دو بیتی های طنز
۲۲ نوامبر ۲۰۰۹م
وزیر اکبر خان مینه کابل - افغانستان
 سید همایون شاه (عالمی)
مگو مامور که دیدم یک مداری
اول فریاد زد
پس عذر و زاری
چگویم ز آن خبر
داری نداری
ز جیب ِ من کشید پنج تا هزاری
***
پیاده تا
به مکرویان رسیدم
به بازار کلان تربوز دیدم
بده گفتم
شیرین و سرخ باشد
بریدم از
سفیدی لب گزیدم
***
پل
باغ عمومی بیر و
بار است
فروشنده ببین
هر سو قطار است
بگیر جیبت
در آنجا سخت
قایم
و اگر نه پول رفت و جیب
غار است
***
چقدر این شهر ما گنده است
گنده
که بوی
مرده میآید ز زنده
کو در دریا به جز مرداری آبی
بمیرد گر
بنوشد یک پرنده
***
فضای کابل ما نا بکار است
که گرد و خاک و دود پر
غبار است
اگر باران
شود خوشحال باشیم
به کوچه گِل مگر
تا ناف بار است
سید همایون شاه (عالمی)
|