استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد
سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند
قابل توجه نویسنده گان محترم !
مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.
دين اسلام دين شمشير نيست
دين
اسلام دين شمشير نيست
لااکراه في دين
در(قبول وانتخاب) دین هیچگونه اکراه جاه ندارد
امین الدین « سعـیـدی »
تتبع
ونگـارش :
امــیـن الـدیــن» سعـیـدی - سعید افـغــانی«
مدیـــر مطـالعات سـتراتیژیک افغانومسؤل
مرکز کلتوری دحق لاره-جرمنی
ايمان يک عقد، وپيمان والتزام قلبي ودروني است که انسان با اختيار
خودآن را مي پذيرد .
بدين اساس دين مقدس اسلامايمان اجباري راقبول ندارد وپروردګارباعظمت ما انسان را آزاد گذاشته است تا باتحقیقدین راانتخابکند . کسانيکه انتخاب
کننده دین ناحق باشد آنرا کافر وکسانیکه قبول کننده دین حق باشد آنرا مؤ من
مسمیمی کند .
دین مقدس اسلام برایانتخاب دینقاعده وقانون را وضع
نموده است که پایه وبنیاد این قانوندر (
آیه :۲۵۶سوره بقره) با ظرافت خاص بیان یافته
است :
پروردگار با عظمت ما می فرماید : «
لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی ... » الایه( اجبار واکراهی
در ( قبول دین ) نیست ،چراکه هدایت وکمال از گمراهی وضلال مشخص شده است .
شان زول
آیه :
این آیهدر سوره
بقرهبوده وسوره بقره بعد از هجرت به
مدینه آغاز گردیده است. وحی این سوره
زمان آغاز یافت که نظام اسلامی در حال شکل گیریواستحکام بود .
مفسرینمیگویند :
که این سوره در باره مردی از اهل مدینه واز قبیله بنی
سالم بن عوف ،در مورد شخصبنام« حصین» ، نازل شده است : قصهطوری است که: «حصین
» که خودش مسلمان شده بود ، دوپسر داشت که نصرانی بودند وتا هنوز بدین اسلاممشرفنشده بودند.
این مردداستان
رابحضورمحمد صلی الله علیه و سلمعر ض
داشتندکه یا رسول الله ! آیا میتوانیم
آندو را مجبور به قبولی دین اسلام کنم
.چون آنان حاضر نیستند که غیراز نصرانیت
دین دیگری را بپذیرند ؟! در جواب آیه شریفه « لا اکره فی
الدین ... » نازل شد .
همچنان برخی مفسریندرشاننزول این آیهفرموده اند که : مردی ازانصارغلامی داشتسیاهپوستبنام « صبیح »
میخواستند اورا بهدین اسلام به زورمجبور سازند . در همین اثنا آیه « لا اکراه فی الدین » بر پیامبر محمد صلی الله علیه وسلم
نازل شد وبه «صبیح » وتمام مسلمانانهدایتداد شدتا درپذیرش دین کوچکترین
اجبار واکرهی را برمردم روا ندارندوفرمود
: که انسان ها از کمال اختیار وآزادی برخوردارمیباشند .
همچنانحضرت عمر
رضی اللهعنه پیره زن نصرانی را به دین
مقدس اسلام دعوت کرد ؛او در جواب گفت : « انا عجوز کبیرة
والموت اقرب الی» یعنی من پیر زن بزرکسالیهستمکه مرگم نزدیکشده است ؛ چرا در اخر عمر خودمذهبم رارها کنم ؟ حضرت عمر رضی الله عنه بعد از استماعصحبتزناورا بر ایمانآوردن اجبار نه نمود ؛ بلکه این آیه شریفهرا تلاوتنمود که : « لا اکره فی الدین »یعنی ، در
دیناجباری نیست» ودر حقیقت بر پذیرشایمانزور واکراه امکانندارد.
دین مقدساسلامارتباط ایمان را با
اعضایظاهری نداسته ، بلکه ایمانوعدم ایمان را از اموریقرار داده است که ارتباطاساسی به خواست خود انسان ومیلورضایت درونیاو دارد . طوریکه خداوند متعال میفرماید:« وقل
الحق من ربکم فمن شا ءفلیؤمن ومن شا ءفلیکفر»(بکو : حق ( همان
چیزی است که ) از سوی پروردگار تان ( آمده )
است ( ومن آن را با خود آورده ام وبرنامه منوهمه مؤمنان است ) پس هرکس که میخواهد ( بدان ) ایمان بیاورد وهرکس می خواهد ( بدان ) کافر شود .) (
الکهف : ۲۹)
قرآنعظیم الشان
محمد صلی الله علیه وسلم را به اینحقیقتمتوجه ساختهاست که بر تو فقط تبلیغدعوتواجب استوتو نمیتوانی بر
مردمبه گرویدنبه اسلاماجبار کنی .« افأ نت تکره الناس حتی یکونو ا
مؤمنین » ( یونس : آیه ۹۹ ) « آیا تو ( ای پیغمبر !
