.
spacer
مطالبی که در این صفحه نشر میشود عقاید نویسنده گان محترم آن است و نظر ۲۴ ساعت نمیباشد.
 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
جادوگر سبز
جلال نورانی
جلال نورانی
      نوشتهء جلال نورانی

         نمایشنامه

     

        جادوگر سبز

                قسمت آخر

شیر  جناب رئیس از اینکه به من موقع دادید تا خصوصی شما را ملاقات کنم سپاسگزارم.

رئیس : آغای شیر آغا ... مه بخاطر انتخاب یک کاندید برای ای شعبه بین المللی که معاش دالری داره ، باید بسیار دقیق تصمیم بگیرم.

شیر :   واقعآ ... جناب رئیس صاحب ... من یقین کامل دارم که آمر مدبر و با تجربهء مثل شما هرگز تصمیم نادرست نمیگیرد... کار در یک ادارهء بین المللی و با متخصصان خارجی بسیار مهم و حساس است ... یک کارمند افغان که با خارجی ها دریک دفتر کار میکند باید اصول ، موازین و مقررات ، معاشرت ، موانست، مجالست و موافقت با خارجیان را بداند... چنین ماموری باید دارای وجاهت ، صلاحیت ، صلابت ، فصاحت ، بلاغت و متانت باشد ... ماموری که با خارجیان کار میکند باید سابقه طولانی کار، مراوده و ارتباطات با هنرمندان ، نطاقان ورزبده ، ممثلان ورزیده ، دایرکتران زبردست ، نویسنده گان چیره دست ، شاعران نامدار ، نقاشان برجسته ، خطاطان هفت قلم ، محققان ،ژورنالیستان ، خبرنگاران ، فلمبردران ، درامه نویسان ، سناریو نویسان و حروف چینان داشته باشد ... در گذشته باید با باستان شناسان ، افغانستان شناسان ، مولانا شناسان ، بیدل شناسان ، محققان و مترجمان نشست و برخاست کرده باشد .( به سوی گل آغا و قند آغا اشاره میکند) هر میرزا قلمی که نمی تواند برود با خارجییان کار کند. آدمهایی که در ده پانزده سال کار و ماموریت غیر از صادره و وارده دیگر چیزی را نیاموخته اند.

( گل و قند نا آرام اند)

گل :  خدا میدانه ای لغت پران چه درفشانی هایی میکنه ... خدا میدانه چی باد میکنه ...

قند : حتمآ غیاث اللغاته واز کده لغت پاش داده میره..

گل :  حتمآ کدام شعر از مابین دل و رودهء خودجور کده و ده بیت دومش ده گل بند مانده ولغتک میزنه ....

شیر :   جناب رئیس صاحب ... شاعر میفرماید ... گر سپاری کار سپارش تو به اهلش ( اشاره به خود) ای هوشمند ( اشاره به رئیس) ... گر سپاری کار ، سپارش تو به اهلش ، ای هوشمند ... هه .... صاحب بسیار پخته شعر اس .... هه هه ... بیت دومش هه هه ... افسوس که بیت دوم این شعر ناب و این چکامهء نایاب فعلآ فراموشم شده ... بهر حال مقصد شاعر این است که اگر کار به اهل کار ( اشاره به خود) سپرده نشود ، خاکها به دهنم ، خاکها به دهنم ، باعث ر تگ زردی حضور مبارک شما میشود ... گر چه جسارت است ، اما باید به عرض تان برسانم که در انتخاب یک کاندید شایسته ( اشاره به خود ) برای این کار حساس اگر شما کسان بیهوده ( اشاره به قند و گل) و سفله را در نظر بگیرید ، مسوولیت بزرگی متوجه شما خواهد شد ، متخصصین خارجی حتمآ از شما گله مند شده و خواهند گلت که این نمونه های قدرت را از کجا پیدا کردید ...

گل :  او شیرک ... او شیر پنبه یی ... وقتت تمام شد ... ای چقه گپ میزنه ... آغای لغت پاش .

قند : او لغت پران .... او شیر بی دم .... چی درفشانی داری ... رئیس صاحبه دیوانه کدی .... اینجه ما مردم هم حق داریم گپ بزنیم ....

