.
spacer
بیاد داشته باشید که ۲۴ ساعت مستقل بوده ، مربوط هیچ گروه  و سازمان سیاسی در داخل و خارج کشور نمیباشد.

 

 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
اندیشه های عرفانی پیر هرات

پير هرات خواجه عبدالله انصاري
پير هرات خواجه عبدالله انصاري
تآليف:

مرحوم استاد علي اصغر بشير هروي

       بخش دوم

در جهان تصوف

اين مرد متقي كه هم فقيه بود وهم محد ث وهم مفسر، و مي توانست در تفسير يك آيه از قرآن كريم ، چهار صد بيت از اشعار شاعران عصر جاهليت را به شاهد يك لغت ، انشاد كند (1) وبنابراين اديبي بسيار توانا نيز بود، با درد و سوز خاصي آشنا بود، دردي دلپذير و سوزي جان پرور. دردي كه دردمند، درمان آنرا نمي جويد وسوزي كه سوخته را اسايش دل مي افزايد.

او همواره در پي حل مسآله اي بود كه راه آن را نه حكيم به ياري عقل دريافته است ونه فقيه به مد د نقل پيدا كرده است. مسآله اي كه هر قدر براي يافتن پاسخ آن بيشتر تلاش به عمل ايد، تحير و سرگرداني آدمي زياد تر مي شود و با اين حال ، همت انسان از تلاش و جست وجو باز نمي ماند و دم به دم بر كوشش و تپش خويشتن مي فزايد وهمهء دشواريها و سختيها را به جان ودل مي پذيرد وعجب تر اينكه تعريف دقيق و روشني هم ازين مساله به دست نيست و آن را كه خبر شد خبرش باز نيامد.

سراغ اين درد وسوز واين مسآله و راه حل آن را بايد از كساني گرفت كه در راه تصفيه و استكمال پويانند واز سفسطه وفلسفه و استدلال وقيل وقال قدمي آن سو تر نهاده اند وبه جهاني ديگر راه يافته اند كه آن را جهان تصوف وعرفان مي نمايند.

پير هرات به چنين جهاني راه يافته بود وتا آنجا كه از مطالعهء كتب مرجع بر مي آيد ، وي مدتها پيشتر از آنكه در راه تحصيل علوم ديني از نوع فقه وحديث و تفسير قدم بگذارد وحتي پيش از آنكه از ادبيات و دانشهايي كه مقدمهء تحصيل علوم والاتر است آگاهي يابد، از وحود چنين جهاني مطلع شده است.

پدرش ( ابومنصور محمد بن علي انصاري متوفي به سال 430 در بلخ) خود ، صوفي بود وسالها پيش از آنكه فرزندش به جهان آيد ، خدمت پيران طريقت را بر عهده داشت وبه رهبران اين مسلك روحاني ارادت مي ورزيد (2) و در آن هنگام كه در هرات مي زيست ، هر روز جمعه فرزند خردسال خويش را نزد پيران اهل تصوف كه در مسجد بودند، مي برد تا همتي در كار او كنند و به رسم تبرك دستي بر سر او بكشند(3) و پيداست كه تكرار دايمي اين عمل حس كنجكاوي طفل را بر مي انگيخت تا بداند كه اين پشمينه پوشان با ديگران چه فرق دارند؟ و اين كنجكاوي وقتي زيادتر مي شد كه میديد كه پدرش اورا نزد كاكا ابوالقصر بستي كه هم از جملهء پيران به شمار ميرفت و در همان مسجد مي بود، نمي برد زيرا ابوالقصر بر روش ملامتيان مي رفت و ابو منصور قراء بود (4) كه هيچ يك از آن دو با وصف صوفي بودن ، شيوهء طرف مقابل را نمي پسنديد.

اين كنجكاويهاي طفل خرسال را پاسخها و احيانآ سخنان ابومنصور دربارهء تصوف و صوفيان و راه و رسم فرق متعد د آن اقناع مي كرد وخود به خود او را به سوي تصوف مي كشانيد. بعد ها نيز صحبت برخي از استادان پيرهرات كه يا خود صوفي بودند و یا به تصوف گرايشي داشتند، محبت او را نسبت به تصوف وصوفيان جلب نمود تا اينكه سر انجام به طوري رهسپار وادي تصوف گرديد كه آوازهء تصوفش از شيخ اسلام و فقاهتش دور تر رفت وخود او در شمار بزرگترين صوفيان محيط و زمان تصوف علمي وعمل است تا موضوعات ديگر.

