استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد
سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند
قابل توجه نویسنده گان محترم !
مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.
هزاره ها به کرزی رای دادند
نوشتهء : سید محمد اشرف فروغ
هزاره ها
به کرزی رای دادند
سید محمد اشرف فروغ
همیشه انتخابات در هر کشوری که برگزار میشود فرصت خوبی هست برای تبارز و خودی
نشان دادن احزاب سیاسی و گروه های قومی واینکه اشتراک یک حزب و یا یک قوم خاص تا
حدی در نتیجه یک انتخابات مهم و سرنوشت ساز است.
پنج سال پیش (۱۳۸۳) اولین انتخابات ریاست جمهوری در یک
فضای ناباوری و در حالیکه بیشتر مردم به آن نا آشنا بودند برگذار گردید.
مردم برای اولین بار بعد از جنگ و خونریزی به پای صندوق های رای رفتند و اولین
تجربه شان از دموکراسی را عملی نمودند.
در حقیقت اکثر مردم به این دل خوش بودند که فقط رای بدهند و به نتیجه آن چندان
اهمیتی نمیدادند.
خوب بلاخره جناب کرزی که مردم امیدوار بوند بعد از اینکه کرسی ریاست جمهوری
افغانستان را بدست بیاورد کمی هم به تکلیف گوش هایش رسیده گی نماید، برنده اولین
انتخابات آزاد و دموکرات افغانستان اعلام گردید.
یکی دوسال که از انتخابات گذشت و مردم متوجه شدند که جناب کرزی اصلاً به تکلیف
گوش هایش توجهی ندارد و هیچ فریادی به گوش او نخواهد رفت و حکومت تحت اداره او
مرتکب یک سلسله شاهکارهای بسیار فجیع شده و دست آوردهای بسیار وحشتناکی دارد، تازه
درک نمودند که مرتکب چه اشتباهی بزرگی شده اند و نباید رای و رای دادن را تا این
حد ساده میگرفتند.
مردم تازه به این حقیقت پی بردند که رای دادن صرف انداختن یک کاغذ گاوچاپ در
بین یک صندوق نیست و همین رای است که سرنوشت و آینده یک شخص و فرزندانش را در پنج
سال آینده رقم خواهد زد.
بهر حال عملی بود که صورت گرفته بود و بنا بر مثل معروف نمیشد آب رفته را
دوباره به جوی گرداند.
اما هنوز دیر نشده بود.
انتخابات آینده در راه بود و مردم با تجربه های ترش و تعفن زده ای که از حکومت
جناب کرزی در خاطره ها داشتند مصمم به این بودند که این بار با چشم و گوش باز رای
داده و دیگر تجربه تلخ فریب خوردن و فروخته شدن را تکرار نکنند.
عده هم به این فکر بودند که نسبت به که این رای بدهند و پنج سال آینده را
احساس پشیمانی نموده و کابوس ببینند که کسی به زور آنها را (کشته) است بهتر اینست
که اصلاً رای ندهند.
اما من؟
من یک هزاره هستم و خاطره تلخی از انتخابات دوره قبل (انتخابات ریاست جمهوری
سال۱۳۸۳) دارم.
آن انتخابات هیچ تغیری در وضعیت زندگی من بوجود نیاورده بود.
من سالهاست در داخل کشورم در غربت و دربدری بسر میبرم.
مگر نه این که من به عنوان یک هزاره از بدبخترین، مظلوم ترین و عقب مانده ترین
اقوام افغانستان هستم.
ظلم و ستم قرن ها بر شانه هایم سنگینی می کند.
هنوز هم به دنبال یک لقمه نان سرگردان هستم و هنوز هم وقتی شب ها سر به بالین
می گذارم اندیشه فردای فرزندانم که آینده هیچ نوید و ارمغانی برای آنها نخواهد
داشت خواب را از چشمانم میدزدد.
هنوز هم و در قرن اتم و تکنولوژی و کمپیوتر من در میان کوه های سیاه و سر بفلک
کشیده، در میان برف، باد و باران، بدون
نان و آب و سرک و برق و هیچ چیز دیگر محصور و سرگردان هستم و هیچ چشمی بجز چشمان
مهربان خدا نگران حال من نیستند.
زمستان ها در میان گل و لای و تابستان ها در میان گرد و خاک شنا میکنم.
و آن انتخابات نه تنها هیچ چیز را تغیر نداد بلکه وضعیت را از آنچه بود بدتر
هم نمود.
می گویند ماهی را هر لحظه از آب بگیری تازه است.
هنوز دیر نشده بود.
انتخابات آینده در راه بود و من این بار تصمیم داشتم این با چشمان بازتر به
این انتخابات دیده و نه به عنوان یک هزاره بلکه به عنوان یک افغان رای بدهم.
