|
اندیشه های عرفانی پیر هرات |
 پير هرات خواجه عبدالله انصاري تألیف:
مرحوم استاد علی اصغر بشیر هروی
بخش سیزدهم
محاسبه نفس
محاسبهء نفس عبارت است از ارزیابی کارهایی که
انجام می دهیم، البته کارهای نیک هم در این ارزیابی شامل می شود، اما کسی که سالک
راه حقیقت است واز کید و مکر نفس آگاه است ، کمتر به کارهای نیک ، اگر انجام داده
باشد، می نگرد و بیشتر در جست وجوی بدیها و عیوب اخلاقی خویش بر می اید وخویشتن را
به داشتن چنان معایبی توبیخ و سرزنش می کند وتصمیم می گیرد که با انجام دادن
کارهای خوب لکه هایی را که از اثر گناه بر آیینهء قلبش افتاده است ، یکایک بزداید.
فایدهء این
عمل آن است که توبه بدین بهانه، ثابت و شکست ناپذیر می شود و فرصت ومجال بازگشت به گناه برای عامل آن باقی
نمی ماند. پیرهرات برای محاسبهء نفس سه رکن اساسی قائل است :
رکن اول ، مقایسهء بین نعمتهای حق وگناهان خود
شخص است ؛ در این حالت سالک باید از سه موضوع برای این مقایسه استفاده کند:
1 . دانش.
2 . سوء ظن به نفس .
3 . قوهء تمیز نعمت از فتنه.
رکن دوم ،
فرق و امتیاز دادن حق خدا از حق خود یا به عبارت دیگر تشخیص وظایف دینی از وظایف
شخصی است . به این معنی که بداند که هرگناهی که از او صادر می شود یک نوع تخلف از
وظیفه به شمار می رود وبروی حجت است ، و کار نیکو که به عمل می آورد در حکم انجام
دادن وظیفه است نه یک امر فوق العاده، پس باید آن را منتی از حق شناسد واز انجام
دادن آن بر خود نبالد وننازد.
رکن سوم،
دانستن این نکته است که هر طاعتی که آدمی از انجام دادن آن راضی باشد یعنی آن
رابپسندد و دستآویز و گواه خوبی خود بسازدو حکم گناه است ، و هر معصیتی که از
دیگری سر بزند و شخص ان دلیل بد بودن او بشمارد و به نظر عیب جویی در وی بنگرد، و
بال چنان معصیتی دامنگیر خود او نیز هست، (1) پس نباید وقت عزیز را به عیبجویی دیگران و
رضایت از خود تلف کرد و باید به محاسبهء نفس پرداخت.
برای اینکه
نمونه ای از محاسبهء نفس به روش پیرهر ات در نظر داشته باشیم . به نقل این عبارت
از گفته های وی می پردازیم:
« ای
جوانمرد ، سفر قیامت دراز است، زاد تقوی بر گرفتن باید و از مقام سؤال اندیشه
داشتن باید، عقبهء صراط بس باریک و تند است، مرکب طاعت ساختن باید، ور به روز حساب
ایمان داری دست از معصیت بداشتن باید، ور می دانی که دیان اکبر بر ظاهر و باطن تو
مطلع است از نظر او شرم داشتن باید. ای مسکین ، تاکی از این غفلت انداخته، معصیت
به نقد کرده و توبه در نسیه نهاده؟ خبر نداری که سپیدی موی تو رسول مرگ است، تو را
آگاهی می دهد که مرگ را کار خود بساز و از روز پسین اندیشه دار، دست از آزار حق
بدار و بیش از این خود را تخم حسرت وندامت مکار» (2).
« ای نفس،
از مرگ بیندیش و طول امل را بردار از پیش،
و اگر نه وای تو، دوزخ بود مأوای تو، اگر خواهی که بیامرزد غفور ، پند گیر از اهل
قبور که دایمأ می نالند و اشک حسرت از دیده می بارند که نه از اهل وعیال دیدیم
مرحمتی ونه ازمال ومنال یافتیم منفعتی،هم قانعیم به این ندامت اگر نبودی پرسش
قیامت» (3).
« الهی
هرچه بی طلب به ما دادی سزاوار ما تباه مکن ، و هرچه به جای ما کردی از نیکی به عیب
ما بریده مکن ، و هرچه نه به سزای ما ساختی به ناسزایی ما جدا مکن، الهی آنچه ما
خود را کشتیم به بر میار و آنچه تو ما را کشتی آفت ما از آن باز دار» (4).
----------------------------------------------
1 - منازل السائرین ، ص 12.
2 - کشف الاسرار ، ج 10 ص 423.
3 - کنزالسالکین ، ص 59.
4 - کشف الاسرار ، ج 1 ص 440.
|