|
 قیوم بشیر
دل
دیوانه
قیوم بشیر
کابل - افغانستان
*******
به
کابل نه گل و گلخانه مانده
نه
بلبل در چمن مستانه مانده
بهر
سو بنگری ویرانه بینی
ز
هر انسان بجا کاشانه مانده
هزاران
مرد وزن آواره گردید
بپای
بندیان
زولانه مانده
نباشد
مادری بیداغ فرزند
که
از جور جمع بیگانه مانده
به
دور هر شهیدی طفلکانش
نگر
همچو شمع و پروانه مانده
دریغ از کشور
آباد دیروز
بیا بنگر
تما م ویرانه مانده
خداوندا نما
رحمی به ملت
که
ملت بیسر و سامانه مانده
ندارند آرزوی
غیر دیدار
که
از هر یک بدل افسانه مانده
« بشیرا» از
کجا گویم برایت
بمن تنها دل دیوانه
مانده
۴سپتامبر ۲۰۰۳
|