|
اندیشه های عرفانی پیر هرات |
 پير هرات خواجه عبدالله انصاري تآليف:
مرحوم استاد علي اصغر بشير هروي
بخش هفتم
پیر و مرشد
کسی که در صدد رفع نقایص روحی خود بر می آید و در راه کمال
قدم می گذارد و از خود به سوی حق سفر می کند، در اصطلاح صوفیان، سالک یا راهرو یا
مرد راه نامیده می شود و ازسفر روحانی او به " سلوک " یا " طریقت
" تعبیرمی کند.
سلوک، بدون رهبری و ارشاد کسی که خود این راه را پیموده و منازل و مراحل آن را یکایک طی کرده
و دیده و از مشکلات و موانع راه به خوبی آگاه شده باشد ، نه تنها سودمند نیست بلکه
بیم خطر نیز دارد زیرا در هر منزل با موانع و دشواریها یی رو به رو می شود که جز
با هدایت رهبری آگاه نمی توان به رفع موانع و حل دشواریها پرداخت و بنا بر آن بعید
نیست که سالک از راه منحرف گردد و از سر منزل مقصود بسیار دور افتد.
چنین رهبری را پیر و مرشد و دلیل و گاهی قطب و ولی می نامند
سالک ، باید بعد از توبه و پیش از هر چیز و هر کار ، دست توسل به دامن مرشدی زده
به او دست ارادت بدهد و پیروزی و اطاعت او را به جان و دل عهده دار شود واشارات و
اوامر او را بی دریغ به کار بندد تا در پرتو همت و نظر پیر به مقامی که وصول بدان
را آرزو دارد برسد.
پیر هرات علاوه بر اینکه و جود پیر را برای راهنمایی سالک
لازم می داند و می گوید:
" فلاح نباشد مرید را که ذل استاد و پیر نکشیده باشد و
قفای وی نخورده و " لعنک الله " استاد نشنیده باشد و " یرحمک الله
" بر نداشته وی را به درد و ناکامی زنده نکرده باشد خود درست باشد زعیرلایفلح
که استاد و پبر در می باید لابد ، که مرد بی پدر چنان سند ره و لایفلح نبود کی بی
استاد و پیر". (1)
محبت پیران و دیدار ایشان را نیز از عوامل ترقی روحی می
شمارد و به شاگردان مکتب خویش توصیه می نماید که:
" دیدارپیران از فرایض این قوم است که از دیدار پیران
آن یابند که به هیچ چیز نیابند " (2). و " مهینه
نسبت این طایفه دیدار پیران است و صحبت با ایشان " (3).
و " پیشین مرتبه که این قوم را گویند ، آن است که گویند فلان پیر را دیده
و با فلان شیخ صحبت کرده " (4) . " از
هر پیری سخنی یاد گیرید و اگر نتوانید نام ایشان را یاد دارید که به آن بهره یابید
" (5).
و در حرمت داری
پیران بسیار تاکید می کند:
" پیشین نشان در این کار آن است که سخن مشایخ شنوی خوش
آید و به دل به ایشان گرایی و انکار نیاری . و هر گاه از دوستان خود یکی را با تو
نماید، تو را قبول نیفتد و حقیر آید بتر باشد از هر گناه که آن بتر باشد که بکنی ،
زیرا که آن دلیل محرومی و حجاب باشد نعوذبالله من الخذ لان، اگر در نظر غلط افتد و
وی نه آن باشد که تو را به وی قبول افتاد، تو را زیان ندارد که قصد توبه آن راست
بوده باشد " (6).
و در باره ابراهیم بن شیبان القرمیسینی می گوید:
" آن ولایت نه از فقه یافته بود که از پیر و صحبت وی
یافته بود " (7).
و باز درهمین معنی می گوید:
" دیدار مشایخ را غنیمت باید گرفت که دیدار پیران اگر
از دست بشود آن را در نتوان یافت، آن همیشه نبود. عرفان همیشه بود دیدار ایشان
نبود وفائت آن را تدارک نبود و در نتوان یافت " (8).
و خود او این وصایا را عملی کرده و بسی از پیران را خدمت
کرده و برای دیدار عده ای از پیران رنج سفر را بر راحت حضر پذیرفته که بی مناسب
نیست اگر در اینجا نام تنی چند از پیران او و مشایخی را که دیدار کرده است یاد
کنیم.
--------------------------------------------------------
1- طبقات، ص 465-466 ، نفحات، ص 249 .
2- نفحات، ص 115 -116 .
3- طبقات، ص 249 .
4- مقامات، ص 12 .
5- نفحات، ص 30 .
6- نفحات، ص 30 و نیز طبقات، ص 6.
7- طبقات، ص 404 .
8- مقامات، ص 12 ، نفحات، ص 336 .
|