اما یک روز صبح که از خواب برخاستم با
کمال تاسف و بدبختی دریافتم که سرنوشت من جای دیگری و با دستان ناپاک دیگری رقم
خورده و من باید یکبار دیگر رای خود را دو دستی تقدیم جناب کرزی نموده و به جناب
شان اجازه بدهم که پنج سال دیگر هر معامله و خرید و فروشی که با سرنوشت و آینده من
و خانواده ام میخواهد انجام بدهد آزاد است.
دیگر برای من این موضوع که پنج سال گذشته حکومت کرزی از مفتضح ترین و فاسد
ترین دوره در تاریخ افغانستان بوده مهم نبود.
مهم نبود که جناب کرزی در پنج سال گذشته نه تنها کوچکترین قدم عملی برای اتحاد
اقوام افغانستان نبرداشت بلکه با جانب گیری های ناشیانه و اقداماتی نابخردانه که
برای حفظ قدرت و مقام خود نمود درز و شکاف بیشتری را میان اقوام افغانستان ایجاد
نموده و کشور را یک بار دیگر در آستانه برگشت به جنگ های قومی، قبیلوی و نژادی
قرار داد.
مهم نبود که در جریان پنج سال سلطنت جناب کرزی ملیون ها و ملیارد دالر کمک های جامعه بین الملل حیف و میل
شده و به جیب یک عده خاص سرازیر شده و هیچ اقدامی برای باز سازی افغانستان صورت
نگرفت و من و فامیل ام بیشتر در میان فقر و غربت غرق شده و دستان ما برای گدایی از
هر وقت دیگر درازتر شد.
مهم نبود که در جریان پنج سال فرمانروایی جناب کرزی نه تنها هیچ جنایت کار،
آدمکش، تروریست، قاچاقبر و خیانت کاری به وطن محاکمه و مجازات نشد بلکه هرکدام
آنان به نحوی غیر ملموسی با آغوش گرم استقبال گردید.
مهم نبود که در جریان این پنج سال سیاه میلیون ها دالر رشوت گرفته شده و صدها
هزار نوع بی عدالتی صورت گرفته و هزاران نفر بیگناه در زندان آب سرد خورده و
هزاران مجرم و جنایت کار که باید در زندان می بودند آزادانه وزارت خانه ها، ولایات
و ولسوالی های افغانستان را متر نموده و به ریش مردم و سیستم قضایی ما خندیدند.
مهم نبود که جناب کرزی کار محبت و دوستی را آنقدر با آمریکا که بلاخره با وجود
همه محبتی که به افغانستان و مردم آن نشان میدهد یک دشمنی قدیمی با اسلام و
مسلمانان دارد و شکست و بربادی مسلمانان در سرلوحه وظایف آن قرار دارد، جلو برد که
همه ما فکر نمودیم تمام افغانها از پدران آمریکایی به دنیا آمده اند.
مهم نبود که در مسئله بهسود با وجود آنکه جناب کرزی میتوانست از قدرت خود
استفاده نموده و غائله را در همان روزهای اول بدون خونریزی و به شکل مسالمت آمیز
حل نماید، مهر سکوت بر لب زده و بعد از آنکه خون صدها نفر هزاره بیگناه به خاک
ریخت و پامال گردید، جناب شان پا پیش گذاشته و برای آمادگی در انتخابات بعدی موضوع
را بطور موقتی آرام نمود.
مهم نبود که در جریان پنج سال ریاست جمهوری حامد شب ها من و فرزندانم در
تاریکی بسر برده و گرسنه سر به بالین گذاشتیم.
مهم نبود که تمام اهالی هزاره نشین غرب کابل تابستان ها در گرد و خاک گم شده و
زمستان در میان گل و لای شنا نمودند و ....
چیزی که من می دانستم و برایم اهمیت داشت این بود که من به عنوان یک هزاره
محکوم به آن شده بودم که به هر قیمتی شده به جناب کرزی رای بدهم و خودم را در تمام
اعمال و کارکرد های پنج سال آینده حکومت شان که شاید چیزی متفاوت از پنج سال قبل
نباشد، شریک و مسئول بدانم.
و من با تمام وجودم به کرزی رای دادم. وقتی میگویم من منظورم اینست که اکثریت
قریب به اتفاق هزاره ها به کرزی رای دادند.
اما حالا بعد از گذشت یک ماه از انتخابات و در حالیکه هنوز نتیجه قطعی
انتخابات معلوم نیست، احساس میکنم یک جایی خاصی از وجودم به شدت می سوزد و این که
در طول پنج سال آینده به دلیل اینکه به جناب کرزی رای داده ام تا چه اندازه باید
این درد و سوزش را تحمل کنم و کجا کجا های بدنم بسوزد، چیزی هست که فقط خدا می
داند.