نور سپید
سید همایون شاه (عالمی)
ساقی ز کرم باده
بینداز که عید است
مطرب به نوا
باش که فرخنده نبید است
کن دغدغه ی مدعیان
را به پس گوش
تا ریشه در
آب است
سراپای امید است
از راستی در
واهمه ی خلق میاندیش
جز لطف و صفای در جانان چه پدید است
کن گوش دلت
را شنوا تر به
نویدش
گر دل شود از یار در گفت و شنید است
خالی بنما کعبه ی
دل از خلل غیر
در اسود آن جلوه ی او نور سپید است
مقصود یکی دیدم و
راه ها به خم و پیچ
در گردش این چرخ بسا دید و ندید است
گشتم به حصول گل خود از گذر خار
در کسب مراد دل خود هر که مرید است
کم گوی به من قصه
ی عشاق
فداکار
در همت ابراهیمی این اصل شدید است
از تیغ نترسید
چو اسماعیل خاموش
مخلوق دوعالم که دراین نکته شهید است
در دایره ی کعبه بشد
حاجی خرامان
گردش به طواف دل ما نیز مزید است
دل در سخن یار چو شد
شایق و لایق
این قلب فراخواند ه به قرآن مجید است
فرخنده و میمون شود این عید (همایون)
هر یک نگه ی یار به ما عید سعید است
۲۳ نوامبر ۲۰۰۹
وزیر اکبر خان مینه کابل - افغانستان