) می خواهیمردمانرا مجبور سازی که ایمان بیاورند ؟ ( این کار نه صحیح ونه سودمند است ونه ازدست تو ساخته است). وباز در سوره (الغاشیه :
آیه : ۲۲میفرماید : « لست علیهم بمسیطر »( تو
بر آنان چیره ومسلط نیستی )
همچنان قرآن عظیم الشان در سوره الشوری آیه : ۴۸میفرماید : « فان
اعرضوا فمأ ارسالنک علیهم حفیظآ إن علیک إلا البلاغ » (اگر ( مشرگان از
پذیرش دعوت تو ) روی گردان شدند ( باک مداروغمگین مشو ) چراکه ماتوبه عنوان
مراقبومواظب ایشان نفرستادیم .بر تو پیام
باشد وبس .
همچنان قرآنعظیم
الشان در( سوره مزمل آیه : ۱۹) میفرماید : « فمن شا ء اتخذ الی ربه سبیلا» «پس هر کس که بخواهد ( میتواند ) راهیبه سوی پروردگارش اتخاذ نماید »
در این آیه متبرکه جمله « من شا ء » دلیل بر
اختیار وآزادی انسان در انتخاب کفر وایمان است . « انا هدیناه السبیل إما شاکرا
وإما کفورا »«ما راهرا به انساننشان دادیم ، خواه شکر گذار باشد ( وپذیرا شود ) ،یا (مخالفت کند و ) کفران
نماید . »
در
آیات متذکرهراه حقوباطل از یکدیگرمشخصشده استوانتخابهریکبه دستخو د انسان است ، او مجبور
نیستودر عمل میتواندهر کداماز این راهرا که بخواهد انتخاب
کند ،لکن اگر راه حق وحققیت را انتخاب کرد ، به جنت وسعادت ابدیدست می یابدواگر راهباطلرا انتخاب کرد ، به عذاب دردناک ،
وجهنم وبدبختی عظیمی گرفتار خواهد شد .
قرآن عظیم الشان در بیش از ( ۱۲۰
) آیه تاکید نموده است که اسلام بر اساسرضایت قلبی وآموزشمحضانتشار یافته است وبعداز عرضه شدناسلامبر مردم ،بر ای آنهاصلاحیت عام تام داده شده است تا در پذیرش ورد
دینآزاد باشند . بنابرهمینمنطق بزرگ انسانی است که پیامبرمحمد صلی الله علیه وسلمبعد از فتح مکهاهل مکه را به حال خودرها کردوفرمود : «اذهبوافأ نتم الطلقا ء » : بروید ، شما آزادید
وبعد از این فتح عظیم وسرنوشتسازبر آنا ن، کسی را بهاسلام مجبور نکرد.
در تاریخ اسلام اتفاقنیفتادهکه مسلمانان حتییک نفرمسیحییا یهودی به جبر وزور به قبولی دین اسلام مجبور کرده باشد.
دین اسلام یگانه دینی است که آزادی واقعیاز قید اسارت وبندگی ، را برایانسانبه ارمغان آورده است ، اساستاین
آزادی همه انواع از استبداد وخود کامگی را در همشکسته وبسیاریاز قید وبند هایی که
درجهان متمدنامروز وجود دارد آنرااز پای بشرباز نموده است .
پروردگار ما پیامبر اسلام را مبعوثساخت تا مردم رااز تمامقید وبندهایی که آنان را اسیرخود
ساختهبود رهایی بخشد وتمام غل وزنجیر های
استبداد، هوا پرستی ، بندگی شکم وشهوت
،وثروت ، مقاموقدرت طلبیرااز بین برده ،وبشر را بسویآزادیواقعیهدایت ورهبرینمود .
علما ومفسرين دين مقدس اسلام آزادی را بدو دسته (آزادی تکويني وآزادی تشریعی) تقسیمبندی نموده اند.
ازادی تکوینی بدین معنی ومفهوم است که درنظام آفرینش ، انتخاب راه وعقیده جبر واجبار وجود
ندارد . وانسان به حسب خلقت اش موجودیدارای شعوروارادهبوده ، در انجام وترک فعل وانتخابواختیار خودآزاد است.
ودر آزادیتشریعی ، هیچ کس حق استعلاء وبرتری بر
دیگری را ندارد ، وهیچ کس حق ندارد دیگری
را غلام وبرده ومطیعخود بسازد واراده
وعملاورا مالک شودوخواسته ها ویا عقیده خویش را برخلافمیلورغبت او براو تحمیلکند ، زیرا در نظامتشریع همه افرادجامعه بدون استثنا ء از حقوق مساوی برخوردارند
وهیچ کسیحقمزیتوبرتریرا نسبتبه دیگریندارد.
ولی باید تذکر دادکه در آزادیتشریعی تکالیفوقوانین شرعیمتوجه انسان استوانساندر برابراین قوانین مسؤل است .
