|
اندیشه های عرفانی پیر هرات |
 پير هرات خواجه عبدالله انصاري تآليف:
مرحوم استاد علي اصغر بشير هروي
بخش پنجم
بیداری
در تعریف تصوف گفته شد که پیر هرات آن را امری موکول به عنایت الهی می داند ، کسی که مشمول این عنایت واقع میشود با یک نوع انقلاب درونی سرو کار پیدا میکند که ابتدا از دیدن یک امر فوق العاده یا شنیدن یک حرف بی سابقه سرچشمه می گیرد. در این وقت از خواب غفلت بیدار می شود وبه خود می آید و متوجه می گردد که در وجودش نقصها ست ، لاجرم در طلب کمال بر می آید و از خط سیر عادی قدم در راه تازه ای می گذارد که ا میدوار است او را به سرحد کمال برساند .
در زندگی بسیاری از بزرگان صوفیه ، که به طور مثال بشر حافی و ابراهیم ادهم و فضیل بن عیاض را میتوان نام برد، چنین انقلاب حالتی پیدا شده بود، به نقص خویشتن پی بردند ودر صدد پیمودن راه کمال بر آمدند وبه تصفیهء باطن پرداختند تا آنکه به منزل مقصود راه یافتند.
علمای اخلاق چنین حالتی را تنبه وجدان نامیده اند وبرآنند که آدمی بعد از آنکه وجدانش متنبه گردید ، اگر ارادهء خود را برای تربیت نفس خود به کار بیندازد و بکوشد تا از آنچه مایهء نقص است بکاهد، در نتیجه هر روزش از روز دیگر بهتر ویک قدم به کمال نزدیک تر می شود، اما در صورتی که با وصف پیدایش چنین حالتی بی اعتنایی پیشه کند، اگر چه برای اولین بار ممکن است وجدانش متآلم شود ولی با تکرار این بی اعتناییها ، به مرور زمان حالتی بر او عارض می گردد که از هیچ گونه طعن و ملامت ظاهری و باطنی متاثر نمی شود وبه قول عرفا قلبش سیاه می گردد.
پیر هرات ، از این انقلاب درونی یا تنبه وجدان که آدمی را به پیمودن راه کمال وا می دارد به « بیداری» تعبیر کرده است وبیداری را بر سه نوع دانسته است :
1- حالتی که بر اثر آن انسان به نعمتهای خداوند که شامل حال وی شده است متذکر می گردد و به ناتوانی خویش از شمردن آنها و آگاهی بر اندازهء آنها معترف می شود ودر می یابد که از ادای سپاس در برابر آن عاجز است واز عهدهء حق آن نمی تواند برآید. این حالت در پرتو نور عقل و جستن برق حقشناسی و سپاسگزاری و پند گرفتن از روزگار کسانی که در معرض بلا و امتحان قرار دارند، پیدا می شود.
2 – حالتی که انسان را به گناهانی که از وی صادر شده است متنبه می سازد واو را به تدارک و جبران کار های زشتی که از وی سرزده است وا می دارد. این حالت بر اثر بزرگداشت حق وخود شناسی و ایمان به کیفر اعمال پیدا می شود.
3-حالتی که آدمی را به شناخت افزایش و کاهش در زمانه وتشخیص اندک و بسیار زشت وزیبا می رساند و او را به اختیار خیر واجتناب از شر وادار می سازد. این حالت بر اثر شنیدن دانستنیها و پذیرفتن دعوت کسانی که به حق می خوانند و به خدمت و حرمت داری سفارش می کنند و صحبت و معاشرت با نیکان و صالحان پیدا می شود.(1)
پیر هرات نیاز دل و پاکی قوت یعنی غذای حلال و کوتاهی آرزو و دوام فکر و سحر خیزی و بدگمانی به خویشتن و بریدن علایق از ماسوی الله را ، علاوه بر آنچه گذشت نیز از جملهء عوامل مهم برای رسیدن به مرحلهء بیداری می شمارد.(2)
-----------------------------------------------------------
1 – منازل السائرین ، ص 8 – 9.
2 – صد میدان ، ص 29 – 30
|