|
اندیشه های عرفانی پیر هرات |
 پير هرات خواجه عبدالله انصاري تآليف :
مرحوم استاد علي
اصغر بشير هروي
بخش نهم
توشهء راه
همان طور که هر مسافر ، در طی
سفر خویش ، از برداشتن توشهء راه ناگزیر است ، راهرو طریقت که میخواهد به رهنمایی
پیر سفر روحانی خود را آغاز کند، باید توشه ای با خود داشته باشد.
پیرهرات که هم خود این راه را با رهنمایی
پیران متعدد طی کرده وهم در مقام رهنمایی بسی از مسافران روحانی را راه نموده است
، توشه ای را که برای این سفر لازم است ، منحصر در چهار چیز دانسته است : علم ،
ذکر ، ورع و یقین . واین اصل سخن اوست در این باب.
« همۀ عمر به سر نشود ازین چهار چیز که تو خود
در سفری روی فرا منزل ، هر که ازین چهار چیز مجرد است ضایع است بی عصمت و حفظ الله
تعالی : علم کی رایض تو بود، که تو را راست و نرم می کند ، و یادی که مونس تو بود
تا در تنهایی وحشت نگیرد ، و ورعی که باز دارندهء تو بود تا به هر نشایست ننگری ،
و یقین و وجد که مرکب تو بود تا با پس
نمانی و در هرچه بی ، به زندگانی بی ، نه به کرامت » (1).
پیر هرات در جای دیگر
نیز از این امور چهارگانه که در حکم توشهء سالک است به تفصیل سخن می راند ولی در
آنجا ورع را بر یاد مقدم می داند و به جای یقین و وجد، تنها از وجد نام می برد(2). گفتار وی چنین است :
« سالک این راه را چهار چیز باید تاسلوک این
طریق را شاید : اول علم ، دوم ورع ، سوم یاد حضرت ، چهارم وجد ... علم را استاد
باید ، ورع را بیم باید ، یاد حضرت را خلوت باید ، وجد را انقطاع باید».
« مرد بی علم راه را از پس می رود، بی ورع از
مایهء خویش می خورد ، بی یاد او به راه دشمن می رود، بی وجد بی زندگانی می زید ...
سرهمهء علمها آن است که شریعت تو آبادان بود ویاد او بر دل و زبان بود ومهر و
موانست وصحبت تو با درویشان بود. سر همهء ورعها آن است که هر افریده از او ایمن
بود و از دنیا شوریده و به آن دشمن بود وتعلق به او بدتر از زهر خوردن بود . سر
همهء یادها آن است که سبق مولی در یاد بود وجان به یاد مولی شاد بود و دیگر یادها
بی یاد او باد بود. سرهمهء وجد ها آن است که سه چیز بود او را: شادی نمایند جز یکی
و مراد نماند جز یکی و هیچ نماند مگر یکی » (3).
و باید به خاطر داشت که قبل از پیر هرات نیز
برخی از عارفان و رهبران تصوف توشۀ متشکل از عمل ، یاد ، ورع ویقین یا وجد را
لازمهء سلوک دانسته اند، از جمله محمد بن منصور طوسی گفته است : « یحتاج المسافر
فی سفره الی ازبعة اشیاء: علم یسوسه (4) و
ذکر یونسه و ورع یحجزه و یقینیحمله » (5).
و ابو یعقوب السوسی گفته است:« الفقیر اذا
سافر یحتاج الی اربعة اشیاء:علم یحرسه و وجد یحمله و ورع یسوسه و ذکر یونسه » (6).
ولی تقسیم و توضیح پیرهرات دقیق تر است.
------------------------------------------
1 - طبقات ، ص 109 ؛ نفحات ، ص 63 .
2 - وجد در اصطلاح صوفیه عبارت است از آنچه بدون
جهد و تکلف بر قلب وارد شود وبعضی گویند : برقهایی است که می درخشد وبه سرعت خاموش
می شود، و یقین عبارت است از رویت عیان به قوت ایمان نه به حجت و برهان.
3 - مقولات ،
ص 11 - 12 .
4 - در نفحات
: یوسوسه آمده که درست نیست .
5 - طبقات
الصوفیه ، ص 109 .
6 - طبقات
الصوفیه ، ص 278.
|