|
اندیشه های عرفانی پیر هرات |
 پير هرات خواجه عبدالله انصاري تألیف:
مرحوم
استاد علی اصغر بشیر هروی
بخش دهم
پرهیز از غرور
نیکان و نیکو کاران ، در راه کمال با خطر بزرگی که غرور نام دارد، روبه رو
هستند.
غرور عبارت است از صفتی که دارندۀ آن از خود راضی است وگمان می کند که واقعآ
حق نیکی ونیکوکاری را ادا کرده است ، از آن رو به اعمال نیک خود می بالد وبرای
خویشتن نسبت به دیگران مزیتی قایل می شود.
البته عمل نیک نتیجۀ نیکو دارد و
ضایع شدنی نیست ، ولی در برابر وظیفه ای که به انسان در جهان زندگی محول شده و در
مقابل نعمتهای بیشماری که در اختیارش گذاشته شده است ، اعمال وی هر قدر هم از نیکی
سرشار باشد در خود بزرگ شمردن نیست .
دامنهء نیکوکاری وسیع است وحد واندازه ای برای آن نمی توان تعیین کرد، پس
انسان هر قدر که به کار نیک بپردازد، چون عمر او محدود است ، اعمال نیکش هم محدود
خواهد بود و قطعآ حکم محدود را در برابر نامحدود پیدا می کند ودر این صورت غرور جز
بر بی خردی و کم مایگی دلالت نمی کند. بخصوص که نمی داند که آنچه انجام داده است
آیا به راستی مطابق با موازین نیکی هست یا نه ؟
اکنون خوب است ببینیم که پیر هرات در بارۀ این موضوع چه نظری دارد و به
شاگردان مکتب عرفانی خود
در این خصوص چه درسی می دهد؟
پیر هرات، غرور را به دو قسم مختلف
تقسیم می کند وسپس در بارهء آن حرف می زند.
قسم اول : غرور کسانی است که کار
نیک انجام نمی دهند وبه ارتکاب گناه می پردازند اما به فضل و رحمت
بی پایان خداوند و آمرزش از طرف او متکی می شوند.
قسم دوم : غرور اشخاصی است که
کارهای نیک خود را به دیدۀ استحسان می نگرند و بدان سبب خویشتن را
مقرب درگاهء حق می پندارند.
وی گفته است : « وقت بود کی مرد را
در طاعت افگند، وی را از آن بد بیرون آرد یعنی در غرور افگند وبه عجب شود در خود و
ریا جوید از خلق وبه آن حد بر گذرد. و وقت بود کی در شغل افگند یا در معصیت . وی
را از آن نیکویی بیرون آرد، در غفلت مشغول کند ونظارهء خود در وی دارد، کی خداوند
است هرچه کند و خواهدتواند و وی را آید » (1).
پیر هرات در بارهء قسم دوم از این
دو حالت که هر دو مانع رسیدن سالک به سر منزل کمال است ، چنین می گوید: « ایمن
بودن بر هر دو غرور مکر است که حکم او در آن ندانی و عاقبت خود در آن نشناسی ،
باید که دلیر نباشی که الله تعالی گله می کند از قومی که دلیر وار در معصیت وی می
روند و می گویند: سیغفرلنا ، این خود ما را بیامرزد، هیچ چیزدرگناه
بدترازحقیرداشتن آن نیست، درحقارت آن منگر، در آن نگر که با که می رود» (2).
و راجع به قسم اول چنین درس می دهد: « تا از خود نبپسندی خوشت نیاید ولذت
نیابی ، و پسند از خود شرک است ، طاعت بگزار چنانک فرمان است به شرط علم وسنت ،
آنگاه از خود مپسند و به وی سپار و پسند خود بر روی دیوزن» (3).
پیر هرات ، در موضوع تحذیر از غرور
، سخنان بسیار به صیغهء اندرز و مناجات دارد که برخی از آن سخنان را در اینجا می
آوریم:
« چشم به خود مدار که هر آفت که به
مردم رسید از چشم خود رسید. چشم بد را دواست و چشم خود را دوانیست ، آدم علیه
السلام را چشم بد رسید و به توبه شفا یافت ، و ابلیس را چشم خود رسید، ملعون ابد
گشت» (4).
« الهی ای دهندۀ عطا و پوشندۀ جفا،
نه پیدا که پسند که را و پسندیده چرا؟ بنده بتاوی به قضا ، پس گویی که چرا؟ الهی
کار پیش از آدم و حواست و عطا بیش از خوف
و رجاست ، اما آدمی به سبب دیدن مبتلاست ، خاصهء او آن کس است که از سبب
دیدن رهاست ، اگر آسیای احوال گردان است قطب مشیت به جاست » (5).
« الهی مگوی که چه آورده اید؟ که
درویشانیم ؛ و مپرس که چه کرده اید؟ که رسوایانیم» (6).
« الهی آنچه تو کشتی آب ده و آنچه
عبدالله کشت فرا آب ده» (7).
« الهی همه از تو ترسند وعبدالله از
خود، زیرا از تو همه نیکی آید و از عبدالله همه بدی» (8).
-----------------------------------------------
1 - طبقات ، ص
61.
2 - نفحات ، ص 55.
3 - طبقات ، ص 189.
4 - مقولات ، ص 13 .
5 - کشف الاسرار ، ج 4 ، ص 152.
6 - اندرز و مناجات ، نسخهء خطی .
7 - رسالهء واردات ، ص 4 .
8 - اندرز و منانجات ، نسخهء خطی.
|