.
spacer
بیاد داشته باشید که ۲۴ ساعت مستقل بوده ، مربوط هیچ گروه  و سازمان سیاسی در داخل و خارج کشور نمیباشد.

 

 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
آخ ، واخ

 آخ ،واخ  

 ارسالی : زهره امینی

**********

در صحفه ۳۱۶ جلد اول کتاب روحنامه چنین آمده است : در زمان قديم ، فرزند و پدری را به ناحق متهم به دزدی نموده ، به جايگاه مخصوص مجازات بردند . حاکم فرمان داد  به هر يک از پدر و پسر که  گفته می شد دزدی کرده اند ، چهل تازيانه بزنند. نخست چهل تازيانه را به پدر می زنند. پدر همه را  با مردانگی تحمل می کند. با اینکه از پشتش  خون جاری میشود . پس از آن پسرش را رو به زمین خوابانده ، شروع به زدن کردند . با خوردن اولین تازیانه ، فریاد آخ ، واخ  پدر بلند شد. حاکم  که منتظر نتیجه بود و شلاق زدن آنها را تماشا میکرد ، پدر را پیش خود خواست و پرسید:

ـ تو که چهل ضربه تازيانه را بر پشتت تحمل کردی ، چه شد که وقتی یک تازیانه به فرزندت زده شد ، صدای ناله ات بلند شد؟

 پدر گفت:

  -  تازیانه هایی که بر پشت من  زده شد ، تنها به تنم می خورد ، اما تازیانه هایی که به پسرم زده می شود ، نه به تنم ، بلکه درست به جگرم می خورد.

  حاکم پاسخ  پدر را قبول کرد و گفت :

ـ چنین فردی نمی تواند  دزدی کند و فرمان آزادی آنها را داد.

 

 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

رای تان را به صندوق اندارید

نظر تان در مورد محاکمه عاملان کشتار جمعی در کشور چیست ؟
 
spacer

spacer