استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد
سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند
قابل توجه نویسنده گان محترم !
مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي
حکایت۵۸
کار دنیاکهتودشوارگرفتی بر خود
گر تو بر خویشتن آسان کنی آسان گردد
« کمال اسمعیل »
لفظ قلم
ابو علقمهء نمیری واسطی
نحوی از جملهء علماء لغت و نحو بوده که تاریخ وفاتش معلوم نیست و از حیث استعمال
کلمات ناباب در ضمن سخنان خود، شهرتی بهم رسانیده است و در کتاب لغت حکایاتی در
بارهء قلمبه خوانی وی نقل کرده اند که از آن جمله این حکایت است :
وقتی در یکی از بازار های بصره ، صفرا
بروی غلبه کرد و بر زمین افتاد و از هوش رفت . مردم جمع شدند و گمان کردند که از
جن آسیب و مضرت یافته است ، شانه های او را مالیدند و در گوش او اذان گفتند.
ابو علقمه از آن حال بخود باز آمد و
چشم گشود و مردم را دور و بر خود گرد آمده دید و خطاب بآنان چنین گفت :
مالکم تکاء کآتم علی کنا کونکم
علی ذی جنة افر نقعو اغنی.
یعنی شما را چیست که مثل گرد آمدن بدور دیوانه بگرد من جمع
شده اید از من دور شوید . یکی از حاضران که می مثل اغلب حاضران معنی تکآکؤوافرنفاع
را نمیدانست گفت: