 عبدالرشید آشتی یادی از استاد بشیر هروی
دوست عزیز آقای مهدی بشیر !
در سایت انترنیتی 24 ساعت نوشته هایی به نظرم خورد که از پدر بزرگوار تان و استاد معظم و معلم فراموش نا شدنی و قابل قدر مایان مرحوم استاد بشیر هروی حکایه میکرد.
بسیار خرسند شدم که یکبار دیگر فرزندی چون شما از استاد بزرگوار از آن بزرگمرد تاریخ یاد آوری نموده و دوستان و عزیزان را بیاد استاد برده و خاطرات شان را زنده ساخته اید.
منهم به نوبه خود ضمن آنکه ار پروردگار عالم برای استاد رحمت می طلبم ، نکات بسیار کوتاهی را تقدیم نموده به شما توفیق می طلبم.
من درست از سه دهه قبل بیاد میاورم که هنوز آغازین روز های آغاز کار رسمی ام در مطبوعات وطن بود و افتخار آشنایی و معرفت با مرحوم استاد بشیر هروی را حاصل نمودم . نخستین بار با استاد در دفتر روز نامه جمهوریت با هم آشنا شدیم و چنانکه دفاتر روز نامه های ملی انیس و جمهوریت در عصر مرحوم محمد داؤد خان در تعمیر مطبعه دولتی قرار داشت و تصادفآ در یک دهلیز و من در آن زمان کارمند مجله خانواده گی ژوندون بودم.
آقای بشیر را در دفتر ش دیدم که با مرحوم استاد توفیق هروی همکار بودند و من بخود می بالیدم که با استادان چون استاد بشیر و استاد توفیق آشنا شدم . بعد از چند روز دیگر متواتر در داخل مطبعه دولتی با هم میدیدیم و از احوال یکی دیگر جویا می گردیدیم.
من که تازه چیزهای می نوشتم و بدست نشر می سپردم جرئت میکردم تا از نظر استاد بگذرانم خصوصا ، نوشته های کوتاه ادبی و گاهی هم یگان طنز. بیادم می آید که اولین نوشته طنز گونه ام که عنوان آنرا مرحوم استاد « سرشار شمالی » برایم انتخاب نموده بود بنام « سرقت سمع » به روز نامه انیس به نشر سپرده شد و آنرا از نظر استاد بشیر گذاشتانده بودم.
ارواح شاد استاد بشیر هروی که نه تنها برای من سمت استادی را دارد ، بلکه صد ها شاگردی را در این راستا تربیه نموده است و خدمات قابل قدری را در مطبوعات و جامعه افغانی انجام داده است.
خاطرات بسیار ماندگاری است که در آن زمان ، افتخار همکاری استادان چون بشیرهروی پدر بزرگوار تان ، آقای مرحوم استاد توفیق ، شهید استاد مرحوم سرشار روشنی ، مرحوم ابراهیم عباسی ، مرحوم رحیم رفعت ، جلال نورانی ، مرحوم آقای هدا ، استاد محترم محمود فارانی ، استاد محترم آصف فکرت ، محترم عظیم کابل وال ، محترمه پروین علی ، محترم صدیق رهپو و بعد ها از شخص خود شما را داشتم واز همه به قدر دانی یاد آور میشوم.
عبدالرشید آشتی
|