استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد
سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند
قابل توجه نویسنده گان محترم !
مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي
حکایت۳۶
نکنی جرئت کاری که
نباید کردن
گر شوی اینقدر آگه که خدا
می بیند
« بیدل»
حق نمک
درسال (۸۲) هجری ، همیان بن عدی السدوسی که از جملهء سرداران عرب بود، یاغی شد و حجاج
بن یوسف ثقفی که از طرف خلیفه عبدالملک مروان نائب الحکومهء عراقین بود، عبدالرحمن
بن محمد بن اشعث را برای مبارزه با همیان به سیستان فرستاد. عبدالرحمن بر همیان
ظفر یافت و از طرف حجاج به حکومت سیستان منصوب گردید.
در سیستان شخصی بنام عبدالله بن عامر المجاشعی بود که از
جملهء بزرگان آن شهر بشمار میرفت و عبدالرحمن بن محمد
بن اشعث نسبت باو خوشبین بود ودر امور حکومت او را مشاور خود
قرار داده بود.
یک روز نامه ای از حجاج به عبدالرحمن رسید که
در ضمن آن گذشته از برخی اوامر مربوط بدولت ، نوشته بود که سرعبدالله بن عامر را
نزد من بفرست! در همان وقت ، طعام حاضر کردند و از جملهء خوردنیها که آورده بودند
مرغی فربه بود که عبدالرحمن را از آن خوش آمد و از خوان سالار خود پرسید که آن مرغ
را از کجا بدست آورده است ؟ خوانسالار گفت:
این مرغ را با چند مرغ دیگر
عبدالله بن عامر فرستاده است!
عبدالرحمن شخصی را بطلب عبدالله
بن عامر فرستاد و هنگامی که وی حاضر شد نامهء حجاج را باو داد.
عبدالله نامه را مطالعه کرد و
گفت :
انالله و اناالیه راجعون ، مرا همان
قدر مهلت بده که وصیت کنم !
عبدالرحمن گفت : تا زمانی که
خدای تعالی اجل ترا مقدر کند مهلت خواهی داشت برای اینکه من نمیتوانم ترا گرفتار
کنم ولی میتوانم که در برابر امر حجاج مقاومت نمایم و سبب اینکه نمیتوانم ترا
دستگیر نمایم اینست که من هم اکنون مرغی را که تو فرستاده ای بر سفرهء خود میخورم
. آیا میتوانم مرغ ترا بخورم و بفرمان حجاج بر تو ستم کنم؟ دست دراز کن وطعام
بخور. عبدالله خوشحال شد و بصرف طعام پرداخت . پس از صرف طعام عبدالرحمن جواب
نامهء حجاج را نوشت و در آن راجع باوامری که داده بود از قبیل حرکت بطرف هند و سند
و اوامر دیگر وی اطمینان داد و یادآوری کرد که ، به هند و سند تاختن میکنم اما ناحق از کسی نمیگیرم و خون
ناحق نمیریزم . ولاطاعة المخلوق فی
معصیة الخالق و السلام » و نامه را به حجاج فرستاد.
حجاج
نیز جواب آنرا تهدید فرستاد و همین جواب
سبب شد که عبدالرحمن بر حجاج خروج کرد و فتنه معروف به قیام ابن اشعث بوجود آمد.