رشوه
سید همایون شاه( عالمی)
۲۰ نوامبر ۲۰۰۷ م
نورستان / افغانستان
*********
داخل شدم آنجا که دهد تذکره ما را
آشفته بشد مامور
و هنگامه ی بر پا
گفتم که چرا قهری دلیلش
تو بیاور
جانم منما قهر و ببر
کار فرا تر
گفتا که به کوچه حسن چپ مرو ای جان
منما جگرم خون و
حواسم تو پریشان
از اول ِ امروز که
دسلاف نکردیم
بر خویش بجز ظلم که
انصاف نکردیم
خود دانی برادر که
چه باشد ره قانون
خود گول مزن هیچ مکن قصه دگرگون
گفتم منما قهر
و فقط امر بفرمای
با خنده لب ِ
خویش کمی
باز بیارای
گفتا که به
واله نبوَد قیمت ِ گزّاف
کی گفته ام آور تو یکی سیف ز صرّاف
خاریدن ِ جیبی
کن و بر آر
هزاری
یک ساعت ِ دیگر
نگری تذکره داری
انداخت هزاری مرا
نقد به جیبش
آورد یکی تذکره
نا خورده فریبش
امروز حلال است به این ملک که رشوت
گم گشته
(همایون) بخدا رحم و
مروت