يحيي عمار ، شيخ عمو ، ابو عبدالله طاقي و ابو عبدالله باشاني از حملهء استادان و مشايخ روايت پير هرات بودند كه ضمنآ او را با مبادي تصوف اشنا ساختند، زيرا خود هم محدث بودند و هم صوفي تاثير زمان را هم در موضوع عميق پيرهرات به راه و رسم صوفيان نمي توان ناديده گرفت.

قرن چهارم و پنجم هجري در تاريخ تصوف از اين جهت با سه قرن پيشتر فرق دارد كه در اين دو قرن گروهي از بزرگان اهل فقه وحديث و تفسير به تصوف مايل شدند و به نوشتن كتابهايي در مبادي و مسائل اين مسلك پرداختند و در ضمن نوشته هاي خود كوشيدند تا سؤ تفاهماتي را كه بين اهل ظاهر نسبت به صوفيان و در ميان صوفيان نسبت به متشرعه پيدا شده بود، با استناد به قرآن و حديث رفع نمايند.

در قرن چهارم ، تصوف در كشور ما گسترش فراوان يافت ودرقرن پنجم به اوج ترقي خود رسيد.

آنچه يك صوفي بايد بداند تحت نظم و ترتيب و تصنيف درآمد ، و خانقاهها ومراكز خاص عرفاني با آداب و مراسمي قابل توجه براي پذيرايي آيندگان و روندگان ، كه همه يا اكثر آنان سالك مسلك تصوف بودند‌، آماده شده بود و پيران تصوف به مجلس گفتن و عوام الناس را با آداب و مسائل اخلاقي ( كه چاشني عرفان هم به آن مي زدند) آشنا ساختن ، بيش از هر وقت ديگر مي پرداختند.

Imageدر اين عصر ، گذشته از فرمانروايان كه يا به اقتضاي سياست و يا از روي عقيدت ، در احترام مشايخ تصوف مي كوشيدند ، حكما و اهل استدلال هم سعي مي كردند كه با اهل خانقاه رابطهء نزديك داشته باشند . چنانكه مردي مانند ابن سينا سه شبانه روز با ابو سعيد ابوالخير در خلوت سخن گفت و از آن پس اعتراف كرد كه (( هرچه ما مي بينيم او مي داند))(5).

شاعران و نويسندگان بسياري نيز درين عصر به تصوف متمايل شدند وبر اثر اين تمايل شعر دري در تصوف يا تصوف در شعر دري راه يافت و گروهي از پيران طريقت افكار خود را به زبان شعر در ميان مردم انتشار دادند و حتي بعضي از ايشان به نوشتن كتابهاي مهمي به نثر دري پرداختند كه از آن جمله آثار هجويري و غزاليها ( حجة الاسلام غزالي و برادرش احمد غزالي) درخور يادآوري است و آثار پير هرات نيز از جملهء همان كوششها به شمار مي رود.

             ----------------------------------------------------------

1 – بن رجب ، ج 1 ، ص 58 – 59.

2 – طبقات الصوفيه ، ص 526.

3 – نفحات ، ص 338 – 339 ، ص 17.

4 – مقاامات ، ص 17؛ نفحات ، ص 338 - 339 ، و ناگفته نماند كه در نفحات چاپ تهران از اينكه ابو منصور پسر خود را نزد كاكا ابوالقصرمي برده است ياد شده ، ولي هم سياق عبارت مي رساند كه در چاپ آن خطا رخ داده و به جاي (( نبردي)) ، (( بردي)) چاپ شده وهم كليهء نسخ خطي و چاپي نفحات و نيز مقامات به خلاف آن است.

5 – اسرارالتوحيد ، ص 159.

 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

تازه ترین اخبار افغانستان

رای تان را به صندوق اندارید

نظر تان در مورد محاکمه عاملان کشتار جمعی در کشور چیست ؟
 
spacer

spacer
Design by Pinkmedien