 شیر :   جناب رئیس صاحب .... شاید برای تان سوال خلق شده باشد که تو آقای ستار چرا با این دو نمونه سفاهت و بلاهت و حماقت همراه و هم صحبت شده یی .... باید عرض کنم که در اول دلم برای شان میسوخت .... اینها را به حیث دوستانم پذیرفتم و امید داشتم که با سعی و تلاش کوشش و مجاهدت و با کار تربیتی با ایشان از آنهلا یک چیزی بسازم که به درد جامعه بخورند .... برای شان رموز زندگی را تدریس میکردم .... میخواستم معلومات شان در هنر و ادبیات بلند برود ... اینها هم که استادی مفت و مجانی یافته بودند به من چسپیدند. یک وقت متوجه شدم که به گوسفندی میمانم که دو پشکل به دنبه اش چسپیده باشد و هرجا میرود این دو پشکل را با خود حمل میکند .... مردم ملامتم میکردند که چرا اینها را به حیث دوستانم قبول کرده ام . اگر ز خلق ملامت .... وگر ز کرده ندامت .... اینها کشیدم .... امید وار بودم که بیاموزند.... اما نیاموختند... چون سویه ندارند ... مساعی من مانند یاسین خواندن به گوش اینها بود .... نتیجه صفر .... جناب رئیس صاحب .... مردم میگویند که این دونفر آدم لاوبالی لیاقت مصاحبت ترا ندارند .... بیهوده بالای شان زحمت میکشی ... واقعآ مردم درست میگفتند .... شاعر میفرماید .... هرگز نرود میخ آهنین در سنگ .... هه ....هرگز نرود میخ آهنین در سنگ .... بیت دومش ایطور اس که هه .... هرگز نرود میخ آهنین در سنگ .... هه در سنگ نرود میخ آهنین هرگز.....

رئیس : نام خدا .... اینه امدفعه بیت دوم شعر فراموش تان نشد .... چطور بود ...؟ هرگز نرود میخ آهنین در سنگ .... در سنگ نرود میخ آهنین هرگز ... واه واه .... وجالب ایکه قافیه ده دو گوشه اس .... یعنی در اول و آخر شعر ....

شیر :   صاحب شعر صنایع لفظی مختلف را در شعر به کار میگرند...

رئیس : جالب اس ... هرگز نرود میخ آهنین در سنگ .... در سنگ نرود میخ آهنین هرگز....

شیر :   صاحب ایره صنایع لفظی میزان الطرفین میگویند ...

رئیس : میزان الطرفین ..؟ بار اول ده زندگیم میشنوم ... و ده ای شعر در هردو فرد عین کلمات بکار برده شده ...

شیر :   صاحب شاعر خواسته برعین موضوع دو بار تاکید کند.... اینرا صاحب تاکید بالموکود میگویند....

رئیس : تاکید بالموکود .... ایره هم نو شنیدم .... خوب آقای شیر آغا تشکر از توضیحات علامنه تان .....

شیر شرمنده ام نسازنید ... لیاقت تعریف و توصیف های شما را ندارم .... اینکه خودتان گوهر شناس هستید این ناشی از درک بزرگ علمی خود تان است .

( شیر - گل و قند دوباره کنارهم ایستاده اند بدبد به همدیگر می بینند . رئیس دو باره به چوکی خود می نشیند)

رئیس : خوب .... ده مورد شما سه نفر مه باید تصمیم بگیرم .... مه به نتیجه ایکه هدفم بود رسیدم.

شیر :   به عمق نظریات من حتمآ توجه میکنید.

قند : رئیس صاحب .... خود تان خو میفامین دگه ...

گل :  رئیس صاحب حقیقته میفامه ..

