|
 انجنیر حفیظ اله حازم
از راه
انجنیر حفیظ ا له حازم
********
ترا سبز میخواهم
سر سبز تر از همیشه
نبضت را جاودانه
موج گون و پر تلاطم
پر تپش تر از دریا
که هزار سودا در دل دارد
میدانم در نیم راه زمان راه میجویی
و در کوچه های سرگردان
همرهی
لیک
باغ را خشک سال گرفته
و معجزه رویش مرده
گامهای شتابان افسرده
آری
قحط بیحالی است
و قحط رفتن
منتظر باش
تا کسی از ره برسد.
|