
صالحه وهاب واصل
حال دل
۲۰ دسامبر ۲۰۰۸ فنلو-- هالند
*********
گــــر جلوۀ
جمال تو گردد مـــــــۀ فلک
پروانه سان به
گِرد تو رقصان شود ملک
گویند
راز دل شود از باده آشــــــکار
ما را چه مستی
بِه زمئیِ لعل آن محک
از قـــاف تا به
قــاف ندیدم قـــد و برت
دیدم هزارگلرخ و
فرزان صفی به لک
از بسکه محو و بیخودِ
عشق تو گشــته ام
در زنده
بودنم بدل اُفتد گمــان و شک
اسلام دل
ز کفر دو چشمت زدی به هم
وقتی که
تیر مژه به او کرد این کُمک
گشتم
اســــیر زلف تو آندم کایاز وار
تا شانه پیچ
خورده فرو ریخت خم خمک
ای خود
غزل , شـــوم به فدائی تغزلت
کز لب رسانی بر
دل گوشم خپک چُپک
گوشی به
نالۀ من در دام مانـــــده کن
تا دانی حال
«واهِب»دلگشته یک به یک
صالحه وهاب واصل