|
 محمد اسحاق " ثنا "
اشکِ ريا
محمد اسحاق " ثنا "
ونکوور، کانادا
**********
اى وطنم خيال تو دور ز سر
نمى شود
هيچ گهى قرار من جاى دگر
نمى شود
دشمن دونت اى وطن با همهٴ
جدال خود
صاحب سر زمين ما يا که ظفر
نمى شود
آه و فغان نيمه شب از دل
آسمان گذشت
حاکم شهر ما چرا زود
خبر نمى شود؟
اشک که از ره ريا گر بچکد ز ديده ها
اشک يتيم نمى شود دُر و گهر نمى شود
آن که " ثنا " به زنده گى پاس ادب از او
نشد
صاحب علم و معرفت فضل و هنر نمى شود
|