رئیس : بلی ... مه صحبت های هر سه تانه شنیدم ... هم گپ های دل تانه و هم گپ های زبان تانه .... هم قضاوت های تانه روبروی همدیگر و هم گپ های تانه در غیاب همدیگر ... اما برای درک واقعیت ها در میان انواع فضاوت و انبوه داوری ها ای محک بسیار به مه کمک کد ( نوت صد دالری را از جیب کشیده پشت و روی آنرا نگاه میکند) واقعآ ای موجود مرموز سبز رنگ عجب جادویی داره اصلآ ای یک جادوگر اس ... جادوگر سبز ... ( نوت را بو میکند) بویش آدمه مست میسازه ... صدایش آدمه به رقص میاره ... رنگ و شمایلش چشمه خیره میسازه ... قدرت جادویی ای جادوگر سبز به حدی اس که میتانه بالای آدمی که دروغ گفتن برش مشکل باشه دروغ بگویه ... نه تنها دروغ بگویه ، بلکه بر قبولاندن دروغ خود قسم ناحق بخوره .... قسم به مقدسات .... قسم به سر زن و فرزند و قسم دروغ بالای ناموس .... ای جادوگر سبز توانایی داره که سرگرگ و گوسفنده ده یک شآخور خم کنه ... بدون ایکه فکر کنند دشمن همدیگر هستن ... جادوگر سبز موش و پشکه وادار میکنه که باهم روبوسی کنن ... همدیگره کمک کنند و هر دو یکجا برقصند ....همی قسم اگر ای جادوگر سبز بخواهد ... دو برادر... دو همدل و همزبان .... پدر و پسر .... مادر و دختر .... دوخواهر .... خواهر و برادر .... زن و شوهر  به دشمنان خونی همدیگر مبدل میش .... این جادوگر سبز مرد روحانی  ودینداره به یک تلاش ، آدمکش ، تروریست و ویرانگر تبدیل میکنه و از یک اوباش بیخرد و دین ستیز ملا و روحانی میسازه . این جادوگر سبز یک خاینه وطنپرست ، یک وطنپرسته بی تفاوت میسازه .... سبزه سیاه میسازه.... و سیاه ره سرخ میسازه ... این جادوگر سبز اگر در قعر چاه باشه ، دو دشمن تشنه به خون همدیگر سازش میکنند یکیش ریسمانی ره به کمر بسته در چاه پائین میشه تا اوره بگیره و دشمنش او ره با هزار زحمت بالا میکشه تا اوره با کشیدن ای جادوگر سبز از تصاحب نصفش محروم نمانه .... این جادوگر سبز در قیافه یک سبز پری روی دیواری نشسته باشه ، در پای دیوار دو برادر سکه و از یک مادر وبرای دسترسی به این سبز پری نقشه میکشن .... پلان میسنجن که چگونه سبز پری ره در آغوش بگیرن . سرانجام یک برادر سنگی ره برداشته به فرق برادر خود میزنه .... خونشه میریزانه تا با  بالا شدن و پای ماندن روی جسد برادر افتاده در پای دیوار قدش به سبز پری برسه و سبز پری ره ( نوت را نشان میدهد) از دیوار پائین کنه و در آغوش بکشه لمسش کنه .... بویش کنه .... و در آغوش بگیره .... بلی .... کمالات ای سبز مرموز .... ای جادوگر سبز ، ای سبز پری ، ای دراکولای سبز .... این دیو سبز بسیار زیاد اس .... شما سه یار جان جانی .... سه رفیق همدل و همدم ، جان و جگر ... دوستای وفادار .... جدایی نا پذیر اینجه پیش مه آمدین . تقاضای تان ای بود که هر سه تانه در یک اداره تبدیل کنم .... میخواستین در طول روز هم چشمان تان به دیدار همدیگر روشن باشه ... از صحبت همدیگر لذت ببرین .... در کنار همدیگر باشین .... بیشتر جان و جگر شوین ... اما فقط رنگ و زیبایی ای سبز پری .... بوی این افیون سبز .... صدای سحر انگیز جادوگر سبز شماره دوانه کرد . فقط با لمس کردن ای موجود مرموز به همدیگر چنگ و دندان نشان دادین ... فقط با دیدنش ... بالمس و با بوئیدنش دیوار های دوستی تان فرو ریخت  ... اگر تصاحب ای سبز پری بر شما واقعیت پیدا کنه و به جیب تان بره و بالای قلب تان جای بگیره .... او وخت همدیگره پاره پاره میکنین .... گوشت های همدیگر به دندان میکنین .... حتی جسد های همدیگره به آتش میکشین .... بروین .... دوست های جان جانی ... بروین ای رفیقان یکدل ... در مورد دوستی و رفاقت خود دقیق تر فکر کنین ... بروین .... هرکدام در بارهء مفاهیم دوستی ، رفاقت ، صمیمیت ، وفاداری و اخلاص از نو بیندیشین .... بروین دوستی ، صمیمیت ، اخلاص و وفا ره جستجو کنین .... اخلاص ، دوستی و وفایی ره که جادوگر سبز نتواند از میان ببره .... اگر یافتین ... اگر یافتین خوشبخت هستین .... اگر یافتین بدانین که به حقیقت رسیدین .... به گنج واقعی دست یافتن .... گنج واقعی ....

پایان

ماه می۲۰۰۲

ملبورن آسترالیا

 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

تازه ترین اخبار افغانستان

رای تان را به صندوق اندارید

نظر تان در مورد محاکمه عاملان کشتار جمعی در کشور چیست ؟
 
spacer

spacer