیب اخلاق و تزکیهء نفس خود می پرداختند وخود را به رعایت آداب و مراسمی که اصطلاحآ از آنها به « آداب صحبت » تعبیر می شود ، مؤظف می دانستند.
این آداب را در کتابهایی که راجع به سیر وسلوک نوشته اند به شرح و بسط تمام ذکر کرده اند که یکی از آن کتب مختصر فی آداب الصوفیه از جملهءآثار منسوب به پیرهرات است . در مقدمهء آن کتاب گفته شده است:
این آداب را در کتابهایی که راجع به سیر وسلوک
نوشته اند به شرح و بسط تمام ذکر کرده اند که یکی از آن کتب مختصر فی آداب
الصوفیه از جملهءآثار منسوب به پیرهرات است . در مقدمهء آن کتاب گفته شده است:
« بدان که
اهل تصوف را آداب بسیار است در نشستن و خاستن و خفتن و جامه پوشیدن و خوردن و
آشامیدن و به دعوت رفتن وسماع کردن و در حضر وسفر بودن و در جملهء حالات . وهرکه
خرقه پوشد و زی ایشان گیرد باید که آن آداب بشناسد و بر دست گیرد تا ظاهر او بدان
آراسته شود کی به برکت آن باطن او به حقیقت تصوف متجلی گردد. و گفته اند: هرکه
ملیح نبود باطن او صحیح نباشد، ظاهر به آداب نیکو باید داشت تا باطن به الوان
حقیقت آراسته گردد » (1).
پیرهرات
گذشته از مطالبی که در مختصر فی آداب الصوفیهء منسوب به او آمده است، در سایر آثار
خود نیز از آداب صحبت و حقوق دوستی سخن گفته است که نمونه هایی از آن در اینجا می
آوریم:
« قومی
بودند به کواژان (2) با من می
بودند خداوندان دل روشن دل . از من خواستند که مارا به شیخ بوعبدالله طاقی بر!
دستوری خواستم از وی ، پس به وی بردم ایشان را و بگفتم که: ایشان از من خواستند و
می خواهند که مارا نصیحتی کنی. شیخ گفت : متأهلانند؟ گفتم متأهلانند. گفت:
مکتسبانند؟ گفتم : آری. گفت: سخت نیک از ایذر کار می کنید واهل نیکو می دارید و
شبانگه هرکسی بهرهء خود از طعام برگیرید و با یکدیگر آرید و با هم بخورید وساعتی
باشید و آنکه بپراکنید - و ایشان را دعا کرد و برخاستیم ، من آن، شیخ عمو را گفتم
، شیخ عمو گفت: اصحاب بو عبدالله دونی و بوالحسین طزری چنان می کردند تا برجای
ماندند»(3).
ونیز گفته
است : « باید که خدمت یاران را برخود واجب دانی ودر خدمت ، مقصود بینی نه مخدوم ،
یعنی نظر تو در خدمت بر مقصود حقیقی باشد که حضرت حق است سبحانه ، نه بر آن کس که
خدمت وی می کنی. وقتی درویشی پیش شیخ سیروانی با دیگری گفت : این کار را برای من
بکن ، نه به حکم و امر که به فضل، شیخ سیروانی بانگ بر وی زد و گفت : که نه فقیر
است آنکه خدمت یار خود بر خود واجب نداند» (4).
پیرهرات
همچنین در بارهء حقوق دوستی گفته است :« یکدیگر را به ناز دارید ( نسخه بدل: نیاز
دارید) که آنچه شما را می باید هم از شما آید، میان اینان (صوفیان) ترجمه و وسیله،
هم اینانند» (5).
----------------------------------------------
1 - مقدمهء مختصر فی آداب الصوفیه
، بنا بر مقالهء « سیرت و ابتکار و آثار شیخ الاسلام» به قلم پوهاند عبدالحی حبیبی
(مجموعهء نهصدمین سال وفات خواجه عبدالله انصاری ، ص 70).
2 - کواژان ، صورتی از گواشان و آن
دهی است در ولسوالی گذرهء هرات که به دو بخش گواشان علیاء و گواشان سفلی منقسم است
.
3 - طبقات الصوفیه ، ص 517.
4 - نفحات ، ص 163 - 164.
5 - نفحات ، ص 97 - 98.
|