این بدین معنی است که در آزادیتشریعیآزادی نامحدود نیست ،بلکهانسان موظف استدر مسیر قانونشرعیوالهیحرکت کند وخروج وسر
پیچی از آن ، خروج از بندگی الهی است ؛ که خروج از بندگی خدا ظلم به خویشتن است .
« من یتعدحدوداللهفقد ظلمنفسه »(کسیکه از حدود
الهیتجاوز وسر پیچی کند به خودظلم را رواداشته است ) ( طلاق : آیه ۱ )
« ومن یعص اللهورسوله فقد ضلضلا لا مبینا »( احزاب: ۳۶ ) هر کس که خدا ورسولشرا نافرمانی کند،به گمراهیاشکاریگرفتار شده است »
بنآ از نظر اسلام آزادیکه خارجاز مسیرحق وصراط المستقیمالهیباشدآزادی نیست ؛ بلکه قیدوبندی به ظاهر آزادی است ، که دین اسلام
بسیاریاز انسانهایبه
ظاهرآزاد را بردهمیشمارد ؛ بردگانیکه اسیرهواینفس گشته آندوطعم شیرینآزادی واقعیرا که در پرتو بندگی
احکام الهی وسنت پیامبر اسلامحاصل میگردد
نچشیده اند.
دین اسلام دین موعظه حسنه است و این
دین به پیروان خویش هدایتمیفرماید تا در
نشر وتبلیغ دین خط مشیحکیمانهرا تعقیب نمایند وبر اساس حکمت ، گفتار
نیکوکردارنیک مردم رابه دین اسلام جلب واز جبر واکراه جلوگیریبعمل آرند . « أدع
إلی سبیلربک با لحکمةوالوعظة الحسنه وجادلهم بالتی هن أحسن
»( النحل : ۱۲۵ )« ای پیامبر:مردمانرا با سخنان استوار وبهواندرزهاینیکووزیبابه راهپروردکارت فراخوانوبا ایشان با
شیوههر نیکوتر گفتگو کن »
بنابر همین سیاست الهی است : که
پیامبراسلامدر اولینقانونمدینه ، بعد از هجرتقید کردکه یهودیهاومسلمانانباهم مشترک زندگی ارامرا تشکیلمی دهند . وبه حق آناندر
ماندنبه دینشان اعتراف کرد.
دین مقدس اسلام خود را
حافظ ونگهبان ادیانآسمانیدانستهووظیفهخود میداند که با دفاعاز این ادیان برخیزد.زیرتضعیفادیانگذشتهموجبتضعیفدین مقدس اسلاموتضعیف اسلام موجب وهنوسستیسائر ادیان را در پی خواهد داشت . اسلام ،مهمتریندلیل ،بر سالتحضرتموسی علیه السلام وحضرتعیسیعلیه اسلامبوده وهست وهر گونهخوشهدر اصالتاسلام ،موجبخدشعهدر حقانیت آنانخواهد بود.« ودت طائفة من اهل الکتاب لو یضلونکم ومایضلون الا انفسهم وما یشعرون » (
گروهی از اهلکتاب ،دوسن دارندتا شمارا گمراه کنند در حالیکه جز خود شانرا گمرهنمی کنند. )
حضرت عمر (رض ) خلیفه دوم
اسلام مسیحیهای ساکنبیتالمقدس را امان داد گفت : « زندگی مسیحیها ،
کلیسا هاوصلبهایآناندر امان هستندبه هیچ کس به سبب
دینش ضرر نمی رسد وبر انجام کاریمجبورنمی گردد . »
ولیباتأسف باید گفت که در جهان امروزی ما: برخی از حلقاتمذهبی تلاش ها ومجاهداتخویش را در تضعیفدین مقدس اسلام براه انداخته اند ،وبه براه
انداختن تبلیغات حتی برقرآن عظیم الشان و پیامبر اسلام حضرت محمد صلی الله علیه
وسلمنیز رحم نه نموده وبطور تمسخر آمیز
به چاپ کاریکاتور هایرسول مقبول بشریت
مبادرت ورزیدند .وبه تادیه پولوامتیازات مادیتلاش میورزند تا مسلمانانرا بخصو ص مسلمانانکشور های فقیراسلامیاز جمله در کشورعزیز ما
افغانستانمسلمانان را به دین نصرانی جلب
نمایند .
ولی آنان با این عمل
خویش ، خود اگاه به خود ضربه می زنندزیرا
تضعیفاسلام ، به عنوان دینی واقعی
وحقیقیکه انسان را بهسوی خالقمدبر وحکیمدعوت می کند ، تضعیف
همهادیان بشمار خواهد رفت . ولی ما یقین داریم به جز « وما یضلونالا
انفسهم ومایشعرون » به این عمل گمراه
کننده بجز اینکهخودونفس های خویشرافریبدهندنتیجه وثمره دیگری را بدستنخواهند
آورد .پایان